۱۹ بهمن ۱۳۸۷

يونان: آوارگی و نقض حقوق بشر(قسمت اول)


دوروز است به شبه جزیره ی پاترا دریونان سفر کرده ایم دراین سفرکه چهارروز طول خواهد کشید میخواهیم ازوضعیت هزاران مهاجرین که ازکشور های مختلف دراین منطقه گرد آمده اند ومنتظرند باقبول بزرگترین ریسک، باجاسازی کردن خود درزیرکامیون های که حامل کالای صادراتی به ایتالیا هستند، خودرا جاسازی نموده وخودرا به آن طرف بحیره ادریاتیک برسانند . شبه جزیره ی پاترا درجنوب یونان قرار دارد منطقه ای که درآن هیچ قانونی مراعات نمیشود. این شهر کوچک همیشه ازکنترل دولت ضعیف یونان نسبا خارج ومافیای مواد مخدر وقاچاق انسان دراین شهرازقدرت بسیار بالایی برخوردار بوده که این وضعیت مردم این شهر را به شدت خسته نموده است. من دراین سفر شامل گروپ هفت نفری هستم که عبارت اند از سه خبرنگار، دو داکتر معالج بدون مرز ودو وکیل دعوا. این گروپ کوشش میکند مهاجرین را که در وضعیت بد پاترا گیرمانده اند تا اندازه توان کمک نمایند. کمک های ما شامل تهیه گزارش ازوضعیت آنها برای اتحادیه اروپا، معالجه افراد مریض و ریکورس کیس های افرادی که ازبندرهای ایتالیا با آنکه برگه ترک خاک یونان داشته اند ودرخواست پناهندگی سیاسی ازکشور ایتالیا نموده بوده اند برخلاف قانون بین المللی مهاجرت رد مرزشده اند. این حرکت زمانی شروع شد که یک کودک 13 ساله افغانی برای داخل شدن درخاک ایتالیا در زیر کامیون جان داد . پس ازآن حادثه احزاب کمونستی ایتالیا درمقابل سیاست ضد مهاجرین دولت راستی سیلویو برلوسکونی اعتراض نموده وبرای چندین روز درشهر های مختلف ایتالیا تظاهرات نمودند که ازجمله تظاهرات این احزاب درشهر ونیز برای دولت فاشیستی ایتالیا بسیار قدرتمند وتکان دهنده بود.


از وقتی که به شهر پاترا رسیده ایم تاحال چیزهای عجیبی را شاهد هستیم . برخورد پلیس وکوماندوهای بندر با مهاجرین بسیار خشن ودردناک است به محض اینکه ازکشتی خارج شدیم اولین بار چشمم به سه جوان افغانی افتاد که توسط پلیس اززیرکامیون بیرون کشیده شده بود. پلیس ها دست های این سه نفررا به پشت بسته بود وبا خشونت تمام آنان را لت وکوب میکرد. واقعن اینجا خیلی خطرناک است ما حتا نتوانستیم به آنها نزدیک شویم. دوستانم که دریک کانال تلویزیونی ایتالیا کارمیکنند به من گفت مبادا پلیس کامره وید یو و یا عکاسی را در دستت ببینند زیرا بعدازآن خلاصی ازدست آنها کار دشواری است. تقریبا ده دقیقه بعد ازخارج ازکشتی یکی ازدوستانم که وکیل دعوا است توسط پلیس متوقف گردید وبازرسی شد. آنها به این زودی فهمیده بودند که ما دنبال چه چیزی دراین شهر آمده ایم. ساعت چهار بعد ازظهر به یکی ازپارک های شهر پاترا رفتیم تا کدام مهاجر افغانی را پیداکنیم تامارا به کمپ مهاجرین افغانی رهنمایی کنند. بعداز یک ساعت نشستن درپارک توانستیم سه نوجوان افغانی را درآنجا پیداکنیم ازآنها درمورد وضعیت مهاجرین پرسیدم. یکی ازآنها که خودرا احسان الله وازولایت میدان وردک معرفی میکند باچشم های اشک آلود گفت بهتراست خود تان بروید وازنزدیک ببینید سپس گلویش را باعقده ی زیاد بست وصورتش را برگرداند تامبادا اشکهایش را ببینیم. هنگامی که میخواستیم ازاین پارک خارج شویم دوباره توسط پلیس متوقف گردیدیم وآنها به مدت یکساعت مارا درآنجا نگه داشتند. خوب شد فورا به دوستان یونانی زنگ زدیم وآنها به داد ما رسیدند و ماراازدست پلیس که میخواست کمره های عکاسی وتصویربرداری مارا ضبط کند و ما را به یک شب درقوماندانی پلیس برای بازجویی نگهدارد نجات دادند.


این خبرازکانال تلویزیون پاترا نشرشد وحالا وضعیت برای ما بسیار خطرناک شده است. زیرا درهرگوشه ی شهر تحت تعقیب پلیس قرار داریم آنها امروز مارا تاداخل کمپ مهاجرین افغانی نیز دنبال کرده بودند وازچندین نفرپرسیده بودند که این افراد برای چی به کمپ آمده اند؟ "سید علی یکی ازمهاجرین افغانی ازآمدن پلیس ها مارا باخبرساخت". واقعن برایم تکان دهنده است امروز صبح با دوستانم به منطقه که درآن مهاجرین افغانی زندگی میکنند رفتیم. دیدن وضعیت آنها برای هر انسانی درد آور است منطقه که شباهت نزدیک به دریای کابل دارد پرازکثافات و تعفن. دراینجا نزدیک به دوهزار نفرافغانی درخیمه های خودساخته بسرمیبرند که اکثریت آنها کودکان بین سنین 14 الی 20 هستند. وضعیت روحی آنها بسیار بد است وتقریبا همه ی آنها به مرض روانی دچار هستند. بعضی ازاین افراد که مدت های زیاد دراینجا هستند به کلی دیوانه شده اند و وقتی بیگانه ای را میبینند صورتشان را میپوشانند. امروز باتعدادی ازآنها مصاحبه نمودم. آنها قصه های بسیار غمناکی را بامن گفتند. هرکسی موقع صحبت کردن گریه میکرد برایم واقعن دردآور وفراموش نشدنی است. آنها میگویند درهرگوشه وکنار شهر توسط پلیس به شکل وحشتناکی لت وکوب میشوند. چند نفر که همین امروز دست وسرش توسط پلیس شکسته شده بود گریه کنان به آنجا آمدند. خیلی رقت بار بود. آنها میگفتند چرا حقوق بشر برای افغانی نیست؟ آیا افغان ها بشرنیستند؟ یک ازآنها گفت اینجا بدتر ازموسی قلعه وهلمند است واین ها بدتر ازطالبان هستند، زیرا وقتی طالب ما را لت وکوب مینمود ما می فهمیدیم به چه گناهی محاکمه میشویم ولی اینجا بدون اینکه بدانی وقتی درخیابان را میروی بطور ناگهانی مورد لت وکوب پلیس قرار میگیری واصلن آنها نمیگویند چرا با ما اینگونه خشونت میکنند. اگرحق زندگی دراینجا را نداریم اینها چرا به کشور ما رفته اند وکشور مارا به خاک وخون کشیده اند. وضعیت پاترا بسیار خطرناک است وهیچ کسی دراین شهرامنیت روحی ندارد.


امشب دوستان یونانی ما که ازیک حزب چپی این کشور هستند مارا دریک جلسه دعوت کرده بودند این جلسه نیزبه خاطربرخورد بسیار بد پلیس ودرکل دولت یونان با مهاجرین تشکیل شده بود وقرار است آنها به همین خاطردرشهر پاترا تظاهرات نمایند. درجلسه امشب آنها قبل ازهمه ازمن خواهش کردند درمورد وضعیت افغانستان واینکه چرا افغانستانی ها با تحمل مشکلات زیاد وپشت سرگذاشتن اینهمه راه های خطرناک به اینجا می آیند صحبت کنم. من ازنبود امنیت ، بدبختی وجنگ برای آنها گفتم واینکه هفت سال است امریکایی ها باخون مردم افغانستان تجارت کرده اند وبالاخره تاحال ما نمیدانیم که آنها با دولت ومردم افغانستان هستند یا باطالبان والقاعده وتروریست وهمه وهمه ازدید خودم نسبت به قضیه افغانستان صحبت کردم وبعد همه ی دوستانم به نوبت درمورد وضعیت مهاجرین افغانی دریونان درجلسه سخنرانی نمودند. دراین جلسه نزدیک به سی نفرازوکلای یونان نیزحضور داشتند وآنها درسخنان شان گفتند ما تجربه ی کافی نداشتیم ولی حالا حرکت کرده ایم یعنی ازخواب خیسته ایم وکوشش میکنیم دیگر هیچ مهاجری وبه خصوص افغانی ها در یونان ومورد تبعیض وخشونت قرارنگیرند آنها گفتند که متاسفانه تاهنوز ریشه های فاشیست دراین کشور نخشکیده است وآنها تاهنوزاین مردم را رنج میدهند. امیدوارم تظاهرات آنها بتواند برای این مهاجرین مظلوم کمک نماید.

۱۱ بهمن ۱۳۸۷

موسی ناصر شاعر اردو سرای افغانستانی را بشناسید


موسی ناصردر سال  1979 درلایت غزنی متولد وبعد ازسپری کردن ده سال اول عمرش به دلیل جنگ های که درافغانستان شعله وربود به دیارغربت هجرت نموده ودرشهرکویطه پاکستان مسکن گزیده است. وی باتحمل مشکلات زیاد دوران آموزش ابتدایی تاعالی را درشهر کویطه دردبیرستان یزدان خان به پایان رسانیده وبعدازفراغت از مکتب تحصیلاتش را دررشته ادبیات اردو درپاکستان اکادمی ادامه داده وازآنجا به رتبه لسانس فارغ گردیده است.
موسی ناصر از دوران مکتب سرودن شعر را آغازنموده ودرچندین جشنواره ادبی درپاکستان شرکت نموده است. بیشتر شعرهای موسی ناصر درزبان اردو به مشکلات میهنش افغانستان خلاصه میشود. او ازسال 2002 به بعد به زبان فارسی  به قالب چهاربیتی  درلهجه هزاره گی نیز سرودن شعر را آغازنموده است .
او میگوید من فرزند انقلاب هستم، فرزند جنگ ونماینده یک قشر ازجوانان وهم صنفانم که درافغانستان به خاطر آرمان های پلید بعضی ها چون گل پرپر شدند. من همیشه از درد گفته ام وازغم سروده ام. میخواهم ازاین طریق درخدمت مردم وکشورم باشم وصدای کشورم را درگوشه ی بلند کنم. من افغانستان را برای همه میخواهم ، خلاصه میخواهم برای ساختن این خانه مشترک همه به اندازه توانش درهرگوشه ی که هستند فعالانه کار وتلاش نمایند. موسی ناصر فعلن درشهر پادوا درایالت veneto درایتالیا زندگی میکند، او برای تقی خان آوازخان جوان افغانی نیز شعر می سراید. تقی خان درآلبوم جدیدش که به زود ترین فرصت دربازار خواهد آمد سه شعر ازموسی ناصر را کمپوز نموده است. ازاین پیش نیز اکثر آوازخوانان محلی هزاره گی  از سروده های این شاعر درآهنگ هایش استفاده نموده اند.
گرچند تاحال کدام مجموعه شعری اش را به چاپ نرسانده است ولی درآینده قصد دارد چهاربیتی هایش را دریک مجموعه نشر وبه علاقه مندان تقدیم نماید.
موسی ناصر ازوضعیت ناهنجوار کنونی به شدت ناراض است، به نظراو تعصبات جاری درافغانستان ریشه درخارج ازمرزهای کشور دارد. دراین مورد ناصر شعرهای زیادی سروده است.
بیه آلی دوری زمانه نکو
ده گفت مردم بیگانه نکو
ده هوس قلای دیگه مردم
خانه گیلی مره ویرانه نکو
دو نمونه ازشعر موسی ناصر به زبان اردو:
جسپول کو سنجاتا مینی او پول چوپا کانطا بنکر
ایس دل سی نیکلی آهی بکا موهیب سا سناتا بنکر
الفت کی جزبی می آکر اخلاص سیجدیا مینی
اونکی جفایی مجکو لگی نفرت کی ایک چانطا بنکر
…………………
نارو موسی جیب می دولت نهی تو کیا
اونکی نظرومی تیری محبت نهی تو کیا
اونکی کتابی دل می تیرا عشق نقش هی
گرچی چهره  پهی عبارت نهی تو کیا
ناصرازغربت ومهاجرت خسته است ومیگوید کشورم را باتمام بدبختی هایش دوست دارم وفرهنگ مردمم را درهمه جا گرامی میدارم.
یادشی بخیر رسم خودگون مو خوب بود
قطی شیشتو بل دسترخون مو خوب بود
ازهر سو جمع مو شود کته  و ر یزه
مجلس کدو چای خوردون مو خوب بود

۱ بهمن ۱۳۸۷

رئیس جمهور بی کفایت به زندگی ننگینش ادامه میدهد!



ازشروع حاکمیت رییس جمهور کرزی وتیم ناکامش مردم افغانستان بدترین شرایط را درتاریخ این کشور درهمه ی عرصه های زندگی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی تجربه نموده است.گرچند شروع حاکمیت کرزی پایان یک فصل تاریک درافغانستان بود که به همه مردم نوید خوشبختی وسعادت را میداد اما رفته رفته این امیدها را یخ بست ومردم دوباره به یک دوره خفقان ازنوع مدرن وسیستماتیک روبروگردیدند.اگردوره ی تاریک طالبان با دوران حاکمیت رییس جمهور کرزی به مقایسه گذاشته شود، بازهم دوره ی طالبان باهمه تاریکی هایش، مزایای خوبی هم برای مردم افغانستان داشته است. دردوران طالبان گرچند آزادی های فردی وجود نداشت، درعرصه سیاسی واجتماعی کشور یک مکانیزم خاص وقانونمند وجود نداشت ولی مردم عادی زندگی آرامی داشتند و به هیچ کسی تجاوز صورت نمیگرفت، احساس ناامنی وجود نداشت، یافتن کاروشغل برای هر متقاضی درتمامی نقاط کشور ممکن بود،قیم بازار تحت کنترول بود وگراف جرم وجنایت درپایین ترین سطح قرار داشت.حکومت کرزی باوجود اینکه باشعارآزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی، قانون مداری،اصلاحات وانکشاف شروع شد ولی درعمل هیچ یکی از این موادات تحقق نیافت وباگذشت هرروزمردم به چالش های جدیدی روبروگردید که درتاریخ افغانستان شاید نظیرنداشته است.
دراوایل امیدواری مردم به حدی بود که کرزی را پدرصلح درافغانستان لقب داده بودند اما این شخص هیچگاهی نتوانست یک ابتکار عمل ازخود نشان دهد وبرای مردم ثابت کند که میتواند به عنوان زعیم مملکت قابل اعتماد مردم باشد.دوران شروع حاکمیت کرزی که یک حکومت ائتلافی با ترکیب مافیای جهادی ودزدان کریوات داربود، درهمان روزهای اول ازمدیریت شخص کرزی خارج گردید.زیرااین دوره بارقابت های جنگ سالاران،انجیئو سالار ها واشخاص بانفوذ دیگری که درترکیب دولت قرار گرفته بودند آغازوهرکسی کوشش کرد برای بقای خویش گروپ های مشخصی را تشکیل داده ودرتقویت آن بکوشد،در دوران حکومت موقت، هر وزیر، والی وقوماندان تمام تلاشش دراین بود که پیش ازانکه دوره موقت به پایان میرسد برای خود یک زندگی مرفه ویک گروپ قویتری جمع وجور کند. که این خود یک هرج ومرجی خاصی را درداخل دستگاه حکومت ایجاد نمود . تخم بی اعتمادی دراین دوره کاشته شد وکم کم کابینه کرزی به لانه ی ازمارهای زخمی تبدیل گردید که این روند پس ازآن دردوران حکومت انتقالی رشد ودرزمان پس ازانتخابات ریاست جمهوری به حدی رسید که دیگر ازمهار وکنترول خارج گردیده است. ودست یافتن به یک راه حل درچنین شرایطی ازتوان شخص چون حامد کرزی خارج است. بدبختی ها ازکجا سرچشمه گرفت: 1_ اشتباهاتی که حامد کرزی ازشروع کارش مرتکب آن شد درقدم نخست اعتماد بیش ازحد او به جنگ سالاران وناقضین حقوق بشر بود که شاید کرزی فکرمیکرد این افراد ازپشتیبانی عده ی کثیری ازتوده ها برخوردار اند ومیتوانند درگسترش ساحه کنترول حکومت درقریه ها وقصبات کمک کنند،بااین کار دوباره درسراسر افغانستان یک حکومتی ازنوع ملوک الطوایفی راه اندازی گردیدکه ازکنترول دولت خارج بود هر نماینده قوم وقوماندان جهادی بااستفاده ازاین فرصت طبق خواست خودش تشکیلات ولایت ها و ولسوالی هارا تعیین مینمود واین امر دوباره فرصت تجاوز، ترور وخفقان را درسراسر کشور بوجود آورده ومردم را به جای اینکه بادولت هماهنگ سازد ازدولت دل سرد نمود درحالیکه مردم افغانستان منتظر بودند چی وقتی اجرای عدالت انتقالی توسط دولت درکشور شروع میشود تابه دست خود این جنایت کاران را که درطول دودهه هرچه خواستند برمردم روا داشتند محاکمه نمایند.ولی عکس امیدها به مرور زمان اعتماد ملی را ضعیف ساخته و فاصله بین ملت ودولت را بیشتر کرد. 2_ ضعف مدیریت دردستگاه حکومتی زمینه دخالت کشور های همسایه را در امور داخلی افغانستان مهیا ساخت. با دخالت این کشورها گروپ ها وحلقات خاصی فکری ، مذهبی وسیاسی درکشور تشکیل گردید که هرکدام آنها درمناطق خاص شروع به تبلیغ های ضد حکومتی نمودند وزمینه گسترش ناامنی را مهیا ساختند.که ازجمله این گروپ ها میتوان ازجنبش جوانان آزادی خواه که به حمایت همسایه غربی تشکیل شده وبیشتردرغرب افغانستان فعالیت دارد نام برد. برعلاوه کشورهای ایران وپاکستان دوهمسایه ی که همیشه سود خودرافقط درایجاد ناامنی وهرج ومرج درافغانستان جستجو میکنند توانستند باحلقات خاص در داخل پارلمان کشور ارتباط برقرار نموده وازطریق آنها درامور داخلی ا فغانستان نیز کنترول کامل داشته وحتی درتغیروتبدیل وزرا و مامورین بلند رتبه ی دولتی نقش داشته باشند. ا زسوی دیگر اداره حکومت به رهبری حامد کرزی یک اداره فاسد، منفعل ، بی برنامه وناکارآمد بوده ولکه ننگی درتاریخ سیاسی افغانستان به شمار میرود. کرزی بدون اینکه درفکر یک پالیسی درست برای اداره کشور باشد هرماه وهفیته به فرمایش افراد وگروه های خاصی؛ وزیر، والی وقوماندان های امنیتی را تبدیل وبعضا ازکاربرکنارمیکند. این امرباعث شده است هرپالیسی که توسط وزیر، والی وقوماندان سابق روی دست بوده وتاحدی پیشرفته است بدون اینکه مصارف ومدت زمان که روی همان طرح، پالیسی ویاپروژه مصرف شده است درنظرگرفته شود، توسط افراد که جدیدا تعیین میگردد کنارگذاشته شده وطرح جدیدی روی دست گرفته میشود.این تغیرتبدیل ها یک سردرگمی وبی برنامگی خاصی رادراداره کشور به وجود اورده و فرصت حیف ومیل، دارایی های عامه را مساعد ساخته ، فساد اداری، هرج ومرج، بی قانونی وچوروچپاول را افزایش میدهد، که خود یکی ازچالش های عمده دردستگاه حکومتی کرزی به شمار میرود.
3_ بریدن ازمجاهدین ولغزش به سوی افغان ملت ودرنهایت طالبان : بعداز پیروزی حامد کرزی درانتخابات ریاست جمهوری بافشارهای سیاسی که ازطرف حزب افغان ملت بالایش بود؛ دست پاچه وسراسیمه، وزرای که ازاحزاب جهادی نماینده گی مینمود را ازترکیب کابینه بیرون نمود وکوشش کرد درپست های مهم دولتی افرادی را منسوب کند که سابقه فعالیت درحزب افغان ملت داشته باشند. کرزی برای جاگزینی این افراد یک کمپاین بسیار وسیعی را درپارلمان کشور راه اندازی نموده بود ومبالغ هنگفتی را مصرف تحقق این هدف کرد. این کارعاجل وبدون یک برنامه درست سیاسی انجام گرفت و باعث شد همه قوماندان های جهادی یکباره احساس ترس نمایند، این احساس کم کم زمینه تشکیل یک جبهه مخالف حکومت را بوجود آورده وسران جهادی را که درطول چندین سال باهمدیگر جنگیده بودند به همدیگر نزدیک ساخت. پس ازاتحاد مجاهدین آنها ازترس اینکه مبادا ازطرف دولت غافلگیر وبه سیاه چالها انداخته شوند، کوشش نمودند دست به دامن کشور های بیگانه درازنموده وخودرادوباره تجهیزنمایند. بدون شک سفرهای سران مجاهدین به کشورهای چین، شوروی، ایران وکشورهای عربی موفقیت های زیادی برای آنها به ارمغان داشت. همچنان آنها توانستند درداخل کشور بااستفاده ازفضای بی اعتمادی که نسبت به دولت دربین مردم بوجود آمده بود تلبیغات گسترده ی را راه اندازی نماید، علاوه برآن وجود اشخاص باصلاحیت وشئونیست چون فاروق وردک اشرف غنی واحدی ها نظربه مفکوره فاشیستی که دارند کوشش کردند این دستگاه ضعیف را به یک اداره تک قطبی تبدیل نموده وهمه چیزرا به سوی پشتونیزه سازی سوق دهند که این روند حساسیت های زیادی را دربین دیگر اقوام نسبت به حکومت بوجود آورد. همچنان وجود این فضا باعث شد دوباره مردم به سران جهادی مراجعه نموده ورابطه ی خویش را باآنها دوباره برقرار نماید. زیرا همه ی اقلیت های قومی به این باور رسیدند که تنها این سران جهادی اند که میتوانند ازحقوق اقلیت قومی _اتنیکی شان دفاع نمایند. 4_ کرزی درنزدیک به هفت سال حضورش درکرسی ریاست جمهوری افغانستان هیچ گاهی یک تصمیم شخصی وقاطع درمورد حل سیاسی معضلات افغانستان نداشته است وهمیشه کارهایش ازطرف اشخاص وگروه های که اطرافش را احاطه نموده است به وی دکته شده است ضعف مدیریت کرزی ونداشتن آگاهی ازاتفاقات پیش آمده درطول دوران حاکمیتش همیشه سبب شده است گروه های مشخصی ازهمه منابع وامکانات دولت درضمینه اهداف گروهی خویش استفاده نموده وافغانستان را دوباره با وجود داشتن یک شرایط خوب برای رشدوترقی، به پرتگاه سقوط نزدیک کند. بطورمثال اگرکارکردهای انورالحق احدی که ازسال 2004 تاحال وزیرمالیه افغانستان بوده است را بررسی کنیم میبینیم که درطول پنج سال ازتمام امکانات این وزارت ودرکل ازتمام دارایی افغانستان بیشتر برای تبلیغات سیاسی حزب افغان ملت که شخص وزیررییس آن است استفاده شده است. اگرروزی ازوزارت مالیه دیدن کنید بیشتر به یک دفترکاری حزب افغان ملت میماند تاوزارت دارایی افغانستان. انورالحق احدی که درمدت پنج سال ملیونها دالرسرمایه ملی را بطور علنی اختلاس نموده است، همیشه به عنوان یک قوه فشار حکومت حامد کرزی را ازدرون تهدید میکند. او درهمه تصمیم گیری های مهم دولتی دست بازدارد وهیچ کاری بدون مشوره او انجام داده نمیشود. کرزی ازاحدی به عنوان بزرگترین دلال سیاسی اش همیشه میترسد وهیچ چاره ی هم دارد جزتحمل برای ادامه حیات سیاسی اش زیرا وی بااینکه براوضاع داخلی ازطریق اجینت های طالبانی وافغان ملیتی اش مسلط است، به عنوان سردسته انجیو سالاری درکشور به همه کانال های خارجی جا ومکان خوبی برایش فراهم کرده است که میتواند برای شخص رئیس جمهور خطرناک باشد. احدی چندی پیش وقتی کرزی میخواست یکی ازوالیان راکه ازاعضای حزبش بود به دلیل بی کفایتی ازوظیفه اش برکنار کند به شدت خشم گین شد وحتی اعلان استعفا کرد، خبراستعفای این دلال انجیو سالار کرزی را به شدت ترساند واو مجبور شد تاازتصمیم خود صرف نظرنموده ودوباره به دامن احدی پناه ببرد. براین اساس کرزی به عنوان رئیس جمهور هیچ صلاحیت کاری نداشته بلکه به عنوان یک سمبول بی خاصیت به زندگی ننگینش ادامه داده است او نمیداند که درزیرچپنش اژدهای خون خواری جا دارند که انسان میخورند وحیات نقض میکنند. دراین روزها که مخالفین دولت نزدیک به دو سوم خاک افغانستان را دراختیار دارند وطالبان به دروازه های کابل رسیده اند واضاع داخلی کابینه ی متزلزل کرزی نیزبه شدت نگران کننده است شخص کرزی تصمیم دارد دست به اصلاحات جدی درامور داخلی کشور بزند. رئیس جمهور ناکام باطمع دوباره این پست، درروزهای اخیرعمرحکومتش باردیگر میخواهد بانمایش گذاشتن اقدامات خورد وریزی که هیچگاهی به حقیقت نخواهد پیوست، مردم مظلوم وبی سواد کشور را تحمیق نماید زیرا حکومتش دراین روزها اززاویه های مختلف به نشانه رفته است وگرگ های بزرگی درکمین گاه ها ایستاده اند تا بایافتن چوچکترین شانسی اورا ببلعند. ازیک طرف دوران پنج ساله ی این رئیس جمهور منتخب وبی کفایت به پایان رسیده است وتمام وعده ونوید های چرب دوران انتخابات قبلی بدون عمل باقی ماند ه است وازسوی دیگراو بزرگترین حامی وپشتیبانش را که امریکا بود باانتخاب بارک اوباما به عنوان رئیس جمهور جدید ازدست داده است. رئیس جمهور کرزی درست درموقعیت قرار گرفته است که زمانی اولین رئیس جمهور افغانستان ، داود خان به آن روبرو شد ولی آن زمان بااین زمان خیلی تفاوت های زیادی داشت . کرزی دراین روزهای دشوار دست به دامن هرکسی خواهد زد تا ازاین مرحله حساس ومرگبار نجات یابد، افسوس که فرصت های طلایی برای این رئیس جمهورفیشنی دیگرازدست رفته است. وی باید خیلی وقت ازخواب خرگوشی بیدار میشد وباری به فرهادهای مظلومانی گوش فرامیداد که درطول زمامداری اش درزیرلگدهای گروپ های مافیایی دربارش جان دادند. حامدقندهاری خانه ی را که درمدت نزدیک به هشت سال خاشاک ریخته است میخواهد درآخرین روزهای عمرش پاک کند. اکنون زمان خانه تکانی نیست، اکنون باید کرزی منتظر روزی باشد که گژدم ها وعقرب های را که درطول دوران زمامداری اش پرورانده است کی وارد قصر گلخانه شده وصاحب بی تدبیرش را نیش میزند. این روزها وضعیت افغانستان به شدت نگران کننده است باهرکسی درکابل تماس میگیرم خبرهای بدی را میگویند. مردم وقتی درشهر قدم میزنند یک لحظه ی هم باورندارند زنده بمانند. نیروهای خارجی وحامی دستگاه فاسد حامد کرزی نیزازاین وضعیت به خوبی سوء استفاده میکنند دیگر ازمبارزه باتروریزم وطالب والقاعده خبری نیست وهمه مشغول حفریات مکانهای تاریخی وسرقت عابدات باستانی شده اند. اطرافیان رئیس جمهور نیزبه پایان دوره حکومت چور وچپاول می اندیشند وازهراس اینکه روزی ازاین جایگاه رانده خواهند شد درفکردزدیدن و ذخیره کردن برای فردای شان هستند. بانی وبادار هم درامریکا شکست خورده است وجایش را شخصی ازنژاد مظلوم وسیاه پوست گرفته است که شاید دیگر باسرنوشت وتاریخ که دارد درکنار مظلومین قرار گیرد. اوباری قبل ازپیروزی اش درانتخابات نیزدرسفری به افغانستان حکومت کرزی را یک اداره ی ضعیف وبی کفایت خوانده بود ومعاونش آقای جوبایدن نیزدرسفرخود به افغانستان سخنان اورا تکرار نموده وحتی درارگ ریاست جمهوری باشخص کرزی به دلیل بی کفایتی اش درگیری لفظی نموده بود. گرچند بارک اوباما باوجود تاریخ وسرنوشت تحقیرومظلومیت نماینده ی یک ابرقدرت خون خوار وبزرگ است که هدفش جزاندوختن سرمایه ازوجود جنگ وغارت نفت وگاز چیزی دیگری نیست باید منتظرماند تاگذشت روزگار این را ثابت کند. اکنون زمان آن فرارسیده است که مردم باید زنگهای خطری که ازچهارسو شروع به نواختن نموده است را بشنوند ودیگر نگذارند بیش ازاین ازاحساسات پاک شان استفاده شوند، سمبول ومترسک های مکار را بشناسند وباچشم بازبه انتخابات ریاست جمهوری آینده بروند تادیگرهیچ خائن ووطن فروش وخون خواری نتواند باشعارهای عوام فریبانه اش باعث تحمیق آنها شوند. ازتجربه های این سالهای تلخ ودشوار که هرکوچه پس کوچه شهرها وهردره از قریه وقصبه افغانستان را به حمام خون وقتله گاه انسانهای مظلوم تبدیل کرده است باید عبرت گرفت تادیگر هیچ زمانی خلیلی ها ومسعود ها واشخاص خائن دیگر نماینده گی ازیک قوم وملت را نتواند.آگاه باشید اعمال فشار دراین روزها به اندازه ی رسیده است تابرای پوشاندن حقایق، این دستگاه خائن ومذدور به بهانه های مختلف رسانه های خبری را مورد سوال قرار دهد وخبرنگاران را راهی زندانها نماید. بیاییدکمی به سرنوشت ودربدری خود فکر کنید، دیگر زمان احساسات به پایان رسیده است حال زمان تفکر واندیشیدن است تاکی به این خائنین اجازه میدهید برگرده شما سوار باشد وازاحساسات پاک شمابه گونه های مختلف استفاده سیاسی کنند وکسانی هم ازساده لوحی شما برای تان زیارت وعلم مبارک درست کند وملیونها پول ازشما اخاذی کند. اگر واقعن خودرا دینی ومذهبی فکر میکنید، خدا هم گفته است: هرگزسرنوشت قومی را تغییر نخواهم داد تاخود آنها سرنوشت شانرا تغییر ندهند. به امید روزی که همه ی شهروندان کشورم درحل مشکلات شان ازعقل ومنطق خویش استفاده نمایند نه ازتوب وتفنگ.

۲۷ دی ۱۳۸۷


موسی ناصردر سال  1979 درلایت غزنی متولد وبعد ازسپری کردن ده سال اول عمرش به دلیل جنگ های که درافغانستان شعله وربود به دیارغربت هجرت نموده ودرشهرکویطه پاکستان مسکن گزیده است. وی باتحمل مشکلات زیاد دوران آموزش ابتدایی تاعالی را درشهر کویطه دردبیرستان یزدان خان به پایان رسانیده وبعدازفراغت از مکتب تحصیلاتش را دررشته ادبیات اردو درپاکستان اکادمی ادامه داده وازآنجا به رتبه لسانس فارغ گردیده است.

موسی ناصر از دوران مکتب سرودن شعر را آغازنموده ودرچندین جشنواره ادبی درپاکستان شرکت نموده است. بیشتر شعرهای موسی ناصر درزبان اردو به مشکلات میهنش افغانستان خلاصه میشود. او ازسال 2002 به بعد به زبان فارسی  به قالب چهاربیتی  درلهجه هزاره گی نیز سرودن شعر را آغازنموده است .
او میگوید من فرزند انقلاب هستم، فرزند جنگ ونماینده یک قشر ازجوانان وهم صنفانم که درافغانستان به خاطر آرمان های پلید بعضی ها چون گل پرپر شدند. من همیشه از درد گفته ام وازغم سروده ام. میخواهم ازاین طریق درخدمت مردم وکشورم باشم وصدای کشورم را درگوشه ی بلند کنم. من افغانستان را برای همه میخواهم ، خلاصه میخواهم برای ساختن این خانه مشترک همه به اندازه توانش درهرگوشه ی که هستند فعالانه کار وتلاش نمایند. موسی ناصر فعلن درشهر پادوا درایالت veneto درایتالیا زندگی میکند، او برای تقی خان آوازخان جوان افغانی نیز شعر می سراید. تقی خان درآلبوم جدیدش که به زود ترین فرصت دربازار خواهد آمد سه شعر ازموسی ناصر را کمپوز نموده است. ازاین پیش نیز اکثر آوازخوانان محلی هزاره گی  از سروده های این شاعر درآهنگ هایش استفاده نموده اند.
گرچند تاحال کدام مجموعه شعری اش را به چاپ نرسانده است ولی درآینده قصد دارد چهاربیتی هایش را دریک مجموعه نشر وبه علاقه مندان تقدیم نماید.
موسی ناصر ازوضعیت ناهنجوار کنونی به شدت ناراض است، به نظراو تعصبات جاری درافغانستان ریشه درخارج ازمرزهای کشور دارد. دراین مورد ناصر شعرهای زیادی سروده است.
بیه آلی دوری زمانه نکو
ده گفت مردم بیگانه نکو
ده هوس قلای دیگه مردم
خانه گیلی مره ویرانه نکو
دو نمونه ازشعر موسی ناصر به زبان اردو:
جسپول کو سنجاتا مینی او پول چوپا کانطا بنکر
ایس دل سی نیکلی آهی بکا موهیب سا سناتا بنکر
الفت کی جزبی می آکر اخلاص سیجدیا مینی
اونکی جفایی مجکو لگی نفرت کی ایک چانطا بنکر
…………………
نارو موسی جیب می دولت نهی تو کیا
اونکی نظرومی تیری محبت نهی تو کیا
اونکی کتابی دل می تیرا عشق نقش هی
گرچی چهره  پهی عبارت نهی تو کیا
ناصرازغربت ومهاجرت خسته است ومیگوید کشورم را باتمام بدبختی هایش دوست دارم وفرهنگ مردمم را درهمه جا گرامی میدارم.
یادشی بخیر رسم خودگون مو خوب بود
قطی شیشتو بل دسترخون مو خوب بود
ازهر سو جمع مو شود کته  و ر یزه
مجلس کدو چای خوردون مو خوب بود

۱۷ دی ۱۳۸۷

طریقه عضویت درفدراسیون بین المللی خبرنگاران



به دوستان عزیز، خبرنگاران پرتلاش همزبان ومخصوصا ژورنالیستان کشورم افغانستان که باتحمل فشارها، سانسورها، وخطرهای زیاد تاهنوزنگذاشته اند صدای حق، عدالت، آزادی خواهی ودموکراسی مردم درافغانستان خفه شود درود میفرستم. ازآنجاییکه من نیزبه عنوان یک خبرنگار همه این مشکلات را باتمام وجود لمس وتجربه نموده ام وازآنجایی که متاسفانه هرروز وضعیت خبرنگاران درکشورم بد ترگزارش میشود وژورنالیستان ازطرف گروپ های مختلف مافیایی دولتی گرفته تاگروپ ها وصنف های ناشناس واوباش تحت فشار قرار داده میشوند لازم دانستم فدراسیون بین المللی خبرنگاران را به شما معرفی نمایم چون این فدراسیون بزرگترین ارگان حمایت کننده خبرنگاران درجهان است ودراکثرمواقع میتواند به زودترین فرصت باخبرنگاران نیازمند درسراسرجهان همکاری نماید، شمامیتوانید باگرفتن عضویت وکارت مطبوعاتی این فدراسیون درهرجایی که هستید ازخدمات این ارگان بزرگ وبین المللی بهره مند شوید. کارت مطبوعاتی فدراسیون بین المللی خبرنگاران بزرگترین ومعتبرترین کارت هویت برای خبرنگاران بوده ودربیش از 120 کشورجهان ازاعتبارخاص برخوردار است. شناسایی وارتباط با این فدراسیون برای ماوشما اهمیت خاصی دارد. خصوصا خبرنگارانی که درافغانستان کارمیکنند بیش ازدیگران به این حمایت این فدراسیون نیازمند هستند، من که دراروپا ودرمهد آزادی بیان ودموکراسی هستم نیز مجبوربودم برای ادامه دادن کارهای خبرنگاری ام عضویت وکارت مطبوعاتی این فدراسیون را به دست بیاورم. دراین نوشته من بطور خلاصه معلومات درمورد این فدراسیون را به زبان فارسی برگردانده ام ، جهت معلومات بیشتر میتوانید به سایت معلوماتی وخبری این فدراسیون مراجعه نمایید.(www.ifj.org) اگربرای به دست آوردن معلومات مشکل داشتید من نیزمیتوانم برای شما معلومات ارائه نمایم.امیل : br.ahang@gmail.com شماره تماس : 00393200526839
International Federation of Journalists
معلومات درمورد فدراسیون بین المللی خبرنگاران
فدراسیون بین المللی ژورنالیستان که بزرگترین سازمان ژورنالیستان درجهان است، ابتدا درسال 1926 بنیان گذاری شده و سپس درسال 1946 بازگشایی مجدد گردیده وبالاخره ازسال 1952 تاکنون با ساختارکنونی خویش به فعالیت ادامه داده است. امروزه این سازمان از حدود ششصد هزارعضو دربیش از صد کشورجهان نمایندگی مینماید.
• این فدراسیون، ازطریق اتحادیه های قدرتمند، آزاد و مستقل ژورنالیستان دست به اقدامات جهانی درزمینه دفاع ازآزادی مطبوعات وعدالت اجتماعی میزند.
• فدراسیون بین المللی ژورنالیستان تایید گر و توجیه کننده هیچ گونه دیدگاه سیاسی نبوده بلکه ترویج گرحقوق بشر، دموکراسی و پلورالیزم میباشد.
• این سازمان مخالف سرسخت هرگونه تبعیض بوده واستفاده ازرسانه ها منحیث ابزارتبلیغات و ترویج تعصب وستیزه جویی را نیزمحکوم مینماید. • این فدراسیون به آزادی بیان، مسایل سیاسی و فرهنگی معتقد بوده و دراین زمینه مدافع اتحادیه های آزادی بیان وسازمان های حقوق بشرمیباشد. • فدراسیون بین المللی ژورنالیستان سازمانیست که دربین سیستم ملل متحد و سایراتحادیه های جهانی سخنگوی ژورنالیستان میباشد. فدراسیون بین المللی ژورنالیستان، ژورنالیستان و اتحادیه های آنان را درهرشرایط حمایت مینماید، خصوصاً زمانیکه آنان درحال پیکار و مبارزه برای حقوق صنفی و تخصصی شان باشند. به این منظور جهت فراهم ساختن کمک به ژورنالیستان نیازمند، صندوقی را با نام صندوق ایمنی بین المللی ایجاد نموده است.
• پالیسی های این فدراسیون توسط کنگره آن تعیین میگردد که هرسه سال یکبارنشست دارد. کارهای اجرایی آن توسط دبیرخانه آن تحت هدایت یک کمیته اجرایی منتخب به پیش برده میشود که مقرآن درشهربروکسل کشوربلژیک است. آخرین کنگره آن از28 می الی 1 جون 2007 درمسکوتشکیل جلسه داده است.این فدراسیون درحال حاضر بیش از 600.000 عضو فعال در100 کشور جهان دارد. The IFJ International Press Card is Recognised by Journalists in 120 Countries.
کارت مطبوعات فدراسیون بین المللی ژورنالیستان، توسط ژورنالیستان بیش ازیک صد وبیست کشورجهان به رسمیت شناخته شده است
ژورنالیستانی که همواره درتحرک و درحال سفراند نیازبه مدرکی دارند که هم معتبرباشد ودرعین زمان فوراً قابل شناسایی باشد که این مدرک درقالب کارت مطبوعات بین المللی، توسط فدراسیون بین المللی ژورنالیستان تهیه گردیده است و این کارت یگانه مدرک مطبوعاتیست که توسط اتحادیه های ژورنالیستی بیش ازیک صدوبیست کشورجهان به رسمیت شناخته شده میشود.
کارت مطبوعاتی فدراسیون بین المللی ژورنالیستان قدیمی ترین و معتبرترین مدرک شناسایی برای ژورنالیستان است که دارنده آن به زودترین فرصت ژورنالیست درحال کارشناخته میشود. این کارت فقط به ژورنالیستان واقعی ای صادرمیگردد که به معیارهای اخلاقی ژورنالیزم واتحاد بین متخصصین عرصه رسانه ها متعهد باشند.

کارت مطبوعاتی فدراسیون بین المللی ژورنالیستان را کی حمایت مینماید؟
کارت مطبوعاتی فدراسیون بین المللی ژورنالیستان قدامت شصت ساله دارد که توسط بزرگترین شبکه اتحادیه های ژورنالیستان صادرمیگردد. اسامی اتحادیه های عضو دراین فدراسیون را فهرست عضویت آن مشاهده میتوانید. هرگاه دارنده گان کارت مطبوعاتی فدراسیون بین المللی ژورنالیستان بخواهند مسافرت نمایند، آنها میتوانند به کمک هایی که توسط شبکه این فدارسیون فراهم میگردد اتکا نمایند. دربسیاری ازکشورها، حمایت های لازم و زمینه شناسایی رسمی ژورنالیستان ملی برای دارنده گان کارت مطبوعات فدراسیون بین المللی ژورنالیستان مهیا میباشد. چه چیزی باعث اعتبارتخصصی این کارت مطبوعاتی میگردد؟ خود کارت مطبوعاتی فدراسیون جهانی ژورنالیستان اظهارتعهد دارنده آن به معیارها و ضوابط اخلاقی این فدراسیون بوده که این معیارها شناخته شده ترین معیارها و مجموعه اصول جهانی کارژورنالیزم است. دارنده این کارت مطبوعاتی چه مزیت هایی خواهد داشت؟ ژورنالیستانی که درمناطق جنگی سفرمینمایند، برای مزیت های این کارت قابل تایید میباشند. این کارت به بسیاری از ژورنالیستان درمناطق و شرایط بغرنج و بحرانی در برخورد با نظامیان ، نیروی پولیس وسایرمقامات رسمی کمک نموده است. درضمن این کارت برای ژورنالیستان درنشست های رسمی نیز راه پا بازمینماید. دارندگان این کارت مطبوعاتی نیزمیتوانند ازطریق فدراسیون بین المللی ژورنالیستان به اتحادیه اروپا و دربین ادارات سازمان ملل رسماً معرفی گردند. مطبوعاتی فدراسیون جهانی ژورنالیستان دربسیاری ازکشورها به ژورنالیستان کمک مینماید تا دربرنامه ها و رویداد های مطبوعاتی به آسانی راه یابند، هرچند این امر را نمیتوان صددرصدتضمین نمود، ولی این کارت مطبوعاتی نسبت به سایرکارت های معتبرجهانی حداقل برای ژورنالیستان فرصت های بهترموفقیت را فراهم مینماید.
فدراسیون بین المللی ژورنالیستان به دارندگان این کارت مطبوعاتی خدمات و حمایت های لازم را به شمول فرصت دستیابی به کار"انستیتیوت بین المللی ایمنی خبر" که کارآن کمپاین جهانی برای سلامتی ژورنالیستان درسراسرجهان میباشد فراهم مینماید. میزیت دیگراین کارت زمینه راه یابی دارنده آن به شبکه آیفیکس IFEX است که این سازمان ائتلاف گروپ های ژورنالیستی و فعالان آزادی مطبوعات است و ازچگونگی آزادی مطبوعات درسراسرجهان نظارت مینماید. بولیتن های (ابلاغیه های رسمی) فدراسیون بین المللی ژورنالیستان و تازه ترین معلومات راجع به موضع گیری این فدراسیون درباره دفاع ازژورنالیستان نیز بصورت منظم دردسترس دارنده گان کارت مطبوعات قرارمیگیرد. آیا برای بدست آوردن این کارت نیاز به پرداخت پول است؟ کارت بین المللی مطبوعاتی فدراسیون جهانی ژورنالیستان که برای مدت دو سال مداراعتباراست، برای اعضای اتحادیه های ملی ژورنالیستان دریک صدوبیست کشورجهان فراهم میگردد که نیازبه پرداخت یک فیس نیزدارد. برای دانستن درمورد قیمت فیس آن لطفاً با اتحادیه ژورنالیستی کشورتان درتماس شوید. طریقه بدست آوردن کارت مطبوعاتی فدراسیون بین المللی خبرنگاران:
ژورنالیستان ازطریق اتحادیه های ژورنالیستی کشورشان میتوانند تقاضا برای این کارت را مطرح نمایند.
نکته بسیارمهم اینست که، کارت مطبوعاتی فدراسیون بین المللی ژورنالیستان بدون تصدیق وضعیت متقاضی منحیث یک ژورنالیست درحال کارصادرنمیگردد. متوجه متقلبین باشید که با اخذپول گزاف دست به تقلید و تقلب میزنند درحالیکه کارت آنان توسط هیچ شبکه جهانی ژورنالیستان رسماٌ شناسایی نمیگردد. بعضی ازسازمان هایی وجود دارند که برای کسب درآمد دست به صدورچنین کارت ها میزنند و درواقع ازهیچ سازمان رسمی ای نمایندگی نمی نمایند. بهتراست به این سازمان ها مراجعه ننمایید، زیرا درهنگام بروزخطر و مشکل برای ژورنالیستان، برای دفاع و حمایت ازژورنالیست ازآنها هیچ کاری ساخته نیست.
توجه: هرگاه خانه را ترک مینمایید، کارت تان را با خود داشته باشید.

۶ دی ۱۳۸۷

دنیای بی زبانی


ونیز،  سرد سرد
خسته ازطلاطم مدیترانه وقایق های سرگردان
کوچه هاش مملو ازمجسمه های  مدرن
فرصت را غنیمت می داند
File:Piazza San Marco with the Basilica, by Canaletto, 1730. Fogg Art Museum, Cambridge.jpgتاقرار مرگ
اینسو عزرائیل گمنام است
هراس ازدموکراسی همه  را می بلعد

ومرد ازکوله بارغمش
بادنیایی از متانت
 سرود شب میخواند
باید سرود 
بایدخواند وباید نوشت
دنیای بی زبانی
روزهای تلخ
گیسوانی پژمرده
فکرهای پریشان
ذهن های ناقرار
رنگ تیره یی چشمانم را میریسد
سکوت بس است
درخت ضعیف کابل دیگرسبز نخواهد بود
برخیز عزیزم
سن مارکوی بزرگ با ابوهت تمام حضور سفیران جوانی  را به نظاره نشسته است
صدای آشنای همه را به خیابان اورلند میخواند
مرگ،  آری مرگ
 لکه های خون شعر میخواند
کودک گرسنه، فراری ازجنگ
دلم شو ر میزند بادکنک را هوا کنم وروی آن بنویسم : باغبان دربازکن من مرد گل چین نیستم.

 بصیرآهنگ
26/12/2008 شهرونیز
تقدیم به ظاهر کودک مهاجر افغانی که درشهر ونیز کشته شد.

۵ دی ۱۳۸۷

ده نفرازپناهجویان افغانی ازمرگ نجات یافتند


پلیس شاهراه شمال ایتالیا میگوید ده پناهجوی افغانستانی که بطور مخفیانه خودرا دریک کامیون برای رسیدن به کشور اتریش جاسازی نموده بودند ازخطرمرگ نجات یافتند. این پناهجویان که دراثر سرمای شدید نزدیک بود جانهای خودرا ازدست بدهند مجبورشدند قبل ازرسیدن به هدف باسروصدای زیاد کامیون را توقف دهند. راننده این کامیون که یک شهروند کشور اتریش است میگوید درحالیکه قبل ازحرکت ازبندرپاترای یونان کامیونش را چندین بار پالیده است تاکسی درآن مخفی نشده باشداما هنگامیکه دراتوبان zogliano  درشمال ایتالیا رسیده است سروصدای ترسناکی  این افراد ازداخل کامیون اورا مجبور به توقف نموده واو بلافاصله به پلیس شاهراه این موضوع را گزارش داده است وخود ازترس نتوانسته است دروازه کاتینیر را بازکند. پلیس شاهراه بلافاصله بعدازدریافت این خبرخودرا  به آنجا رسانده واین افراد را که درحال جان باختن بوده است ازکانتینیر بیرون کرده است.
 
این افراد به دلیل یخ زدگی شدید توسط پلیس به بیمارستان منتقل شده وفعلن وضعیت شان به حالت عادی برگشته است. پلیس شهری شمال ایتالیا درمورد سرنوشت این افراد میگوید طبق قانون چند نفراز این پناهجویان که سن شان پایین تراز 18 سال است درکمپ های مهاجرین پذیرفته خواهند شد وبقیه بعد ازمرخصی ازبیمارستان مؤظف هستند تا پنج روزدیگر خاک ایتالیا را ترک نمایند. روزنامه Messaggero del’Udine بانشراین گزارش این اتفاق را تماس بایک تراژدی خوانده است. دراین روزنامه وضعیت این پناهجویان بسیار اسف بارگزارش شده است. گفته میشود این افراد مدت زیادی دربندرپاترای یونان زندگی نموده اند وبه دلیل مشکلات مالی حتا بعضی ازآنها لباس کافی وکفش نداشته است. درحال حاضرنزدیک به 2000 مهاجرافغانی که اکثرآنهارا جوانان زیرسن 18 تشکیل میدهد، درکشوریونان بسرمیبرند که همه ی آنها قصد دارند ازطریق بنادرایتالیا خودرا به کشورهای دیگر اروپایی انتقال دهند. طبق گزارشها این افراد به طروق گوناگون تن به این مسافرت خطر ناک میدهند، آنهایی که پول دارند توسط قاچاقبران بطورضمانتی  به کشورهای دیگر انتقال داده میشوند که دراین صورت خطر مرگ آنها نیز از100% به نصف کاهش می یابد ولی کسانی که پول ندارند مجورند با پذیرفتن خطر مرگ خودرا درزیر کامیون ها جاسازی نموده وبه کشورهای دیگر منتقل نمایند. کسانیکه توسط قاچاقبران ازآنجا انتقال داده شده اند میگویند هربکدام مبلغ 2 تا3 هزار یورو برای قاچاقبر پرداخته اند. ازسوی دیگر وضعیت مهاجرین افغانی درکشور یونان به شدت دردناک توصیف میشود. آنها علاوه براینکه روزانه چندین بارمورد خشونت وشکنجه پلیس یونان قرار میگیرند، ازنگاه صحی وتغذیه نیزمشکلات فراوان دارند.
درطول هفته گذشته این دوم حادثه برای پناهجویان افغانی است که درشمال ایتالیا اتفاق افتاده است.

۳ دی ۱۳۸۷

مرگ کودک فراری از جنگ وگرسنگی در زیرلاستیک های تریلی

محمدظاهریک کودک 13 ساله افغانستانی که میخواست بطور قاچاق داخل ایتالیا شود توسط لاستیک های کامیون جان باخت. این اتفاق درخیابان اورلند شهرونیز چهارشنبه شب هفته گذشته حدود ساعت 10 شب بوقوع پیوسته است. تعداد انبوه ازمهاجرین افغانستانی که میخواهند وارد ایتالیا شوند مدت های زیادی به خاطر نداشتن پول درشهرپاترای کشور یونان مجبورند توقف نمایند تادرصورت امکان درکامیون های که عازم ایتالیا هستند خودرا جاسازی نموده وازاین طریق خودرا به ایتالیا برسانند. این مسافرت خطرناک که ممکن است 48 ساعت ادامه پیداکند برای این پناهجویان یک شانس حساب میشود زیرا آنها راه دیگری غیرازاین را ندارندبه گفته این پناهجویان اگرتوسط قاچاقبران بطور تضمینی بیایند مجبورند مبلغ 3000 یورو ازیونان تاایتالیا به آنها بپردازند.


ازسوی دیگرزندگی آنها دریونان به شدت بدتر ازشرایط افغانستان است زیرا وقتی یک پناهجوی افغانی به کشوریونان میرسد ازطرف پلیس بازداشت گردیده وبرای یک هفته دربازداشت گاه ها انداخته میشوند ولی پس ازاینکه توسط پلیس انگشت نگاری گردید، برگه ی ترک خاک را برایش میدهند ودرخیابانها رها میکنند. گفته میشود درحال حاضر بیش ازدوهزار پناهجوی افغانستان درشهرهای مختلف یونان بسر میبرند که درمیان اینها نزدیک به 200 فامیل نیز وجود دارد. این مهاجرین دروضعیت بسیار بدی زندگی میکنند واکثرآنها درپارکها وسرکها میخوابند وتعدادکمی هم در چادرها به سرمیبرند. ازسوی دیگر برخورد پلیس یونان نیزبااین پناهجویان به شدت خشن گزارش شده است. یکی ازاین پناهجویان درمصاحبه خود باشبکه تلویزیونی رای Rai ایتالیا گفته است: برخوردپلیس یونان به مراتب بدترازبرخورد طالبان است زیرا وقتی طالب بامن خشونت میکند ویاهم میزند من زبانش را میفهمم که به خاطر چی وچرا؟ ولی درخیابان های یونان بدون اینکه بفهمم بی خبرانه زیرلگدهای پلیس قرار میگیریم واصلن نمیدانم چی جرمی کرده ام. خشونت پلیس یونان به اندازه است که همه روزه تعدادی، سر ودستش توسط پلیس شکسته میشود وهیچ منبع هم نیست تا این قضیه را بررسی کند. ازسوی دیگر وضعیت صحی بسیار بد است واکثراین مهاجرین به توبرکلوز مبتلا شده اند درحالیکه اکثراین پناهجویان را کودکان زیرسن هجده تشکیل میدهد وازنظرقانون مهاجرت بین المللی دولت ها موظف اند برای این کودکان امکانات زندگی ودرس را مهیا کنند، متاسفانه بعضی ازکشورهای اروپایی ازجمله کشور یونان به این مواد قانون توجی ندارند. درکشور ایتالیا بااینکه خودرا اولین کشورمهاجر پذیر دنیا میخواند این قانون بطورجدی مد نظر گرفته نمیشود. بطور مثال باآنکه 3500 کمپ با مراکزپذیرش ونگهداری پناهنده های زیرسن ساخته شده است، نزدیک به 2000 پناهجوبدون داشتن سرپناهی درخیابانها وپارک ها میخوابند که ازآن جمله نزدیک به 400 نفرآنهارا مهاجرین افغانستانی تشکیل میدهد و اکثرا درشهرهای روم ومیلان این قضیه داغتراست. طبق آمارسال گذشته درایتالیا نزدیک به 4500 مهاجرافغانستانی زندگی میکنند.
شناسایی جسد:

حامد احمدی یکی ازفلم سازان افغانستانی که درشهرونیززندگی میکند میگوید: یک روز بعدازاین اتفاق یکی ازمسئولین شهرداری" ونیز"برایم تلفن کرد وازاین حادثه من را باخبرکرد.ولی بازهم هویت آن به خوبی معلوم نبود چون تنها مدرک که پلیس دردست داشت یک برگه ترک خاک یونان بود که آنهم توسط خون کاملا شسته شده بود. وتنها نصف عکس آن بطور نسبی سالم مانده بود. ولی چهار روزبعد ازآن شهرداری "ونیز" رسما ازمن خواست تا برای شناسایی هویت این جوان درمرکزپلیس بروم. وقتی وارد مرکز پلیس شدم ازمن خواستند دفترچه خاطراتی را که ازجیب آن یافته اند، برای شان ترجمه کنم چون پلیس شهرنظر به نوشته های این دفترچه فکر میکرد این جوان شاید عرب باشد چون تاهنوز درایتالیا مردم بازبان فارسی به صورت کامل آشنا نیستند ونمیدانند که الفبای آن چگونه است.وازنظرپلیس خط که در این دفتر نوشته شده است عربی بوده است. به راستی چقدر درد آوراست انسان به چیزی تبدیل شود که فقط ازروی ورق قابل شناسایی باشد. وجسد خودش به اندازه خورد وخمیرشود که دیگر هیچ نشانه درآن باقی نماند. حامد احمدی وقتی میخواست از ماجرای ترجمه دفترچه خاطرات این جوان صحبت کند یک دفعه آه سرد میکشد وچشمانش پراشک میشود. او میگوید اولین چیزی که یافتم شعری بود که به شدت من را تحت تاثیرقرار داد. دیگر نتوانستم طاقت بیاورم وناخودآگاه اشکهایم سرازیرشد تااینکه حتا پلیس ها نیز ازاین خاطر متاثر شدند.اومیگوید این افراد دروقتی کامیون های حامل کالاهای صادراتی درنزدیکی بندرشهرپاترا برای رفتن داخل کشتی توقف میکنند اینها خودرا مخفیانه درروی حصه یا چوکات زیری روی لاستیکها خودرا جاسازی مینمایند تابعدازرسیده به ایتالیا به محض توقف ماشین خودرا ازآنجا به بیرون پرتاب کنند. ولی اکثراین کامیون ها وقتی دراین طرف آب ازبندرخارج شدند به دلیلی سبک بودن بار دو لاستیک عقبی را بالا میکنند وکسی را که آنجا مخفی شده است را به خمیر تبدیل میکند.واین واقعن خطرناکترین کاراست که هرکسی تامجبور نباشد خودرا به این مرگ حتمی نمی اندازد.

باغبان! دربازکن من مرد گل چین نیستم/ من زخود گل داده ام محتاج هرگل نیستم
یعنی ای مردم من یک دزد نیستم که گلها ویا زیبایی های شما را بگیرم، من خودم زیبایی های دارم وآمده ام اینجا را زیبا کنم لذا مجتاج زیبایی های شما نیستم. در را بازکنید وازمن هراس نداشته باشید. دراین شعردنیایی ازحرف نهفته است و میتواند حتا فلسفه مهاجرت افغانی ها را بیان کند.
درصفحه دیگرش نوشته شده بود:
آنقدر درکشتی عشقت نشینم روز وشب/یابه عشقت میرسم یاغرق دریامیشوم
همزبانی ات قشنگ است
به راستی این یک تراژدی بزرگ است که قلب هرانسانی رامیسوزاند، یک کودک 13 ساله افغانی وقتی هیچ شانس برای زنده ماندنش نمیدید ومیدانست احتمال زنده ماندنش خیلی کم است تن این سفرداد، چون دراینجا شاید خطرمرگش 90 درصدبود ولی درکشورخودش شاید 100% مرگ واین برای همه یک درد است یک درد بزرگ ودرد را ازهرطرف که بخوانی درد است.
حامد احمدی میگوید پس ازبرگشت ازمرکزپلیس برای شهردارونیز یک نامه نوشتم ودراین نامه بطور خلاصه وضعیت افغانستان واین اتفاق را ذکر نمودم.
قسمت ازنامه حامد احمدی به شهردارونیز: آقای شهردار! یک روزشما ازمن پرسیدید که وضعیت افغانستان چطور است ولی من همان روز نتوانستم جواب شمارا بدهم ونمی خواستم هم جواب بدهم زیرا وضعیت فعلی افغانستان بالاتر وبدتر ازیک جنگ است.وچگونه میتوان هزاران مشکلی که درذهن هست آنرا توضیح داد. امروز بعد ازتلفون کردن به پدرظاهر مجبور شدم این سوال شما را جواب بدهم . وضعیت افغانستان اینست که روزانه ده ها نفرکه توان گریختن ازافغانستان را دارند کوشش میکنند ازآنجا فرارنموده وجان شان را نجات دهند. وضعیت افغانستان اینست که یک کودک 13 ساله افغانستانی درزیرلاستیک های کامیون خورد میشود.
کانفرانس خبری ازطرف شهردار ونیزدراین مورد:
بعدازآنکه نامه ی حامد به شهردار ونیز رسیده است شهردار تصمیم گرفت دراین زمینه یک کانفرانس مطبوعاتی برگزارنماید تاازاین طریق بتواند مردم ایتالیا وحکومت را تحت فشار قراردهد تادرمورد مهاجرین افغانستانی ها توجه جدی نمایند. دراین کانفرانس خبری که دردفترشهرداربرگزار شده بود خبرنگاران ازشهرها ورسانه های مختلف درآن شرکت نموده بودند وازطرف افغانستانی ها نیز چندنفری ازجمله نقی احسانی، خادم حیدری، حامد احمدی و بصیرآهنگ نیزدراین کانفرانس دعوت گردیده بودند.
گزیده حرف ها دراین کانفرانس:

آقای سیمینیوتیsiminiotti)) معاون شهرداری ونیزدرامورسیاست های اجتماعی: تاکی ما بی تفاوت بمانیم. او باخطاب به پلیس مرزی ایتالیا گفت تاکی گوشهای ماکر باشد وتاکی چشمهای ما واقعیت ها را نبیند وکسانی که واقعن حق پناهندگی را دارند نادیده گرفته شود. ما نظربه صلاحیت که داریم به عنوان شهرداری باامکانات دردست داشته ی خود کوشش میکنیم این افراد را جذب کنیم وبرای شان امکانات زندگی فراهم کنیم. اما این کارپلیس است که باید این افراد را برای ما معرفی کنند. زیرا این صلاحیت ومسئولیت پلیس است که وقتی یک پناهجورا مشاهده میکنند باید فورا آنرا به شهرداری معرفی نمایند. ولی متاسفانه اینکار هیچ گاهی صورت نگرفته است بطور مثال درسال گذشته طبق آمار رسمی تنها دربندر ونیز 850 نفرازمهاجرین افغانستانی مشاهده شده است که ازآنجمله فقط 60 نفرازآنها توسط پلیس به مسئولین کمک های اجتماعی وشهرداری معرفی شده است ولی بقیه توسط پلیس مرزی دوباره به یونان برگردانده شده اند. اوگفت برای ما واقعن شرم آور است که درهمه جا لاف میزنیم وبه صرف هزینه های زیادی درکشورهای مختلف برای کمک میگردیم ولی یک کودک 13 ساله پناهجوی در جلوی دروازه خانه ما میمیرد وکسی نیست به دادش برسد. اگربحث انسانیت است واگرنمیخواهیم به یونان دوم تبدیل شویم باید یک سیاست سنجیده درقبال این مهاجرین درنظرگرفته شود.
خانم زنیلاzanella)) معاون شهرداری درامور فرهنگ صلح وجوانان: این اتفاق یک فاجعه بزرگ است ومهم نیست که این جوان چندساله بوده است بهرحال مرگ یک انسان است واهمیت خاص دارد. او ازبروکراسی حاکم درحکومت راستی های ایتالیا انتقاد کرد وگفت باوجود اینکه ما برای سرویس دهی خدمات برای کودکان پناهجو که سن شان پاینتر از18 سال است سالانه مبلغ 3.5 ملیون یورو درشهرونیزهزینه داریم ولی متاسفانه این مبلغ بطور درست مصرف نمیشود تامشکلات این پناهجویان حل گردد.
نقی احسانی: هرپناهجوی افغانستان با صرف هزینه زیاد وباپذیرفتن یک سفر دور ودراز وخطرناک خودرا به اروپا میرسانندولی حکومت های اروپایی متاسفانه مایل نیستند حرف های این پناهجویان را بشنود چون همه فقط به ظاهر قضیه نگاه میکنند. ازسوی دیگر اینها درواقع مجبورند بیایند چون وضعیت درافغانستان به شدت وخیم است و وضعیت فعلی افغانستان نیز زاییده عدم توجه جدی جامعه جهانی درقبال افغانستان است.بایدگفت هرپناهجوی افغانی که باخطرانداختن جانش به اروپا میرسد درحقیقت یک سفیراست،هرکدام اینها یک پیام، یک گزارش، یک داستان ویک قصه ازواقعیت های موجود درافغانستان است که میخواهند به طور مستند وضعیت کشورشانرا به این مردم گزارش دهند. شنیدن حرف های اینها برای اروپایی ها کمک میکند تاازعمق قضایای افغانستان باخبرشوند ولی وقتی این سفیران جوان به مرزهای اروپا میرسند، پس رانده میشوند چون به نظرمن مردم اروپا تاهنوز حقیقت افغانستان را درک نکرده اند ولی ناخودآگاه درآن درگیرهستند. حال اگراین افراد که حاوی پیام های زیاد برای روشن شدن قضایا به اروپا می آیند، سربازان اروپایی نیز درافغانستان ویادرخانه های جدید شان درآنجا هستند دراینجا یک مبادله صورت گرفته است واین قضیه باید درک شود چون هرمشکل که درافغانستان وجوددارد میتواند یک مشکل بین المللی باشد. وقتی این کودک ازبین رفته است درحقیقت یک قصه ویک پیام ازبین رفته وگزارش به مقصد نرسیده است پس دوطرف ضرر کرده ایم زیرا گفتمان صورت نگرفته است.
بصیرآهنگ: امروزدراینجا هستیم ومیخواهیم ازیک تراژدی ویک غم صحبت کنیم، حادثه که یک هفته قبل درشهرونیزرخ داده است. اما به نظرمن این اولین وآخرین اتفاق نخواهد بود. این گونه داستانها برای مردم افغانستان متاسفانه به یک چیزعادی تبدیل شده است. شاید بدانید که روزانه درافغانستان تعداد زیادی زندگی شانرا ازدست میدهند پس گفته میتوانیم که زندگی مردم افغانستان همیشه باغم وخشونت میگذرد. اما این قضیه باداستانهای دیگر خیلی متفاوت است. شما فکرکنید یک کودک 13 ساله ازکشورش فرار میکند تازندگی اش را نجات دهد، او مرزهای طولانی وخطرناکی را پشت سرمیگذارد درآخر این آرزویش به حقیقت تبدیل نمیشود زیرا لاستیکهای کامیون او را له میکند. شماشاید فکر کنید که چرا اینها باموجودیت چنین خطراتی می آیند؟ من میتوانم بگویم که اینها مجبورند زیرا متاسفانه وضعیت افغانستان طوری است که هیچ کس احساس امنیت ندارد.واین یک چیزعادی است که همه انسانها کوشش میکنند تازنده بمانند. حکومت کرزی به اندازه ضعیف است که حتا درکابل پایتخت نمیتواند امنیت را تضمین کند. خشونت، آدم کشی وچپاول به یک چیز روزمره گی وعادی تبدیل شده است. درسال جاری نزدیک به 1500 نفر درافغانستان کشته شده است ودرهمین سال نزدیک به 15 دخترخوردسال تجاوزشده است. تمام این چیزها دروضعیتی اتفاق افتاده واتفاق خواهد افتاد که نیروی های 45 کشورغربی نیز درآنجا حضور دارند واین وضعیت را میبینند. این نیروها برای آوردن صلح واجرای عدالت به آنجارفته اند ولی باحضورشان هیچ چیزی تغییر نکرده است. ما فعلن درآستانه سال جدید میلادی قرار داریم. دراین روزها مردم درتمام دنیا خوشحالند وپدران ومادران درهمه جا مصروف خرید تحفه سال نو به فرزندان شان هستند ولی پدران ومادران افغانستان فقط میتوانند یک قبر به فرزندشان هدیه بکنند. اینست حقیقت وضعیت افغانستان.
بعدازوقوع این حادثه پلیس های مرزی ایتالیا کمی تکان خورده است ودرتلاش اند برای مهاراین اتفاقات راه خوبتری رابیابند. قربانعلی اسماعیلی درتماس تلفنی برایم گفت قرار است یک کانفرانس خبری به تاریخ 22 دسامبر دربندر باری BARI دوم بندر که تعداد مراجعین پناهجویان می باشدنیز گرفته شده است.ودرآن تلاش میشود راه حلی باشنیدن سرگذشت های مهاجرین برای این قضیه پیداکنند.
بااین حال درسال جاری این سوم حادثه مرگ کودکان مهاجر افغانی درایتالیا است که به صورت مشابه درزیرکامیون ها جان باخته اند.

۲۲ آذر ۱۳۸۷

یک امتیاز برای هرات!



شب یک شنبه تاریخ 7 دسامبر کانفرانس بزرگی زیرعنوان (پلی برای هرات) ازطرف نیروی زمینی ارتش ایتالیا وکوماندوهای کوه نورد این کشور درشهر تاریخی چی وی دال (cividale) یکی ازپایتخت های امپراطوری روم باستان برگزارگردیده بود. هدف ازاین کانفرانس جمع آوری کمک های مردمی وموسسات خیریه اجتماعی برای کارهای بازسازی درشهر باستانی هرات توسط نیروهای بازسازی ولایتی (PRT) بود که این برنامه را درشهر هرات نیروهای ایتالیا به عهده دارند.

دراین کانفرانس ابتدا شهردار چی وی دال سخنرانی نموده وازکارهای نیروی ایتالیا درافغانستان قدردانی کرد. او همچنان ازمردم ایتالیا خواست تابانیروهای ارتش همکار باشند زیرا آنها وظیفه ی بسیارسنگین ومقدسی رادرافغانستان به عهده دارند. او نیروهای ارتش ایتالیا را فرشته های نجات خوانده وگفت، ما باسابقه دوستی خوبی که بامردم افغانستان داریم هیچ گاهی نمیتوانیم درقبال این کشوربی تفاوت باشیم زیرا اززمان امان الله خان شاه فقید افغانستان به بعد ما همیشه درکنار مردم افغانستان بوده ایم وآنها نیزازبودن ما خرسند خواهند بود. او جنگ درافغانستان را یک مشکل بین المللی خواند وگفت فکرنکنید مردم افغانستان تروریست هستند بلکه این یک بلای جهانی است که تاحال بیشترمردم افغانستان را رنج داده است.

پس ازآن آقای مارشال چابریلی که به تازگی ازافغانستان برگشته است چشم دید هایش را ازاوضاع امنیتی گرفته تاآموزش وپروش، وضعیت کودکان، نقض حقوق زن وفساد اداری برای مردم بازگو کرد. آقای چابریلی گفت سربازان کرزی دربرقراری امنیت بیش ازاندازه ضعیف وبی تفاوت هستند، اوگفت دربعضی ازموارد نیروی پلیس افغانستان به امنیت همان چهاردیوارکه خود درآن سکونت دارد نیز نمی اندیشند . بنابراین دربسیاری ازموارد نیروی های طالبان شبانه آنهارا درداخل پوسته های شان غافل گیر نموده وازبین می برند. اوگفت درطول سال 2008 ماشاهد خشونت های زیادی درافغانستان بوده ایم که درخیلی ازموارد حضورنیروی های حافظ صلح بین المللی زیرسوال رفته است. بنابراین مردم این کشور ازوضعیت کنونی به شدت خشم گین می باشند، اوباوجود اینکه کارهای ارتش ایتالیادرافغانستان را قابل تمجید دانست گفت نباید به کارکردهای گذشته اکتفا کنیم بلکه نیازمندی های فعلی افغانستان نیازمند توجه بیشتربه این کشور است. زیرا وضعیت فعلی بسیار نگران کننده است وماباید کوشش کنیم تا وضعیت دوباره به حالت نورمال برگردد.

درپایان کرنیل رینتوبون انّی فرماندهی یکی ازگروپ های کوماندوهای کوه نورد ارتش ایتالیا که او نیز دوماه پیش ازافغانستان برگشته است برای مردم سخنرانی کرد. اودرسخنانش گفت ما تصمیم گرفته ایم کمک های خودرا بیشتر دربالابردن سطح آموزش وپرورش وصحت متمرکزنماییم. زیرا سواد وصحت ازاولویت های مردم افغانستان است. کاردرزمینه های فوق گرچند نیازبه زمان زیاد دارد اما امیدواریم قدم های نخستین را بااحتیاط کامل برداریم. اوگفت ماوقتی میتوانیم ازکارهای خود درافغانستان افتخارکنیم که دیگرهیچ دختروپسرافغانستانی از نبود مراکزآموزش رنج نبیند. اودرحالیکه ازکارکردهای بعض ازکشورهای غربی درافغانستان انتقاد کرد گفت اودرضمن اینکه ازاین کشورها نام نبرد گفت متاسفانه بعضی ازکشورها فقط به کارهای اقتصادی می اندیشند نه به وضعیت ونیازمندی های مردم افغانستان.اوبااشاره به مشکل فقرگفت باوجود رسیده فصل سرما عده ی زیاد ازمردم افغانستان درمناطق مختلف نیازبه مواد غذایی دارد که باید کشورهای کمک کننده برای مقابله بااین مشکل هرچه زودتر اقدام نماید وگرنه باوجود تراژدی غم انگیزسال گذشته درهرات، امسال نیزاگر به وضعیت رسیدگی نشود فاجعه بزرگ انسانی دراین کشوررخ خواهد داد.
دراین محفل خبرنگاران وشخصیت های معروف ازسراسر ایتالیا شرکت نموده بود که درمیان آنها رییس تلویزیون rai وبعضی ازورزشکاران باشگاه میلان نیزدرمیان شرکت کننده گان به چشم میخورد. دراخیر این برنامه خبرنگاران شرکت کننده که بعضی ازآنها سفرهای به افغانستان نموده بودند باراه اندازی یک بحث آزاد روی وضعیت فعلی افغانستان گفتگو نمودند که درآن من نیز سهم داشتم صحبت کنم.

پس ازآنکه من صحبتم را درباره اتفاقات اخیردرافغانستان شروع کردم برای همه جالب بود بشنوند که مردم افغانستان نسبت به نیروی ایتالیا باچی دیدی نگاه میکنند وآیاازکارهای آنان راضی هستند یانه؟ من برای آنها کوشش کردم بطور مستند بعضی ازچیزها را بگویم. درمورد ارتش ایتالیا گفتم ازاینکه نیروهای شما درجنگ های خانمان سوزشرکت نمیکنند وازاینکه تاحال برخوردخوبی باغیرنظامیان داشته اند مردم افغانستان خرسند است وازشما تشکر میکنند. وازاینکه تاحال کمک های شما به مناطق که واقعن نیازمند است نرسیده است بعضی ها فکرمیکنند که شمافقط درمناطقی کمک خواهیدکردکه درآن منطقه ناامنی وجنگ باشد. پس باید روش کار را عوض کرد وهمیشه درشناسایی مناطق که به کمک شما نیازدارند وبه آن ارج میگذارند توجه کرد.
گفتم درطول 7سال گذشته خیلی اشتباهات زیادی رخ داده است که اگر اینطوری نمیشد بی شک وضعیت خوبترمی بود. به هرحال همه جنرال های بازنشسته ارتش ایتالیا درختم محفل به من میگفتند که حرفهایم را قبول دارند وآنها نیزبرای تغییرروش کاری خود دست به کارشده اند. زیرامطمئن هستند وضعیت فعلی زاییده روشهای اشتباه کشورهای کمک کننده وضعف حکومت افغانستان درسیستم اداری بوده است.محفل بانمایش عکسهای ازکمک های نیرویPRT درهرات ووضعیت فرهنگی واجتماعی افغانستان به پایان رسید.
عکسهای که دراین محفل توسط پروجکتوربه نمایش گذاشته شده بود درطول 6 سال ازولایت های مختلف افغانستان توسط خبرنگاران مختلف ایتالیایی ازجمله عکاس وخبرنگار معروف این کشورگابریل تورسیلوGabriel Torsello گرفته شده بود که عنوان آن را افغانستان ازنگاه دوربین گذاشته بودند. این محفل قراراست درشهر های مختلف برگزارشود ودراخیرکمک های جمع آوری شده توسط یک گروپ تازه نفس ازارتش ایتالیا به افغانستان انتقال داده خواهد شد. امیدواریم این کمک ها به راه درستی به مصرف برسد وهمان طوری که به نام مردم افغانستان جمع آوری میشود دراختیارمردم افغانستان قرارداده شود.
دراین محفل ازطرف شرکت های تجاری، باشگاه معروف ورزشی ومردم عادی کمک های صورت گرفت که اگردرشهرهای دیگرنیزبه همین منوال صورت گیرد امیدواری وجود دارد که این کمک ها میتواند حداقل مشکلات آموزشی چند منطقه ی را که ایشان درنظردارند کمک کنند به نحوی نسبتا حل خواهد کرد. بازهم امید که واقعن کمک ها به جایش برسد وبه راهش مصرف شود.