۶ دی ۱۳۸۷

دنیای بی زبانی


ونیز،  سرد سرد
خسته ازطلاطم مدیترانه وقایق های سرگردان
کوچه هاش مملو ازمجسمه های  مدرن
فرصت را غنیمت می داند
File:Piazza San Marco with the Basilica, by Canaletto, 1730. Fogg Art Museum, Cambridge.jpgتاقرار مرگ
اینسو عزرائیل گمنام است
هراس ازدموکراسی همه  را می بلعد

ومرد ازکوله بارغمش
بادنیایی از متانت
 سرود شب میخواند
باید سرود 
بایدخواند وباید نوشت
دنیای بی زبانی
روزهای تلخ
گیسوانی پژمرده
فکرهای پریشان
ذهن های ناقرار
رنگ تیره یی چشمانم را میریسد
سکوت بس است
درخت ضعیف کابل دیگرسبز نخواهد بود
برخیز عزیزم
سن مارکوی بزرگ با ابوهت تمام حضور سفیران جوانی  را به نظاره نشسته است
صدای آشنای همه را به خیابان اورلند میخواند
مرگ،  آری مرگ
 لکه های خون شعر میخواند
کودک گرسنه، فراری ازجنگ
دلم شو ر میزند بادکنک را هوا کنم وروی آن بنویسم : باغبان دربازکن من مرد گل چین نیستم.

 بصیرآهنگ
26/12/2008 شهرونیز
تقدیم به ظاهر کودک مهاجر افغانی که درشهر ونیز کشته شد.

۵ دی ۱۳۸۷

ده نفرازپناهجویان افغانی ازمرگ نجات یافتند


پلیس شاهراه شمال ایتالیا میگوید ده پناهجوی افغانستانی که بطور مخفیانه خودرا دریک کامیون برای رسیدن به کشور اتریش جاسازی نموده بودند ازخطرمرگ نجات یافتند. این پناهجویان که دراثر سرمای شدید نزدیک بود جانهای خودرا ازدست بدهند مجبورشدند قبل ازرسیدن به هدف باسروصدای زیاد کامیون را توقف دهند. راننده این کامیون که یک شهروند کشور اتریش است میگوید درحالیکه قبل ازحرکت ازبندرپاترای یونان کامیونش را چندین بار پالیده است تاکسی درآن مخفی نشده باشداما هنگامیکه دراتوبان zogliano  درشمال ایتالیا رسیده است سروصدای ترسناکی  این افراد ازداخل کامیون اورا مجبور به توقف نموده واو بلافاصله به پلیس شاهراه این موضوع را گزارش داده است وخود ازترس نتوانسته است دروازه کاتینیر را بازکند. پلیس شاهراه بلافاصله بعدازدریافت این خبرخودرا  به آنجا رسانده واین افراد را که درحال جان باختن بوده است ازکانتینیر بیرون کرده است.
 
این افراد به دلیل یخ زدگی شدید توسط پلیس به بیمارستان منتقل شده وفعلن وضعیت شان به حالت عادی برگشته است. پلیس شهری شمال ایتالیا درمورد سرنوشت این افراد میگوید طبق قانون چند نفراز این پناهجویان که سن شان پایین تراز 18 سال است درکمپ های مهاجرین پذیرفته خواهند شد وبقیه بعد ازمرخصی ازبیمارستان مؤظف هستند تا پنج روزدیگر خاک ایتالیا را ترک نمایند. روزنامه Messaggero del’Udine بانشراین گزارش این اتفاق را تماس بایک تراژدی خوانده است. دراین روزنامه وضعیت این پناهجویان بسیار اسف بارگزارش شده است. گفته میشود این افراد مدت زیادی دربندرپاترای یونان زندگی نموده اند وبه دلیل مشکلات مالی حتا بعضی ازآنها لباس کافی وکفش نداشته است. درحال حاضرنزدیک به 2000 مهاجرافغانی که اکثرآنهارا جوانان زیرسن 18 تشکیل میدهد، درکشوریونان بسرمیبرند که همه ی آنها قصد دارند ازطریق بنادرایتالیا خودرا به کشورهای دیگر اروپایی انتقال دهند. طبق گزارشها این افراد به طروق گوناگون تن به این مسافرت خطر ناک میدهند، آنهایی که پول دارند توسط قاچاقبران بطورضمانتی  به کشورهای دیگر انتقال داده میشوند که دراین صورت خطر مرگ آنها نیز از100% به نصف کاهش می یابد ولی کسانی که پول ندارند مجورند با پذیرفتن خطر مرگ خودرا درزیر کامیون ها جاسازی نموده وبه کشورهای دیگر منتقل نمایند. کسانیکه توسط قاچاقبران ازآنجا انتقال داده شده اند میگویند هربکدام مبلغ 2 تا3 هزار یورو برای قاچاقبر پرداخته اند. ازسوی دیگر وضعیت مهاجرین افغانی درکشور یونان به شدت دردناک توصیف میشود. آنها علاوه براینکه روزانه چندین بارمورد خشونت وشکنجه پلیس یونان قرار میگیرند، ازنگاه صحی وتغذیه نیزمشکلات فراوان دارند.
درطول هفته گذشته این دوم حادثه برای پناهجویان افغانی است که درشمال ایتالیا اتفاق افتاده است.

۳ دی ۱۳۸۷

مرگ کودک فراری از جنگ وگرسنگی در زیرلاستیک های تریلی

محمدظاهریک کودک 13 ساله افغانستانی که میخواست بطور قاچاق داخل ایتالیا شود توسط لاستیک های کامیون جان باخت. این اتفاق درخیابان اورلند شهرونیز چهارشنبه شب هفته گذشته حدود ساعت 10 شب بوقوع پیوسته است. تعداد انبوه ازمهاجرین افغانستانی که میخواهند وارد ایتالیا شوند مدت های زیادی به خاطر نداشتن پول درشهرپاترای کشور یونان مجبورند توقف نمایند تادرصورت امکان درکامیون های که عازم ایتالیا هستند خودرا جاسازی نموده وازاین طریق خودرا به ایتالیا برسانند. این مسافرت خطرناک که ممکن است 48 ساعت ادامه پیداکند برای این پناهجویان یک شانس حساب میشود زیرا آنها راه دیگری غیرازاین را ندارندبه گفته این پناهجویان اگرتوسط قاچاقبران بطور تضمینی بیایند مجبورند مبلغ 3000 یورو ازیونان تاایتالیا به آنها بپردازند.


ازسوی دیگرزندگی آنها دریونان به شدت بدتر ازشرایط افغانستان است زیرا وقتی یک پناهجوی افغانی به کشوریونان میرسد ازطرف پلیس بازداشت گردیده وبرای یک هفته دربازداشت گاه ها انداخته میشوند ولی پس ازاینکه توسط پلیس انگشت نگاری گردید، برگه ی ترک خاک را برایش میدهند ودرخیابانها رها میکنند. گفته میشود درحال حاضر بیش ازدوهزار پناهجوی افغانستان درشهرهای مختلف یونان بسر میبرند که درمیان اینها نزدیک به 200 فامیل نیز وجود دارد. این مهاجرین دروضعیت بسیار بدی زندگی میکنند واکثرآنها درپارکها وسرکها میخوابند وتعدادکمی هم در چادرها به سرمیبرند. ازسوی دیگر برخورد پلیس یونان نیزبااین پناهجویان به شدت خشن گزارش شده است. یکی ازاین پناهجویان درمصاحبه خود باشبکه تلویزیونی رای Rai ایتالیا گفته است: برخوردپلیس یونان به مراتب بدترازبرخورد طالبان است زیرا وقتی طالب بامن خشونت میکند ویاهم میزند من زبانش را میفهمم که به خاطر چی وچرا؟ ولی درخیابان های یونان بدون اینکه بفهمم بی خبرانه زیرلگدهای پلیس قرار میگیریم واصلن نمیدانم چی جرمی کرده ام. خشونت پلیس یونان به اندازه است که همه روزه تعدادی، سر ودستش توسط پلیس شکسته میشود وهیچ منبع هم نیست تا این قضیه را بررسی کند. ازسوی دیگر وضعیت صحی بسیار بد است واکثراین مهاجرین به توبرکلوز مبتلا شده اند درحالیکه اکثراین پناهجویان را کودکان زیرسن هجده تشکیل میدهد وازنظرقانون مهاجرت بین المللی دولت ها موظف اند برای این کودکان امکانات زندگی ودرس را مهیا کنند، متاسفانه بعضی ازکشورهای اروپایی ازجمله کشور یونان به این مواد قانون توجی ندارند. درکشور ایتالیا بااینکه خودرا اولین کشورمهاجر پذیر دنیا میخواند این قانون بطورجدی مد نظر گرفته نمیشود. بطور مثال باآنکه 3500 کمپ با مراکزپذیرش ونگهداری پناهنده های زیرسن ساخته شده است، نزدیک به 2000 پناهجوبدون داشتن سرپناهی درخیابانها وپارک ها میخوابند که ازآن جمله نزدیک به 400 نفرآنهارا مهاجرین افغانستانی تشکیل میدهد و اکثرا درشهرهای روم ومیلان این قضیه داغتراست. طبق آمارسال گذشته درایتالیا نزدیک به 4500 مهاجرافغانستانی زندگی میکنند.
شناسایی جسد:

حامد احمدی یکی ازفلم سازان افغانستانی که درشهرونیززندگی میکند میگوید: یک روز بعدازاین اتفاق یکی ازمسئولین شهرداری" ونیز"برایم تلفن کرد وازاین حادثه من را باخبرکرد.ولی بازهم هویت آن به خوبی معلوم نبود چون تنها مدرک که پلیس دردست داشت یک برگه ترک خاک یونان بود که آنهم توسط خون کاملا شسته شده بود. وتنها نصف عکس آن بطور نسبی سالم مانده بود. ولی چهار روزبعد ازآن شهرداری "ونیز" رسما ازمن خواست تا برای شناسایی هویت این جوان درمرکزپلیس بروم. وقتی وارد مرکز پلیس شدم ازمن خواستند دفترچه خاطراتی را که ازجیب آن یافته اند، برای شان ترجمه کنم چون پلیس شهرنظر به نوشته های این دفترچه فکر میکرد این جوان شاید عرب باشد چون تاهنوز درایتالیا مردم بازبان فارسی به صورت کامل آشنا نیستند ونمیدانند که الفبای آن چگونه است.وازنظرپلیس خط که در این دفتر نوشته شده است عربی بوده است. به راستی چقدر درد آوراست انسان به چیزی تبدیل شود که فقط ازروی ورق قابل شناسایی باشد. وجسد خودش به اندازه خورد وخمیرشود که دیگر هیچ نشانه درآن باقی نماند. حامد احمدی وقتی میخواست از ماجرای ترجمه دفترچه خاطرات این جوان صحبت کند یک دفعه آه سرد میکشد وچشمانش پراشک میشود. او میگوید اولین چیزی که یافتم شعری بود که به شدت من را تحت تاثیرقرار داد. دیگر نتوانستم طاقت بیاورم وناخودآگاه اشکهایم سرازیرشد تااینکه حتا پلیس ها نیز ازاین خاطر متاثر شدند.اومیگوید این افراد دروقتی کامیون های حامل کالاهای صادراتی درنزدیکی بندرشهرپاترا برای رفتن داخل کشتی توقف میکنند اینها خودرا مخفیانه درروی حصه یا چوکات زیری روی لاستیکها خودرا جاسازی مینمایند تابعدازرسیده به ایتالیا به محض توقف ماشین خودرا ازآنجا به بیرون پرتاب کنند. ولی اکثراین کامیون ها وقتی دراین طرف آب ازبندرخارج شدند به دلیلی سبک بودن بار دو لاستیک عقبی را بالا میکنند وکسی را که آنجا مخفی شده است را به خمیر تبدیل میکند.واین واقعن خطرناکترین کاراست که هرکسی تامجبور نباشد خودرا به این مرگ حتمی نمی اندازد.

باغبان! دربازکن من مرد گل چین نیستم/ من زخود گل داده ام محتاج هرگل نیستم
یعنی ای مردم من یک دزد نیستم که گلها ویا زیبایی های شما را بگیرم، من خودم زیبایی های دارم وآمده ام اینجا را زیبا کنم لذا مجتاج زیبایی های شما نیستم. در را بازکنید وازمن هراس نداشته باشید. دراین شعردنیایی ازحرف نهفته است و میتواند حتا فلسفه مهاجرت افغانی ها را بیان کند.
درصفحه دیگرش نوشته شده بود:
آنقدر درکشتی عشقت نشینم روز وشب/یابه عشقت میرسم یاغرق دریامیشوم
همزبانی ات قشنگ است
به راستی این یک تراژدی بزرگ است که قلب هرانسانی رامیسوزاند، یک کودک 13 ساله افغانی وقتی هیچ شانس برای زنده ماندنش نمیدید ومیدانست احتمال زنده ماندنش خیلی کم است تن این سفرداد، چون دراینجا شاید خطرمرگش 90 درصدبود ولی درکشورخودش شاید 100% مرگ واین برای همه یک درد است یک درد بزرگ ودرد را ازهرطرف که بخوانی درد است.
حامد احمدی میگوید پس ازبرگشت ازمرکزپلیس برای شهردارونیز یک نامه نوشتم ودراین نامه بطور خلاصه وضعیت افغانستان واین اتفاق را ذکر نمودم.
قسمت ازنامه حامد احمدی به شهردارونیز: آقای شهردار! یک روزشما ازمن پرسیدید که وضعیت افغانستان چطور است ولی من همان روز نتوانستم جواب شمارا بدهم ونمی خواستم هم جواب بدهم زیرا وضعیت فعلی افغانستان بالاتر وبدتر ازیک جنگ است.وچگونه میتوان هزاران مشکلی که درذهن هست آنرا توضیح داد. امروز بعد ازتلفون کردن به پدرظاهر مجبور شدم این سوال شما را جواب بدهم . وضعیت افغانستان اینست که روزانه ده ها نفرکه توان گریختن ازافغانستان را دارند کوشش میکنند ازآنجا فرارنموده وجان شان را نجات دهند. وضعیت افغانستان اینست که یک کودک 13 ساله افغانستانی درزیرلاستیک های کامیون خورد میشود.
کانفرانس خبری ازطرف شهردار ونیزدراین مورد:
بعدازآنکه نامه ی حامد به شهردار ونیز رسیده است شهردار تصمیم گرفت دراین زمینه یک کانفرانس مطبوعاتی برگزارنماید تاازاین طریق بتواند مردم ایتالیا وحکومت را تحت فشار قراردهد تادرمورد مهاجرین افغانستانی ها توجه جدی نمایند. دراین کانفرانس خبری که دردفترشهرداربرگزار شده بود خبرنگاران ازشهرها ورسانه های مختلف درآن شرکت نموده بودند وازطرف افغانستانی ها نیز چندنفری ازجمله نقی احسانی، خادم حیدری، حامد احمدی و بصیرآهنگ نیزدراین کانفرانس دعوت گردیده بودند.
گزیده حرف ها دراین کانفرانس:

آقای سیمینیوتیsiminiotti)) معاون شهرداری ونیزدرامورسیاست های اجتماعی: تاکی ما بی تفاوت بمانیم. او باخطاب به پلیس مرزی ایتالیا گفت تاکی گوشهای ماکر باشد وتاکی چشمهای ما واقعیت ها را نبیند وکسانی که واقعن حق پناهندگی را دارند نادیده گرفته شود. ما نظربه صلاحیت که داریم به عنوان شهرداری باامکانات دردست داشته ی خود کوشش میکنیم این افراد را جذب کنیم وبرای شان امکانات زندگی فراهم کنیم. اما این کارپلیس است که باید این افراد را برای ما معرفی کنند. زیرا این صلاحیت ومسئولیت پلیس است که وقتی یک پناهجورا مشاهده میکنند باید فورا آنرا به شهرداری معرفی نمایند. ولی متاسفانه اینکار هیچ گاهی صورت نگرفته است بطور مثال درسال گذشته طبق آمار رسمی تنها دربندر ونیز 850 نفرازمهاجرین افغانستانی مشاهده شده است که ازآنجمله فقط 60 نفرازآنها توسط پلیس به مسئولین کمک های اجتماعی وشهرداری معرفی شده است ولی بقیه توسط پلیس مرزی دوباره به یونان برگردانده شده اند. اوگفت برای ما واقعن شرم آور است که درهمه جا لاف میزنیم وبه صرف هزینه های زیادی درکشورهای مختلف برای کمک میگردیم ولی یک کودک 13 ساله پناهجوی در جلوی دروازه خانه ما میمیرد وکسی نیست به دادش برسد. اگربحث انسانیت است واگرنمیخواهیم به یونان دوم تبدیل شویم باید یک سیاست سنجیده درقبال این مهاجرین درنظرگرفته شود.
خانم زنیلاzanella)) معاون شهرداری درامور فرهنگ صلح وجوانان: این اتفاق یک فاجعه بزرگ است ومهم نیست که این جوان چندساله بوده است بهرحال مرگ یک انسان است واهمیت خاص دارد. او ازبروکراسی حاکم درحکومت راستی های ایتالیا انتقاد کرد وگفت باوجود اینکه ما برای سرویس دهی خدمات برای کودکان پناهجو که سن شان پاینتر از18 سال است سالانه مبلغ 3.5 ملیون یورو درشهرونیزهزینه داریم ولی متاسفانه این مبلغ بطور درست مصرف نمیشود تامشکلات این پناهجویان حل گردد.
نقی احسانی: هرپناهجوی افغانستان با صرف هزینه زیاد وباپذیرفتن یک سفر دور ودراز وخطرناک خودرا به اروپا میرسانندولی حکومت های اروپایی متاسفانه مایل نیستند حرف های این پناهجویان را بشنود چون همه فقط به ظاهر قضیه نگاه میکنند. ازسوی دیگر اینها درواقع مجبورند بیایند چون وضعیت درافغانستان به شدت وخیم است و وضعیت فعلی افغانستان نیز زاییده عدم توجه جدی جامعه جهانی درقبال افغانستان است.بایدگفت هرپناهجوی افغانی که باخطرانداختن جانش به اروپا میرسد درحقیقت یک سفیراست،هرکدام اینها یک پیام، یک گزارش، یک داستان ویک قصه ازواقعیت های موجود درافغانستان است که میخواهند به طور مستند وضعیت کشورشانرا به این مردم گزارش دهند. شنیدن حرف های اینها برای اروپایی ها کمک میکند تاازعمق قضایای افغانستان باخبرشوند ولی وقتی این سفیران جوان به مرزهای اروپا میرسند، پس رانده میشوند چون به نظرمن مردم اروپا تاهنوز حقیقت افغانستان را درک نکرده اند ولی ناخودآگاه درآن درگیرهستند. حال اگراین افراد که حاوی پیام های زیاد برای روشن شدن قضایا به اروپا می آیند، سربازان اروپایی نیز درافغانستان ویادرخانه های جدید شان درآنجا هستند دراینجا یک مبادله صورت گرفته است واین قضیه باید درک شود چون هرمشکل که درافغانستان وجوددارد میتواند یک مشکل بین المللی باشد. وقتی این کودک ازبین رفته است درحقیقت یک قصه ویک پیام ازبین رفته وگزارش به مقصد نرسیده است پس دوطرف ضرر کرده ایم زیرا گفتمان صورت نگرفته است.
بصیرآهنگ: امروزدراینجا هستیم ومیخواهیم ازیک تراژدی ویک غم صحبت کنیم، حادثه که یک هفته قبل درشهرونیزرخ داده است. اما به نظرمن این اولین وآخرین اتفاق نخواهد بود. این گونه داستانها برای مردم افغانستان متاسفانه به یک چیزعادی تبدیل شده است. شاید بدانید که روزانه درافغانستان تعداد زیادی زندگی شانرا ازدست میدهند پس گفته میتوانیم که زندگی مردم افغانستان همیشه باغم وخشونت میگذرد. اما این قضیه باداستانهای دیگر خیلی متفاوت است. شما فکرکنید یک کودک 13 ساله ازکشورش فرار میکند تازندگی اش را نجات دهد، او مرزهای طولانی وخطرناکی را پشت سرمیگذارد درآخر این آرزویش به حقیقت تبدیل نمیشود زیرا لاستیکهای کامیون او را له میکند. شماشاید فکر کنید که چرا اینها باموجودیت چنین خطراتی می آیند؟ من میتوانم بگویم که اینها مجبورند زیرا متاسفانه وضعیت افغانستان طوری است که هیچ کس احساس امنیت ندارد.واین یک چیزعادی است که همه انسانها کوشش میکنند تازنده بمانند. حکومت کرزی به اندازه ضعیف است که حتا درکابل پایتخت نمیتواند امنیت را تضمین کند. خشونت، آدم کشی وچپاول به یک چیز روزمره گی وعادی تبدیل شده است. درسال جاری نزدیک به 1500 نفر درافغانستان کشته شده است ودرهمین سال نزدیک به 15 دخترخوردسال تجاوزشده است. تمام این چیزها دروضعیتی اتفاق افتاده واتفاق خواهد افتاد که نیروی های 45 کشورغربی نیز درآنجا حضور دارند واین وضعیت را میبینند. این نیروها برای آوردن صلح واجرای عدالت به آنجارفته اند ولی باحضورشان هیچ چیزی تغییر نکرده است. ما فعلن درآستانه سال جدید میلادی قرار داریم. دراین روزها مردم درتمام دنیا خوشحالند وپدران ومادران درهمه جا مصروف خرید تحفه سال نو به فرزندان شان هستند ولی پدران ومادران افغانستان فقط میتوانند یک قبر به فرزندشان هدیه بکنند. اینست حقیقت وضعیت افغانستان.
بعدازوقوع این حادثه پلیس های مرزی ایتالیا کمی تکان خورده است ودرتلاش اند برای مهاراین اتفاقات راه خوبتری رابیابند. قربانعلی اسماعیلی درتماس تلفنی برایم گفت قرار است یک کانفرانس خبری به تاریخ 22 دسامبر دربندر باری BARI دوم بندر که تعداد مراجعین پناهجویان می باشدنیز گرفته شده است.ودرآن تلاش میشود راه حلی باشنیدن سرگذشت های مهاجرین برای این قضیه پیداکنند.
بااین حال درسال جاری این سوم حادثه مرگ کودکان مهاجر افغانی درایتالیا است که به صورت مشابه درزیرکامیون ها جان باخته اند.

۲۲ آذر ۱۳۸۷

یک امتیاز برای هرات!



شب یک شنبه تاریخ 7 دسامبر کانفرانس بزرگی زیرعنوان (پلی برای هرات) ازطرف نیروی زمینی ارتش ایتالیا وکوماندوهای کوه نورد این کشور درشهر تاریخی چی وی دال (cividale) یکی ازپایتخت های امپراطوری روم باستان برگزارگردیده بود. هدف ازاین کانفرانس جمع آوری کمک های مردمی وموسسات خیریه اجتماعی برای کارهای بازسازی درشهر باستانی هرات توسط نیروهای بازسازی ولایتی (PRT) بود که این برنامه را درشهر هرات نیروهای ایتالیا به عهده دارند.

دراین کانفرانس ابتدا شهردار چی وی دال سخنرانی نموده وازکارهای نیروی ایتالیا درافغانستان قدردانی کرد. او همچنان ازمردم ایتالیا خواست تابانیروهای ارتش همکار باشند زیرا آنها وظیفه ی بسیارسنگین ومقدسی رادرافغانستان به عهده دارند. او نیروهای ارتش ایتالیا را فرشته های نجات خوانده وگفت، ما باسابقه دوستی خوبی که بامردم افغانستان داریم هیچ گاهی نمیتوانیم درقبال این کشوربی تفاوت باشیم زیرا اززمان امان الله خان شاه فقید افغانستان به بعد ما همیشه درکنار مردم افغانستان بوده ایم وآنها نیزازبودن ما خرسند خواهند بود. او جنگ درافغانستان را یک مشکل بین المللی خواند وگفت فکرنکنید مردم افغانستان تروریست هستند بلکه این یک بلای جهانی است که تاحال بیشترمردم افغانستان را رنج داده است.

پس ازآن آقای مارشال چابریلی که به تازگی ازافغانستان برگشته است چشم دید هایش را ازاوضاع امنیتی گرفته تاآموزش وپروش، وضعیت کودکان، نقض حقوق زن وفساد اداری برای مردم بازگو کرد. آقای چابریلی گفت سربازان کرزی دربرقراری امنیت بیش ازاندازه ضعیف وبی تفاوت هستند، اوگفت دربعضی ازموارد نیروی پلیس افغانستان به امنیت همان چهاردیوارکه خود درآن سکونت دارد نیز نمی اندیشند . بنابراین دربسیاری ازموارد نیروی های طالبان شبانه آنهارا درداخل پوسته های شان غافل گیر نموده وازبین می برند. اوگفت درطول سال 2008 ماشاهد خشونت های زیادی درافغانستان بوده ایم که درخیلی ازموارد حضورنیروی های حافظ صلح بین المللی زیرسوال رفته است. بنابراین مردم این کشور ازوضعیت کنونی به شدت خشم گین می باشند، اوباوجود اینکه کارهای ارتش ایتالیادرافغانستان را قابل تمجید دانست گفت نباید به کارکردهای گذشته اکتفا کنیم بلکه نیازمندی های فعلی افغانستان نیازمند توجه بیشتربه این کشور است. زیرا وضعیت فعلی بسیار نگران کننده است وماباید کوشش کنیم تا وضعیت دوباره به حالت نورمال برگردد.

درپایان کرنیل رینتوبون انّی فرماندهی یکی ازگروپ های کوماندوهای کوه نورد ارتش ایتالیا که او نیز دوماه پیش ازافغانستان برگشته است برای مردم سخنرانی کرد. اودرسخنانش گفت ما تصمیم گرفته ایم کمک های خودرا بیشتر دربالابردن سطح آموزش وپرورش وصحت متمرکزنماییم. زیرا سواد وصحت ازاولویت های مردم افغانستان است. کاردرزمینه های فوق گرچند نیازبه زمان زیاد دارد اما امیدواریم قدم های نخستین را بااحتیاط کامل برداریم. اوگفت ماوقتی میتوانیم ازکارهای خود درافغانستان افتخارکنیم که دیگرهیچ دختروپسرافغانستانی از نبود مراکزآموزش رنج نبیند. اودرحالیکه ازکارکردهای بعض ازکشورهای غربی درافغانستان انتقاد کرد گفت اودرضمن اینکه ازاین کشورها نام نبرد گفت متاسفانه بعضی ازکشورها فقط به کارهای اقتصادی می اندیشند نه به وضعیت ونیازمندی های مردم افغانستان.اوبااشاره به مشکل فقرگفت باوجود رسیده فصل سرما عده ی زیاد ازمردم افغانستان درمناطق مختلف نیازبه مواد غذایی دارد که باید کشورهای کمک کننده برای مقابله بااین مشکل هرچه زودتر اقدام نماید وگرنه باوجود تراژدی غم انگیزسال گذشته درهرات، امسال نیزاگر به وضعیت رسیدگی نشود فاجعه بزرگ انسانی دراین کشوررخ خواهد داد.
دراین محفل خبرنگاران وشخصیت های معروف ازسراسر ایتالیا شرکت نموده بود که درمیان آنها رییس تلویزیون rai وبعضی ازورزشکاران باشگاه میلان نیزدرمیان شرکت کننده گان به چشم میخورد. دراخیر این برنامه خبرنگاران شرکت کننده که بعضی ازآنها سفرهای به افغانستان نموده بودند باراه اندازی یک بحث آزاد روی وضعیت فعلی افغانستان گفتگو نمودند که درآن من نیز سهم داشتم صحبت کنم.

پس ازآنکه من صحبتم را درباره اتفاقات اخیردرافغانستان شروع کردم برای همه جالب بود بشنوند که مردم افغانستان نسبت به نیروی ایتالیا باچی دیدی نگاه میکنند وآیاازکارهای آنان راضی هستند یانه؟ من برای آنها کوشش کردم بطور مستند بعضی ازچیزها را بگویم. درمورد ارتش ایتالیا گفتم ازاینکه نیروهای شما درجنگ های خانمان سوزشرکت نمیکنند وازاینکه تاحال برخوردخوبی باغیرنظامیان داشته اند مردم افغانستان خرسند است وازشما تشکر میکنند. وازاینکه تاحال کمک های شما به مناطق که واقعن نیازمند است نرسیده است بعضی ها فکرمیکنند که شمافقط درمناطقی کمک خواهیدکردکه درآن منطقه ناامنی وجنگ باشد. پس باید روش کار را عوض کرد وهمیشه درشناسایی مناطق که به کمک شما نیازدارند وبه آن ارج میگذارند توجه کرد.
گفتم درطول 7سال گذشته خیلی اشتباهات زیادی رخ داده است که اگر اینطوری نمیشد بی شک وضعیت خوبترمی بود. به هرحال همه جنرال های بازنشسته ارتش ایتالیا درختم محفل به من میگفتند که حرفهایم را قبول دارند وآنها نیزبرای تغییرروش کاری خود دست به کارشده اند. زیرامطمئن هستند وضعیت فعلی زاییده روشهای اشتباه کشورهای کمک کننده وضعف حکومت افغانستان درسیستم اداری بوده است.محفل بانمایش عکسهای ازکمک های نیرویPRT درهرات ووضعیت فرهنگی واجتماعی افغانستان به پایان رسید.
عکسهای که دراین محفل توسط پروجکتوربه نمایش گذاشته شده بود درطول 6 سال ازولایت های مختلف افغانستان توسط خبرنگاران مختلف ایتالیایی ازجمله عکاس وخبرنگار معروف این کشورگابریل تورسیلوGabriel Torsello گرفته شده بود که عنوان آن را افغانستان ازنگاه دوربین گذاشته بودند. این محفل قراراست درشهر های مختلف برگزارشود ودراخیرکمک های جمع آوری شده توسط یک گروپ تازه نفس ازارتش ایتالیا به افغانستان انتقال داده خواهد شد. امیدواریم این کمک ها به راه درستی به مصرف برسد وهمان طوری که به نام مردم افغانستان جمع آوری میشود دراختیارمردم افغانستان قرارداده شود.
دراین محفل ازطرف شرکت های تجاری، باشگاه معروف ورزشی ومردم عادی کمک های صورت گرفت که اگردرشهرهای دیگرنیزبه همین منوال صورت گیرد امیدواری وجود دارد که این کمک ها میتواند حداقل مشکلات آموزشی چند منطقه ی را که ایشان درنظردارند کمک کنند به نحوی نسبتا حل خواهد کرد. بازهم امید که واقعن کمک ها به جایش برسد وبه راهش مصرف شود.