۱۷ بهمن ۱۳۸۹

ظلم و استبداد دیگر بس است


درماه اگست سال گذشته میلادی از ولایت قندوز درشمال افغانستان گزارش شد که یک زوج جوان توسط طالبان سنگسار شده است. گرچند در آن زمان این عمل وحشیانه از طرف گروه های مختلف حقوق بشری از جمله امنستی انترنشل به شدت محکوم شد واین سازمانها از دولت کرزی خواستند تا عاملان این جنایت را به پنجه ی قانون بسپارد، ولی این پرونده هم مثل صدها وشاید هزاران پرونده ی دیگر در دفاتر دولتی زیرخاکها پنهان شد وکسی آنرا دنبال نکرد.

همانطوری که میدانیم، امثال چنین قضیه، به کرّات در نقاط مختلف افغانستان رخ داده است وعاملان آنها هم گروه منفور طالبان بوده اند، گروهی که با افتخار تمام مسئولیت این گونه جنایات را به عهده می گیرد. این گروه منفور،در زمان حاکمیت خود در کشور، به غیر از خوردن غذا ونوشیدن آب دیگر همه چیز را به بخشی از شهروندان افغانستان حرام کرده بودند و بر بخشی دیگر غذا و نوشیدن تنها نه که زندگی هم ممنوع شده بود. آنها برعلاوه هزاران جنایت ضد بشری وقتل عام وغارت، قوانینی را در افغانستان به اجرا گذاشته بودند که براساس آن زنها در جامعه افغانستان، از ابتدایی ترین حقوق انسانی شان هم محروم بودند وحتا اجازه بیرون رفتن از خانه برای خرید را هم نداشتند.
حال با گذشت ماه ها از سنگسار این زوج جوان در ولایت قندوز، ویدیویی آن صحنه جنایت، به رسانه ها درز کرده است.

این ویدیو سند زنده ی از جنایات زمان حکومت طالبان است. افراد این گروه منفور که کرزی آنها را برادران خود می خواند وفاروق وردک چند روز پیش در سفرش به انگلستان آنها را صلح طلب می خواند؛ در روز روشن ودر حضور صدها نفر؛ صدیقه 23 ساله وخیام 28 ساله اهل ولایت قندوز در شمال افغانستان را، "به جرم دوست داشتن همدیگر" زیر سنگهای که نام دین را برآنها نوشته اند، برای ابد خاموش می کنند. این تصویر نیاز به توضیح ندارد وبا آنکه صحنه های غمناک ترش توسط تلویزیون طلوع سانسور شده است، گویای یک واقعیت بسیار تلخ و وحشتناک است.
قاتلان صدیقه وخیام وعاملان صدها جنایت غمبار دیگر در کشور همین افراد طالبان هستند، طالبانی که اکنون، نه با زور برچه وتفنگ، که ده سال پیش داشت، دست به این چنین جنایات میزنند، بلکه این بار آنها با پشتیبانی کامل ارگ ریاست جمهوری وافرادی چون فاروق ورک به این جنایات ادامه میدهند.
خوب است در این جا نظری به کارنامه گذشته این گروه انداخت تا بدانیم که اگر مردم بیدار نشوند وجلوی کرزی را که درتلاش است این گروه منفور را دوباره بر کشور مسلط کند نگیرند، ما شاهد صحنه های بد تری خواهیم بود.

مختصری از گذشته:
طالبان دراولین روزهای قدرت شان، به اقوام غیر پشتون افغانستان هشدار دادند تا از کشور که آنها آنرا از خود می خواندند، خارج شوند ویا مثل آنها مسلمان واقعی باشند. به دنبال همین هشدار، عبدالمنان نیازی سخنگوی وقت طالبان پس از اشغال شهر مزار شریف واعلان سه روز قتل عام عمومی، گفته بود که باید تاجیک ها به تاجکستان، اوزبیک ها به اوزبیکستان وهزاره ها به گورستان" قبرستان" بروند. آنها همچنین شهروندان دیگر از جمله هندوها وسیک هارا مجبور به پوشیدن لباس های مخصوص نموده بودند تا از دور شناسایی شوند. 

به دنبال همین سخنان ملا نیازی، افراد گروه طالبان، پاکسازی خانه به خانه در نقاط مختلف افغانستان، از اقوام غیر پشتون را شروع کردند وهزاران انسان بی گناه را فقط به جرم پشتون نبودن قتل عام کردند. این جنایات وقتل عام ها که نمونه ی های بسیار غمناک آنرا در ولایت های کاپیسا پروان، مزار شریف وبامیان شاهد بودیم، هرروز بیشتر شد وافراد این گروه پس ازآن حتا در مسیر راه ها مسافران غیر پشتون را از موتر ها پیاده ودر روی سرک تیرباران می کردند.  نمونه کشتارهای مسافرین، در نقاط مختلف افغانستان در زمان گروه طالبان صورت گرفت ولی ازهمه وحشتناک تر؛ کشتار مردم هزاره در منطقه کنده پشت ولسوالی شاجوی ولایت زابل درخزان 1377 خورشیدی می باشد. در آن زمان ولسوال ولسوالی شاجوی که یکی از افراد بسیار نزدیک به ملا عمر واهل ولایت قندهار بود به افرادش دستور داده بود تا تمام افرادی که شناخته شود هزاره است را تیرباران کنند. این فرمانده طالبان در نزدیکی بازار ولسوالی شاجوی با راه اندازی یک پست تلاشی، از تمام موترهای که به طرف غزنی وقندهار در حرکت بودند؛ هزاره ها را پیاده می کردند وبعد آنها را شبانه ازدم تیغ می گذشتاندند. این جنایت وکشتار تا یک ماه ادامه پیدا کرد وبعد از آنکه صدها نفر از نماینده گان مردم هزاره که متشکل از روحانیون وریش سفیدان بودند، با فرستادن نامه ی از شورای رهبری طالبان وسازمان ملل متحد، خواهان توقیف آن شدند؛ با میان جگری یک هیئت سازمان ملل متحد خاتمه یافت.


هیچ گاهی صحنه ی را که من خودم شخصا از این قتل وکشتار بی رحمانه دیده ام فراموش نخواهم کرد. باید بگویم که این یک قصه نیست ومن نویسنده ، با چشمان خودم این صحنه را دیده ام.

22 قوس سال 1377 ولسوالی شاجوی ولایت زابل افغانستان
دانش آموز کلاس دهم مکتب بودم که مردم مناطق هزاره نشین ولایت غزنی که در زیر فشار سه سال محاصره اقتصادی توسط طالبان به ستوه آمده بودند، مجبور به تسلیم گردیده وچند روزی نگذشت که افراد گروه طالبان، تمام مناطق هزاره نشین دراین ولایت را به تصرف خود درآورند. ناهور، جاغوری وبعد مالستان، یکی پس ازدیگری توسط طالبان اشغال گردید و"مولوی عبدالحق وثیق کفیل عمومی استخبارات طالبان" که در آن زمان مسئولیت خلع سلاح هزاره های غزنی را به عهده گرفته بود، با سفرش به ولسوالی جاغوری ومالستان از مردم خواست بدون دخالت نیروهای طالبان باید همه اسلحه ومهمات شانرا تسلیم نمایند وگرنه با برخورد شدید آنها مواجه خواهند شد.

دراین سفر عبدالحق وثیق را یک مشاور عرب و ده ها کماندوی ارتش پاکستان که حتا زبان پشتو را هم بلد نبودند وهمه به زبان اردو صحبت می کردند همراهی میکرد. ترس وارعاب وخستگی سه ساله محاصره اقتصادی وکمرشکن، که مردم را به چنین تسلیم شدن مجبور کرده بود، ظرف پنج روز همه امکانات را هم از آنها گرفت. پس از آن افراد این گروه با تشکیل ولسوالی ها وملیشه های امر به معروف آزار واذیت مردم را نیز شروع کردند.

ملیشه های طالبان بعد از استقرار کامل در این مناطق، جوانان هزاره را به بهانه های مختلف دستگیر وروانه ی زندانها می کردند. این روند کم کم مردم را مجبور کرد از خیر همه چیز بگذرند ورهسپار دیار غربت گردند. مهاجرت هم در آن زمان برای هزاره ها خیلی مشکل شده بود وهر هزاره ی باید قبل از سفر، با مراجعه به دفاتر طالبان از آنها نامه ی عبور دریافت می کرد وگرنه در مسیر راه از موتر پیاده گردیده وبه رگبار بسته می شد.
دیگر امیدی برای ماندن نمانده بود ومن هم با یگ گروه از هم سالانم مهاجرت را در پیش گرفتیم.

درشهر غزنی که رسیدیم دو روز جلوی قوماندانی امنیه طالبان در صف های طولانی ایستادیم تا اجازه خارج شدن از کشور را بگیریم ولی شانس با ما یار نبود تا آنکه مجبور شدیم برای داشتن نامه ی عبور هرنفر مبلغ 5000 کلدار پاکستانی که درآن زمان پول رایج طالبان بود، بپردازیم. از شهر غزنی بایک موتر کاستر به طرف قندهار حرکت کردیم، حوالی ظهر به ولسوالی شاجوی رسیدیم ولی تقریبا در یک کیلومتری بازار شاجوی در نزدیکی یک " پل" بزرگ که در زمان جنگ مجاهدین تخریت شده بود، موتر ما توسط افراد طالبان متوقف شد، همه از ترس می لرزیدند، یکی از مسافرین از راننده که یک تاجیک از منطقه روضه غزنی بود و به خاطر بلد بودن زبان پشتو خودرا به جای پشتون جا زده بود پرسید که قضیه چیست؟ راننده کمی مکث کرد وبعد به زبان فارسی گفت احتمالا بازهم مسئله ی همان جنازه هاست. بعد ادامه داد که بنا به دستورولسوال شاجوی در طول یک ماه گذشته افراد طالبان تمام مسافران هزاره را در این منطقه از موتر ها پیاده کرده وبه قتل می رسانده است.

حالا ازاین مسئله کسانی دیگر خبر شده وآنرا متوقف کرده، او همچنان گفت که یک روز پیش شاهد صحنه ی بدی بوده وبا چشم خود،" 12 موتر کاماز" پراز جنازه را دیده که به شهر غزنی منتقل می شده تا به بازمانده گانش تحویل داده شوند.
راننده حرف هایش را تمام نکرده بود که دوپروند هلیکوپتر در منطقه ظاهر شد وکمی آن سو تر به زمین نشست. ظاهرا هیئتی به منطقه آمده بود تا تعداد دیگر از جنازه ها را برای بازمانده گان آنها به شهر غزنی انتقال دهند.

وقتی هیئت از هلیکوپتر ها پیاده شد، طالبان از موتر ما فاصله گرفتند تا آنان را به گودالی که درآن جنازه ها انداخته شده بود، رهنمایی کنند واین بود که ماهم جرئت کردیم از موتر پیاده شویم وآرام آرام به طرف آنها برویم تا صحنه را از نزدیک ببینیم.

ما هم جرئت کردیم به آنها نزدیک ترشویم. وقتی به صحنه رسیدیم با ده ها جنازه تکه وپاره که در گودال انداخته شده بودند، مواجه شدیم. طوری که معلوم بود جنازه ها بیش از ده روز آنجا مانده بودند، صحنه واقعن درد آور بود، زنان، اطفال، جوانان وپیر مردان مثل درخت های قطع شده پهلوی هم افتاده بودند، چشم های آنهارا کلاغ ها خورده بود، وبدن های اکثریت آنها را نیزسگ ها پاره پاره کرده بود.

افراد طالبان راضی از عمل ضد انسانی شان در حالی که رضایت وخوشحالی ازچهره های شان می بارید؛ با کلاشنکوف های شان در اطراف گودال صف کشیده بودند وما فقط توانستیم با چشمان اشک آلود وبدون صدا از پهلوی جنازه ها بگزریم وآن تصویر ودرد را در خاطره های مان حفظ کنیم. این جنازه ها همه هزاره بودند، اکثریت آنها کسانی بودند که پس از استقرار کامل طالبان در مناطق هزاره نشین غزنی از ترس دست به فر ار به سوی پاکستان زده بودند ودرآنجا توسط افراد طالبان گرفتار وهمراه با زن وبچه ی شان تیر باران ویا گردن زده شده بودند.
عده ی دیگر، مسافرینی بودند که بدون اطلاع از اوضاع منطقه، هنگام بازگشت از ایران ویا پاکستان در آن منطقه شکار شده بودند.

تعداد جنازه ها خیلی زیاد بود ولی ما متاسفانه فرصت نداشتیم بیشتر آنجا بمانیم. راننده به ما گفت؛ همین حالا که اینها مصروف هستند باید حرکت کنیم واز این جا دور شویم. وقتی سوار موتر شدیم، راننده جرئت بیشتری برای حرف گفتن پیدا کرده بود، او دریک قصه ی طولانی گفت که بارها شاهد بوده است که مسافرین هزاره وتاجیک را طالبان از موترها پیاده نموده وبلافاصله به رگبار بسته است. او می گفت؛ به خاطر که به زبان پشتو کاملا مسلط هست وقیافه اش هم به پشتونها شبیه است، هیچ گاهی خطری را احساس نکرده ولی از دیدن صحنه های کشتار، به شدت ترسیده است واین صحنه ها تبدیل به کابوسهای شده که خواب را هم از او میگیرد.

او همچنان گفت که آمار دقیق از کشتار مردم هزاره در ولسوالی شاجوی معلوم نیست وفقط استخبارات طالبان موجودیت 4000 هزار جنازه را تایید کرده اند.

خلاصه ی سخن اینکه، ما بعد از صدها تحقیر وتوهین به خاطر هزاره بودن، وقتی به شهر کویته ی پاکستان، رسیدیم؛ خبرهای که در بین مردم، در جریان بود حکایت از کشته شدن نزدیک به ده هزار نفر در منطقه "کنده پشت" داشت. با آنهم این یک نمونه ی از کشتار وقتل عام مردم در زمان حکومت طالبان است و این گروه در زمان حاکمیت شان صدها جوی خون را، راه انداختند که هیچ گاهی نباید از خاطره ها فراموش شود.

اکنون که حامد کرزی وافراد دیگری چون فاروق وردک با دید قبیلوی وفاشیستی شان با مصرف ملیونها دالر از دارایی مردم افغانستان، شب وروز تلاش می کنند تا روی همه ی جنایات این گروه منفور وضد انسانی خط بطلان کشیده وبار دیگر آنها را بر گرده شما مردم سوار کند، باید ازخواب برخیزید وجلوی یک جوی خون وفاجعه دیگر را قبل از وقوع مسدود نمایید.

این گروه وده ها قاتل دیگر انسانهای مظلوم، همین حالا در جلوی چشمان شما مردم، در حالیکه تا هنوز دامن های شان از خون برادران، خواهران، زنان وکودکان شما رنگین است، توسط حامد کرزی با بی شرمی تمام درپست های بالای دولتی گماشته می شوند ویا هم با مصارف هنگفت پولهای باد آورده از خزانه ی ملت، به بزرگترین مرجع قانون گذاری کشور یعنی پارلمان فرستاده می شوند.

یک بار به پرونده های گروه طالبان نگاه کنید وببینید چرا افراد چون وکیل احمد متوکل، عبدالسلام ضعیف، عبدالسلام راکتی، نعیم کوچی" معروف به مولوی کیبل" وده ها تن دیگر که زمانی با خون شما غسل می نمودند، به جای محاکمه وزندان ومعذرت خواهی ازملت افغانستان، با پشتیبانی کامل کرزی ودیگر حلقات قوم محور چون فاروق وردک، دوباره برگرده شما سوار شده اند.

به سیاف وپرونده ی سیاهش که هزاران نفر را به خاک خون کشاند، نگاه کنید وازخود بپرسید که چرا بازهم او خندان تر ازقبل، این بار با پشتیبانی کامل کرزی وتیمش در صحنه سیاسی افغانستان ظاهر می شود واد عای ریاست قوه قانون گذاری کشور را دارد وبرای رسیدن به آن ملیونها دالر را در یک شب مصرف می کند.
از خود سوال کنید که چرا او به جای ریاست پارلمان، پشت میله های زندان نباشد ومثل صدها جنایت کار دیگر که در کشورهای مختلف مجازات شده اند، به قانون وعدالت سپرده نمی شود؟
ازخود سوال کنید این پولهای باد آورده وبی ارزش از کجا می آید که توسط سیاف به مصرف میرسد واو؛ برای بدست آوردن یک رای در پارلمان؛ 40 هزار دالر به اضافه یک موتر که قمتش 15 هزار دالر امریکایی می شود، به نماینده گان دیگر پیشنهاد میدهد؟
اینجا هیچ تهمتی در کار نیست وشما فقط با یک دید به روزهای گذشته ی تان می توانید همه ی صحنه ها را به طور زنده پیش چشمان تان مجسّم کنید. پس باید برای علاج این سرطانهای اجتماعی تلاش کنیم. بیایید دست به دست هم دهیم وهمه در راه برقراری عدالت درکشورتلاش کنیم.
دروضعیت فعلی متاسفانه فضا آنقدر تنگ شده است که برای شهر وندان افغانستان گزینه های زیادی برای انتخاب کردن نمانده است.
-  ماندن برای همیشه درسایه ذلت وخواری وحق تلفی.
-  به محاکمه کشاندن این جنایت کاران و روی کار آودن یک دولت منتخب وپاسخ گو که در آن حقوق همه شهروندان افغانستان بدون در نظرداشت، قومیت، مذهب ودین وسمت بطور مساویانه ودقیق اعاده شود.
-  ویا هم رفتن به سوی تجزیه، چون اگر هیچ راه حلی وجود نداشته باشد، بهتر است کشور تجزیه شود تا حد اقل، آن عده از مردم افغانستان که صد ها سال با سرنوشت شان بازی صورت گرفته وازتمام حقوق وامتیازات خویش محروم بوده است باید به حقش برسد.

برای مردم افغانستان این کشور هیچ معنی وارزشی ندارد، زیرا مردم هیچگاهی دراین آیینه خودرا ندیده اند. بیش از سه صد سال حق تلفی وبربریت بس است. مردم بیشتر از توانی که داشته اند، صبر وحوصله کرده وازخود برد باری نشان داده اند ولی نه تنها این انعطاف پذیری از طرف تیم قبیلوی حاکم درک شده است بلکه هرروز آنها بر تجاوز، غارت وستم شان بالای مردم افزوده اند.

این درد ها را برای شما هموطنان عزیز ودرد مندم نوشتم، برای شما این جور وستم ها را با مغز مغز استخوان خویش احساس کردید ومعنی رنج کشیدن را میدانید. شاید این نوشته خیلی سرپا کنده گی های داشته باشد ولی درد است ودرد را از هرطرف که بنویسی باز هم درد است.

من صحنه کشتار وقتل عام کنده پشت را بعد از سالها نوشتم، چون نمیخواستم این صحنه که دردش تا مغز استخوانم رسیده است، دیگران را هم غمگین کند ولی امروز با دیدن فلم صحنه سنگسار صدیقه وخیام این دو جوان ناکام وهموطنم، درد کنده پشت هم زنده شد وخواستم این همه را با شما هم شریک سازم.

به امید سرنگونی، جهالت، فاشیزم وبی عدالتی در سرزمین آبایی مان.
سرفراز باد مردم رنج کشیده ومصیبت دیده ی هموطنم.

۱۶ بهمن ۱۳۸۹

افشار با رخسارِ آکنده از خراش، جانِ زخماگين و پيکرِ پاره پاره اش تو را فرياد مي زند


افشار، روشن‌‌ترين متن زنده‌ي تاريخ ستمديدگان و همزمان گوياترين شاهدِ حقيقتِ فاجعه است. افشار، «ذالک الکتاب لاريب فيه، هدي للمتقين» است؛ «بيان للناس» و «تبيانٌ لکلٌ شيء». افشار، صحراي محشري است که باطن و حقيقت تاريخ و کليت فاجعه در آن واسازي مي‌شود: «يوم تبلي السرائر».
برادر و خواهر!
افشار با رخسارِ آکنده از خراش، جانِ زخماگين و پيکرِ پاره پاره اش تو را فرياد مي زند.
افشار از تو مي پرسد عدالت کجا شد؟ افشار تو را جيغ مي کشد، عدالت، عدالت، عدالت!
خواهر و برادر!
افشار، با زباني بيزبانيِ ويرانه هايش از تو ميخواهد که در هيجدهمين ساليادم، بازماندگانم را تنها مگذار!
وعدة ما 22 دلو 1389، ساعت 1-4 بعد از ظهر، مزار شهدايِ افشار
از طرف بازماندگانِ شهدايِ افشار

۱۵ بهمن ۱۳۸۹

آزادی یا مرگ، مستندی از وضعیت پناهجویان در جزیره ی نارو استرالیا





۱۴ بهمن ۱۳۸۹

۱۰ بهمن ۱۳۸۹

شصت هشت پناهجوی افغانستانی در آب های یونان غرق شده اند


قرار خبرهای رسیده از آتن تعداد کشته شده های کشتی پناهجویان که در یکشنبه گذشته در آبهای یونان غرق شد به 68 نفر رسیده است.
یکی از وابستگان کشته شدگان که از محل نگه داری جنازه ها بازدید کرده وضعیت جنازه ها را بسیار غمناک توصیف می کند. او جنازه برادرش را ازلباسش شناسایی کرده است. او افزوده است که قسمت های از پاها وصورت برادرش را ماهی ها خورده است.
از سوی دیگر چهار صد تن از پناهجویان افغانستانی که در آتن جمع شده اند؛ می گویند فردی که توسط نیروهای پلیس یونان به جرم قاچاقبری دستگیر شده است، نزدیک به صدها هزار یورو پول آنها را با خود داشته است. هرکدام از این پناهجویان ادعا دارند که از سه تا 20000 هزار یورو را به طور امانت به این شخص داده بودند وحالا که او به جرم قاچاقبری دست گیر شده، احتمالا این پولها هم مصادره شده و آنها همه دار و ندار شان را از دست داده اند.
این شخص معروف به "معلم" و از ولسوالی پغمان ولایت کابل می باشد.
در یک خبر دیگر قرار است فردا یکی از مسئولین سفارت افغانستان از بروکسل به یونان برود. پناهجویان می گوید این مسئول سفارت برای حل کردن مشکل آنها به آنجا نمی رود بلکه بنا به دعوت IOM سازمان بین المللی مهاجرت به آتن سفر می کند تا آن عده از پناهجویان که در اثر فشار سالهای مهاجرت، به امراض روانی مبتلا شده اند را تشویق کند تا به افغانستان عودت نمایند.

۹ بهمن ۱۳۸۹

صدای خاموش پناهجویان در یونان و سکوت شرم آور سفارت افغانستان و مقامات در کابل


با گذشت یک هفته از حادثه غمناک غرق شدن ده ها پناهجوی افغانستانی در آبهای یونان، تا هنوز از سرنوشت زخمی شدi گان و کسانی که از این حادثه جان سالم بدر برده اند، خبری در دست نیست.

خبرگزاری های یونان روز یکشنبه 23 جنوری سال جاری خبر از غرق شدن یک کشتی حامل پناهجویان در آبهای یونان داده بودند. گفته می شود با این کشتی 263 پناهجوی افغانستانی، کرد وعرب عازم کشور ایتالیا بودند که کشتی در اثر طوفانهای شدید دچار حادثه شد وتعداد زیادی را به کام مرگ فرو برد.
در این باره در تماس تلفونی که با پناهجویان افغانستانی در شهر آتن داشتم از چگونگی حادثه پرسیدم. پناهجویان می گویند که به جز از چهار سرنشین این کشتی که شهروندان ترکیه وسومالیا بودند، بقیه همه افغانستانی اند و اینکه تاهنوز از تعداد کشته شد ه گان اطلاع دقیقی در دست نیست.
آنها می گویند پلیس یونان گفته است که در این حادثه 26 نفر که همه پناهجویان افغانستانی هستند کشته شده و90 تن دیگر زخمی شده اند. از سوی دیگر با گذشت یک هفته از این حادثه تاهنوز پلیس یونان به خبرنگاران وگروه های امداد اجازه نداده است تا با، بازماندگان این حادثه صحبت کنند.
نایل شکوری سخنگوی موسسه نور در آتن می گوید؛ احتمال می رود تعداد کشته شده گان خیلی بیشتر از تعدادی باشد که تاهنوز از سوی مقامات یونانی تایید شده است. او همچنین می گوید اینکه چرا مقامات پلیس به خبرنگاران و گروه های امداد اجازه نمیدهد تا با بازماندگان این حادثه ارتباط برقرار شود، سوالات زیادی را برای ما خلق کرده است.

آقای شکوری همچنان با انتقاد شدید از مسئولین سفارت افغانستان دربروکسل که در یونان نیز مسئولیت دارند، می گوید، چهار پناهجوی کُرد وعرب که از این حادثه جان سالم بدر برده بودند، بلافاصله با تماس مقامات سفارت کشورهای شان از قید پلیس آزاد شدند ولی مقامات سفارت افغانستان در بروکسل در باره نزدیک به 259 پناهجوی افغانستانی هیچ اقدامی نکرده اند.

او می گوید، در این باره سه بار با یکی از مسئولین سفارت افغانستان در بروکسل درتماس شده است ولی مقامات سفارت ابتدا، از این حادثه حتا اظهار بی اطلاعی می کردند ولی پسان ها گفتند که منتظر اند تا مقامات وزارت خارجه یونان در این باره به آنها گزارش دهد. ازسوی دیگر مقامات سفارت افغانستان از پناهجویان خواسته اند تا گزارشی را در باره حادثه تهیه نموده وبه آنها بفرستند تا آنها از چگونگی این حادثه با خبر شوند.

گفته می شود که تمام پناهجویان افغانستانی که از این حادثه جان سالم بدر برده اند، توسط نیروهای پلیس یونان، به بازداشتگاه ها انتقال داده شده اند. با این حال هم اکنون نزدیک به 1000 هزار نفر از شهروندان افغانستان که درمیان آنها زنان وکودکان نیز شامل هستند در زندان های یونان به سر می برند وصد ها تن دیگر نیز در خیابانها سرگردانند.

ازسوی دیگر ده ها پناهجوی افغانستانی بیش از یک ماه است که در یونان به خاطر برخورد های بد دولت مردان یونان دست به اعتراض زده اند وتعدادی از آنها در هفته گذشته لب های شان را به نشانه اعتراض هم دوخته اند.

در یک خبر دیگر، پلیس یونان اعلان کرده است که چهار قاچاقچاقی انسان را که شامل یک افغانستانی و سه عرب هستند بازداشت کرده است. گفته می شود کشتی پناهجویان که در روزیکشنبه در آب غرق شد توسط همین قاچاقچیان به ایتالیا انتقال داده می شد.

۶ بهمن ۱۳۸۹

نمایندگان هزاره در شورای ملی نباید برای ریاست این شورا، به دشمنان مردم هزاره رای دهند


مردم هزاره: در ده سال اخیر مردم هزاره ثابت کرده اند که در برنامه های دموکراتیک پیشگام می توانند باشند. آنان بصورت گسترده در انتخابات شرکت کرده و از روش های مدنی و امروزی استقبال می کنند. حضور گسترده مردم هزاره در دومین انتخابات پارلمانی پس از برچیده شدن رژيم طالبان، بار دیگر ثابت کرد که مردم هزاره قدرت مدنی ويژه ای دارند. تعداد نمایندگان هزاره راه یافته به پارلمان دوم افغانستان علی رغم همه کارشکنی ها و دست اندازی ها، نسبت به قبل چشمگیر بوده است.  هرچند این تعداد از وکلا به نسبت جمعیت مردم هزاره در افغانستان کم است، اما با این وجود، در صورت هماهنگی و مدیریت خوب، پارلمان دوم را می توان به صحنه ی مبارزه با جنایات تاریخی و تبعیض در افغانستان تبدیل کرد. همکاری موثر و دقیق وکلای هزاره با وکلای مستقل اقوام ستم دیده به شمول سایر تورک تباران افغانستان، پارلمان دوم را به پارلمانی مدافع حقوق مردم تبدیل می کند.

مردم هزاره علی رغم همه تهدید ها و کارشکنی های دولت و طالبان، در انتخابات شرکت کرده و از نمایندگان خود انتظار ندارند که در پارلمان، با دشمنان مردم هزاره همدست شوند و برای منافع شخصی خود، منافع مردمی را که قرن ها با جنایت دست و پنجه نرم کرده اند نادیده بگیرند. همکاری با کسانی که بارها بصورت عملی ثابت کرده اند مخالف سرسخت موجودیت مردم هزاره هستند و حتا در مقاطع مختلف با قدرت نظامی علیه مردم هزاره دست بکار شده و جنایات سنگینی را مرتکب شده اند، خیانتی نابخشیدنی به خواست و رای مردم هزاره محسوب می شود.

مردم هزاره با چشمان باز رفتار نمایندگان خود را زیر نظر دارند. ده سال اخیر به اندازه کافی برای نخبگان سیاسی هزاره، فرصت آزمایش و خطا بوده و بارها آنان با ریسمان کسانی مانند حامد کرزی، عبدالرب رسول سیاف و یونس قانونی به چاه رفته اند و هر بار آنان سهمگین تر و خطرناکتر علیه منافع مردم هزاره ظاهر شده و عمل کرده اند.
از حالا کوچکترین خطا می تواند اثرات مخرب پایدار برای مردم هزاره داشته باشد. نمایندگان مردم هزاره به هیچ عنوان نباید حتا یک رای در حمایت از ریاست کسانی مانند سیاف، قانونی و انوری به صندوق بیاندازند. به زودی هجدهمین سالروز فاجعه افشار نیز از راه می رسد و این سه تن به شکل ويژه در این جنایت تاریخی علیه مردم هزاره دست داشته اند.
نمایندگان مردم هزاره باید در هماهنگی کامل با سایر وکلای تورک تبار و سایر نمایندگان اقوام ستم دیده، کسی را به عنوان رییس پارلمان دوم برگزینند که به دروغ اکثریت و اقلیت در افغانستان باور نداشته باشد و ضمن اذعان به حقوق تلف شده ی مردم هزاره، برای حقوق برابر آنان با سایر شهروندان افغانستان کوشش کند.
نمایندگان مردم هزاره در پارلمان وظیفه دارند به ماجرای کوچی و کوچی گری که هر ساله وحشیانه به جان و مال مردم هزاره حمله می کنند پایان دهند و انتخاب دقیق رییس پارلمان می تواند در این امر موثر باشد.
نمایندگان مردم هزاره وظیفه دارند، نظارتی دقیق بر عملکرد دولت قبیله گرای حامد کرزی داشته باشند و مانع از هرگونه تبعیض علیه مردم هزاره شوند. تبعیضی که به وضوح و آشکار تاکنون ادامه یافته است. توزیع عادلانه بودجه ی دولت، توزیع عادلانه کمک های بین المللی، توزیع عادلانه پروژه های بازسازی بويژه پروژه های راه سازی، مکتب، شفاخانه، انرژی و زراعت، توزیع عادلانه تقسیمات اداری، توزیع عادلانه قدرت، توزیع عادلانه مدیریت در نهادهای مختلف دولتی و…از خواست های اصلی مردم هزاره می باشد.
نظارت دقیق بر عملکرد نهادهای امنیتی و جلوگیری از گسترش ناامنی به مناطق امن مرکز و شمال، خواست دیگر مردم هزاره می باشد. نمایندگان مردم هزاره، در کنار سایر نمایندگان مردم تحت ظلم وظیفه دارند، با طرح های مذاکره با جنایتکاران طالب مخالفت کرده و در همکاری با نیروهای بین المللی جنایتکاران طالب را از صحنه ی نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حذف کنند.
مردم هزاره، خواست های بسیاری دارند که موارد بالا با توجه به ظلم و ستم تاریخی علیه آنان تنها بخشی از خواست های اصلی ست.
مردم هزاره رنج های بسیاری کشیده اند. آنان بدون اغراق سرکوب شده ترین مردم جهان می باشند. نمایندگان مردم هزاره، نسبت به رایی که از مردم هزاره گرفته اند، مسئولیتی دارند و امیدواریم آنان بتوانند با موفقیت مسئولیت خود را انجام دهند. ما قدرت داریم، ما بسیاریم. قدرت و توان ما در یکجای شدن ماست که بکار می آید. مردم هزاره، بويژه نمایندگان مردم هزاره، بدون در نظر گرفتن مذهب، منطقه و جای، در همکاری و همراهی با سایر نمایندگان اقوام ستمدیده بويژه تورک تباران، می توانند، صفحه ی درخشانی در تاریخ معاصر افغانستان بگشایند.

۴ بهمن ۱۳۸۹

بیانه شورای سرتاسری هزاره ها در اروپا، در رابطه با تظاهرات دیروز مهاجرین افغانستان مقیم ایران


در جریان سه دهه جنگ و بحران در افغانستان، جمهوری اسلامی ایران به دلیل اشتراک زبانی، فرهنگی و دینی با افغانستان بعد از پاکستان میزبان بیشترین شمار آوره گان افغانستان بوده است. در گذر این دهه رفتار دولت ایران در برابر آوره گان  افغانستان با سایه روشن های بسیاری همراه بوده است که در موارد بسیار استفاد ابزاری از حضور آنها در تعاملات سیاسی، خاطرات تلخ و فراموش ناشدنی در حافظه جمعی مردم افغانستان و بخصوص هزاره های افغانستان میباشد.
هزاره ها در جریان سه دهه جنگ به دلیل اشتراک زبانی و مذهبی با ایران و مهم تر از همه به دلیل شعارهای دلفریب رهبران جمهوری اسلامی ایران که اسلام را فاقد مرز معرفی میکردند، بیشترینه ایران را مقصد مهاجرت برگزیدند. اما جمهوری اسلامی ایران در مقاطع مختلف از علایق مذهبی هزاره ها به عنوان ابزار سیاسی بهره جسته اند و تلاش ورزیده اند که در قضاوت سیاسی آنها را حامی منافع ایران معرفی نمایند.
درحالیکه جنبش سیاسی هزاره ها در مقاطع مختلف مورد خشم و خصومت ایران قرار گرفته است و برای تضعیف آن به بازیهای سنگین و پر هزینه متوسل شده است. حافظه جمعی هزاره ها فراموش نمیکند که در جنگهای کابل در دهه نود، رهبر جمهوری اسلامی ایران همکاری ایران را با شهید مزاری حرام اعلام کرد و در آن روزهای تلخ امکانات وسیع از طرف دولت ایران در اختیار جبهه مخالف شهید مزاری قرار گرفت.

از آنجاییکه دکتورین سیاسی ایران در قبال بحران افغانستان در راستای تداوم بحران در این کشور تعریف و تدوین گردیده است، هزاره ها به دلیل داشتن پیوند مذهبی با ایران اولین قربانیان این دکتورین بوده است که تاهنوز بار سنگین مصیبت و اتهام وابستگی به ایران را بر شانه های شان حمل می نمایند. در حالیکه رفتار سیاسی جمهوری اسلامی ایران منهای باورهای دینی و اعتقادی تعریف گردیده است و تقید و تعهد جمهوری اسلامی ایران به تعاون اسلامی صرف یک شعار سیاسی میباشد. تظاهرات دیروز تعدادی از مهاجرین افغانستان در ایران که به اشاره دولت میزبان صورت گرفت، یکی از نمونه های روشن استفاده ابزاری از حضور مهاجرین افغانستان میباشد که جمهوری اسلامی ایران در مقاطع مختلف به آن مبادرت ورزیده است. همین گونه توقف تانکرهای نفت تاجران افغانستان در شدت سرمای زمستان در مرز شرقی ایران نماد روشنی از بازیهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران میباشد.
شورای سرتاسری هزاره ها در اروپا باورمند است که تظاهرات دیروز در تهران و همچنان تظاهراتی که درکابل در مخالفت با توقف تانکرهای نفت صورت گرفت، بخشی از بازیهای تعریف شده استخباراتی کشورهای درگیر در قضایای افغانستان و منطقه میباشند که هزاره ها می باید از وارد شدن در آن خود داری نمایند.
آواره گان افغانستان در ایران که کثیری از آنها را  هزاره ها تشکیل میدهند ، همواره با مشکلات و معضلات بی شمار همراه بوده است که شعار رفعت و اخوت اسلامی جمهوری اسلامی ایران، درمورد آنها هرگز در عمل تجربه نگردیده است. ممنوعیت فرزندان مهاجرین افغانستانی از ادامه تحصیل، محرومیت از حق سبسید و دها نوع مشکل دیگر از جمله پدیده های اند که خط فاصل میان شعار و رفتار عملی جمهوری اسلامی ایران را به نمایش میگذارد.
این شوری معتقد است که این نوع رفتار و استفاده ابزاری از باورهای دینی مهاجرین افغانستان و بخصوص هزاره ها، زخمهای عمیق تری را در حافظه جمعی مردم افغانستان و بخصوص مهاجرین افغانستان مقیم ایران وارد میکند و در نهایت مناسبات تاریخی و حسنه دو ملت هم سرنوشت را با کدورت های بیشتر همراه می سازد. جمهوری اسلامی ایران نباید فراموش کند که مناسبات آینده افغانستان و ایران بر اساس خاطرات امروز شکل خواهد گرفت و حافظه تاریخی نشان داده است که ضعیف ترین ملت به قوی ترین ملت تبدیل گردیده است.
شورای سرتاسری هزاره ها در اروپا با درک وضعیت حساس فعلی از تمام علما، روحانیون، دانشجویان، فرهنگیان، نوسیندگان و اصناف مختلف مهاجرین هزاره مقیم ایران تقاضا می نماید که از وارد شدن در فضای این گونه بازیهای استخباراتی دوری جسته و هوشیار باشند.  همانگونه که تذکار رفت، حافظه جمعی هزاره ها به یاد دارد که دولت جمهوری اسلامی ایران در مقاطع مختلف در کنار دشمنان هزاره ها قرار گرفته و از صداقت دینی هزاره ها استفاده ابزاری به عمل آورده است. رفتار پارادوکسیکال ایران در قبال اوضاع افغانستان هرچند که دولت مردان ایران آن را در جهت منافع خود میدانند، اما سیر حوادث در آینده نشان خواهد داد که این نوع رفتار سیاسی جمهوری اسلامی ایران را با درد سرهای بیشتر مواجه خواهد ساخت. اشتراک مذهبی هزاره ها با مردم ایران یک واقعیت تاریخی میباشد اما این واقعیت تاریخی در پرتو احترام به منافع متقابل زمینه تعامل می یابد.
شورای سرتاسری هزاره ها در اروپا
eu@hazarapeople.com
www.hazarapeople.com

۳ بهمن ۱۳۸۹

ارتش افغانستان از هم می پاشد، سربازان پشتون به طالبان می پیوندند


روز سه شنبه هفته گذشته وزارت دفاع ایتالیا از کشته شدن سی وششمین سرباز ایتالیای در افغانستان خبرداد.  درآن زمان در اعلامیه وزارت دفاع ایتالیا آمده بود که روز 18 جنوری سال جاری در یک عملیات تروریستی در پایگاه مشترک نیروهای ایتالیا وارتش افغانستان؛ در ولسوالی بالا مرغاب ولایت بادغیس، یک افسر پایین رتبه نیروهای ایتالیایی کشته ویکی دیگر به شدت مجروح شده است.

اما وقتی جنازه ی کپورال مجور لوکا سانا به ایتالیا انتقال داده شد، خبرهای نشر گردید که این سرباز توسط یکی از سربازان افغان به قتل رسیده است. این خبر بلافاصله پس از نشر واکنش های شدیدی را به دنبال داشت طوریکه سیلویو برلوسکونی نخست وزیر ایتالیا مجبور شد در کانفرانس مطبوعاتی حاضرشود. آقای برلوسکونی دراین کانفرانس خبری ضمن تسلیت به خانواده ی "سانا"گفت: این خبر برای مردم ما واقعن تکان دهنده است زیرا جوانان ما که برای کمک به افغانستان رفته اند، حالا توسط سربازان ارتش افغانستان که همکاران ما هستند نیز مورد حمله قرار گرفته وکشته می شود. او افزود که در این باره جلسه اضطراری را باپارلمان ایتالیا تشکیل خواهد داد واگر پارلمان موافقت کند، سربازان ایتالیایی به زودی از افغانستان خارج خواهند شد.

با این حال احزاب مخالف دولت، در اعلامیه های جداگانه ی از دولت خواسته است که برای خروج نیروهای ایتالیا از افغانستان فورا وارد عمل شود. ایتالیا4000 سرباز در افغانستان دارد که بیشترین آنان در ولایت هرات، بادغیس وفراه مستقر هستند. دراین اعلامیه ها آمده است، لازم نیست ما جان سربازان مان را به خاطر دولتی در خطر بیاندازیم که هیچ محبوبیت در بین مردم افغانستان ندارد، و به صورت گسترده ناقضین حقوق بشر وتروریستان شناخته شده را در بد نه ی کابینه ی خود راه می دهد.

با این حال روزنامه "متحد" چاپ ایتالیا بانشر مقاله ی از نفوذ قابل ملاحظه نیروهای طالبان در میان ارتش افغانستان خبر داده ونوشته است، افراطیون طالب در میان ارتش افغانستان به راحتی نفوذ می کنند و آنان را وادار برای حملات تروریستی علیه همکاران خارجی شان می کنند.
این اولین بار نیست که سربازان نیروهای خارجی در افغانستان از طرف همکاران افغانستانی اش مورد حمله قرار میگیرد. در سال 2010 میلادی دست کم چهار حمله توسط سربازان ارتش وپلیس افغانستان، بالای نیروهای خارجی به ثبت رسیده که 7 کشته را در پی داشته است.

از سوی دیگرآقای "میوتّی" یکی از خبرنگاران ایتالیایی که به تازگی از افغانستان بازگشته است، در یک مصاحبه تلویزیونی خود گفت: آن بخش از سربازان ارتش که مربوط به قوم پشتون هستند،ارتباط نزدیک با گروه های طالبان دارند و در جبهه های جنگ هیچگاهی علیه نیروهای طالبان نمی جنگند، او در سخنانش اضافه کرد که در بخش های مختلف جنوب وجنوب غربی افغانستان با سربازان واحد های از ارتش افغانستان، مصاحبه کرده است ونگرانی سربازان غیر پشتون را از سربازان پشتون درک کرده است. او در این مصاحبه اش گفت: که سربازان ارتش افغانستان که از اقوام دیگر هستند؛ بارها در صحنه های جنگ، از طرف همکارانش مورد حمله قرار گرفته وبه قتل رسیده اند.

در مواردی نیز گزارش شده که برخی سربازان پشتون ارتش افغانستان، معلومات سری ارتش را در اختیار طالبان قرار می دهند. با توجه به اینکه ارتش افغانستان مانند سایر بخش های مهم در اداره و کنترل مطلق پشتون هاست، آنان به معلوماتی دست دارند که دیگران به آن دسترسی ندارند.

در کنار این طالبان نیز هنگام بازداشت نیروهای ارتش، سربازان پشتون را رها کرده و سربازان غیر پشتون را با انواع شکنجه های سخت به قتل می رسانند. در همین حال برخی از رسانه های بین المللی از تبعیض در ارتش افغانستان نیز گزارش داده اند. سربازان پشتون در ارتش افغانستان از امتیازات بیشتری مانند رخصتی و در مواردی معاش فوق العاده برخوردارند.

با ادامه روند پیوستن مخفی و غیر مخفی سربازان پشتون به صفوف طالبان و ادامه تبعیض، خطر فروپاشی ارتش ملی افغانستان دور از انتظار نیست.

۲۹ دی ۱۳۸۹

پناهجویان افغانستان در یونان و استرالیا دست به اعتصاب غذا زدند؛ در یونان پناهجویان لبان خود را دوخته اند!


پناهجویان افغانستان در نقاط مختلف دنیا از جمله در یونان، استرالیا و اندونزی در شرایط بحرانی بسر می برند. در یونان هزاران پناهجو در نقاط ناامن، بدون داشتن امکانات زندگی می کنند و ده ها تن به شمول کودکان و زنان در زندان هستند. چند روز پیش یک کشتی حامل پناهجویان افغانستان دچار سانحه شده و ده ها تن از آنان کشته و ناپدید شده اند. در همین حال تعدادی زیادی از پناهجویان افغانستان در یونان دست به اعتصاب غذا زده و عده ای نیز به نشانه ی اعتراض از چند روز پیش لبان خود را دوخته اند.


در اندونزی صدها تن از پناهجویان افغانستان در زندان بسر می برند و صدها تن دیگر نیز در جستجوی راهی برای رسیدن به آب های استرالیا می باشند.


از استرالیا خبر می رسد که تعداد زیادی از پناهجویان افغانستان در بازداشتگاه ها بسر برده و قرارداد ننگینی که اخیرا دولت مافیایی کرزی با دولت استرالیا برای بازگشت آنان بسته، فشار روانی زیادی را بر آنان تحمیل کرده است.
در یک بازداشتگاه در غرب استرالیا، پناهجویان دست به اعتصاب غذا زده اند و بر تعداد اعتصاب کنندگان افزوده می شود.
قرارداد ننگینی که اخیرا دولت مافیایی طالبانی کرزی با دولت استرالیا بسته است، عملا راه را بر اخراج اجباری پناهجویان هموار می کند.


پناهجویانی که با زدن به آب و آتش، برای نجات زندگی خود، بدنبال پناهگاه، خود را به استرالیا رسانده اند، توافق دولت کرزی با استرالیا را جز خنجری کاری بر روح و روان و جسم خود نمی پندارند. دولت مافیایی کرزی به همراه جنایتکاران قبیله که بنام طالب هر روز انتحار کرده، راه ها را مسدود کرده، اعدام و سنگسار می کنند، هم در افغانستان روح و روان و جسم آنان را هدف قرار داده و هم در خارج از این جهنم روی زمین.


سفرای دولت مافیایی کرزی در کشورهایی که پناهجویان به دام افتاده اند، فقط به فعالیت های استخباراتی و یا به خوشگذارانی و مصارف هنگفت مشغولند. شرایط سخت زندگی پناهجویان برای آنان هیچ اهمیتی ندارد و در عوض در هماهنگی با دولت مافیایی طالبی کابل، در مسیر راه پناهندگی پناهجویان سنگ اندازی می کنند.


منابع کابل پرس می گویند که حتا سفرای دولت مافیایی طالبانی کرزی، شرایط فعلی افغانستان را خوب معرفی کرده و برای مردمی مانند هزاره ها که همچنان از ظلم و تبعیض برنامه ریزی شده رژيم رنج می برند، بهشت توصیف می کنند.
دولت حامد کرزی به همراه اداره کنندگان طالب و حکمتیاری آن، ارگ ریاست جمهوری را به مرکزی برای طراحی تروریزم و انجام خشونت علیه شهروندان جهنمی که نامش را افغانستان نهاده اند، تبدیل کرده اند.


۲۲ دی ۱۳۸۹

درخواست کمک به پناهجویان افغانستانی در یونان

سالهای زیادی است که خشونت های دوام دار، فقر گسترده، بی کاری ونبود امید برای یک فردای بهتر، مردم افغانستان را دسته دسته روانه ی دیار غربت وآواره گی میکند. فرار برای یافتن یک زندگی آرام وامید برای یک فردای بهتر. اما طوری که معلوم است، تعداد زیادی از این آواره گان، هرگز به آرزوهای شان نمیرسند.

از داستانها ی غمناک در مرزهای ایران وپاکستان که بگذریم، مرزهای اندونیزیا، ترکیه ویونان نیزقصه های درد آور از پناهجویان افغانستانی دارد. طبق گزارش منتشر شده توسط سازمانهای خیریه یونانی تنها در ماه های جولای و اگوست سال 2010 میلادی نزدیک به 17000 مهاجر افغانستانی به یونان رسیده اند که تعداد زیاد آنها را فامیل ها وکودکان زیر سن 18 سال تشکیل میدهد.
این مهاجرین که اکثرا از ولایتهای میدان وردک، قندهار، غزنی وهرات هستند، دلیل فرار ازافغانستان را افزایش ناامنی ها، جنگ ونقض حقوق بشر، فقرگسترده، عدم ثبات سیاسی وازبین رفتن امید برای آینده بهتر میدانند.


اکنون پارکها وخیابانهای شهر آتن پایتخت یونان میزبان هزاران پناهجوی افغانستانی ست، این پناهجویان ما ه هاست که با وجود مراجعه به اداره مهاجرت یونان، کمیسیاری عالی سازمان ملل متحد وموسسات خیریه ، ودرخواست کمک از آنها هیچ جوابی را نشنیده اند. ازاین رو، آنان مجبورند در همین پارکها بخوابند.

این پناهجویان برعلاوه ی نداشتن سرپناه، از نبود غذای کافی وعدم دست رسی به دوا ودرمان نیز شکایت دارند.
 آنها میگویند برای یک لقمه نان باید ساعت ها جلوی دروازه کلیسا ها صف بکشیم وامید وار باشیم که قبل از رسیدن نوبت، غذا تمام نشود. ازسوی دیگر آنان، همواره شب هنگام از طرف گروپ های فاشیست یونانی مورد حمله قرار گرفته ولت وکوب می شوند.

در این میان وضعیت کودکان این پناهجویان، بسیار شکننده است. آنها بر علاوه مشکلات سوء تغذیه، به مرض های گوناگونی نیز دچار شده اند.

هرروز که هوا سرد تر می شود وضعیت نگران کننده تر میگردد طوریکه اگر این وضعیت ادامه یابد ممکن به یک فاجعه ی بزرگ انسانی مبدل شود. در این شب های سرد زمستان که چوکی سالاران در کاخهای فرعونی شان لمیده اند، پارکهای شهر آتن، شاهد شیون های درد ناک کودکانی ست که مجبور شده اند برای زنده ماندن از کشور شان فرار کنند. این کودکان نمیتوانند صحبت کنند وکسی هم قادر نیست شیونهای آنان را ترجمه کنند.

این کودکان ازکشوری می آیند که تضاد ها ، درگیری و بی نظمی ، ترور، آدم کشی واختناق درآن سابقه ی طولانی دارد، اینها از کشوری می آیند که جنگهای خانمانسوزش، بیش ازدوملیون کودک را قربانی نموده، نزدیک به پنج ملیون دیگر را برای همیشه معیوب ساخته ، ده ملیون کودک دیگر را به مرض روانی دچار نموده ، یک ملیون کودک را یتیم وبیش از 12 ملیون دیگر را بی خانمان کرده است.

این گل های مقدس که انتظار وامید جامعه انسانی نیزهست بسیار به بی رحمی زیرلگدها پرپرمیشوند. اینجا اروپا ست، جایی که درآن حقوق کودکان تاسنین 18 سالگی تضمین گردیده است وهرقسم بی توجهی درمورد اطفال نظربه قوانین این سرزمین جرم محسوب می شود، قواعد وقوانین که صریحا برای حفظ حقوق بشر تصویب گردیده ولازم الاجرا خوانده شده است. اماطوری که دیده می شود این کودکان آواره شامل این قوانین نمی شود. آنها در جلوی دروازه های این حامیان دموکراسی وقانون، به شکل رقت بار نابود میشوند وحتا کسی نیست صدای آنها را بشنود.

حالا شرح کامل این وضعیت واقعن از توان نویسنده خارج وتنها چیزی که می شود گفت اینست: باید خود ما دست به کار شویم واز وقوع یک فاجعه درد آور انسانی در یونان جلوگیری کنیم.


برادر هموطن که خود رنج آوارگی وغربت را چشیده ای!

حالا که این پناهجویان از هردر وازه ی نا امید شده است، به ناچار دوازه ی تورا می کوبد واز تو مدد می خواهد.
ما برای کمک به این آواره گان یک سیستم آنلاین کمک رسانی را فعال نموده ایم وازهموطنان ما در هر نقطه دنیا تقاضامندیم با کمک های بشردوستانه شان، کودکان این پناهجویان را از خطر مرگ نجات دهند.

در صورت تمایل به کمک روی کلمه Chipin کلیک نموده وبعد از خانه پری فرم پی پل، کمک تانرا به طور مستقیم به پناهجویان در یونان بفرستید.
از همه گرداننده گان سایت های انترنتی، گرداننده گان وبلاگهای شخصی وگروهی وکسانی که در فیس بوک هستند، تقاضامندیم با نشر این مطلب در صفحات انترنت، دراین کمپاین بشر دوستانه سهم گیرند.


۱۹ دی ۱۳۸۹

فراخوان کمک به پناهجویان افغانستانی در یونان


برادران وخواهران مقیم اروپا، امریکا واسترالیا باکمک های بشردوستانه تان کودکان این انسانهای در بند را از مرگ نجات دهید

بنی آدم از اعضای یکد یگرند       که در آفریینش ز یگ گوهرند    
 چو عضو بدرد آورد روزگار      دیگر عضو ها را نماند قرار

برادران و خواهران، دانشمندان و روشنفکران ، تجاران و کارفرمایان افغانستانی مقیم کشور های اروپا و آمریکا و استرالیا! شما بخوبی می دانید که شرایط سخت و دشوار حاکم بر حیات اجتماعی مهاجرین که از ایران و افغانستان خواسته و نا خواسته به کشور یونان آمده اندواکنون با وضعیت بسیار رقت باری در خیابانهای وپارکهای شهر زندگی میکنند. این وضع واقعن فاجعه بار است و درد آور.
نبود سر پناه برای خانواده های مهاجر ، بی توجهی نهاد های مدافع حقوق بشری و انسانی دراین راستا، محدویت های وضع شده از سوی دولت مردان یونان جهت گشت و گزار مهاجرین برای حل مایحتاج خود در سطح شهر آتن، انسداد مرزهای آبی، خاکی و هوایی از جانب دولت یونان به روی مهاجرین، افتادن برخی از خانوادهای مهاجر بدست باندهای مافیایی و قربانی شدن آنها توسط قاچاقبران انسانی و همچنین نزدیک شدن سرمای زمستانی ، بخشی از این مشکلات و دشواری های است که مهاجرین افغانی تازه وارد به یونان به آن گرفتار اند. اگر راه حل مناسبی برای رفع این مشکلات در نظر گرفته نشود ، سرانجام این مشکلات و پرابلم یک فاجعه ی عظیمی انسانی را بدنبال خواهد داشت .
با این و جود انجمن فرهنگی و هنری نور از شما برادران و خواهران برای جلو گیری از یک فاجعه بزرگی که در راه است؛ ازشما دعوت می کند تا در راستای کمک رسانی به مهاجرین که در کشور یونان گیرمانده اند و نمی توانند به سمت سایر کشور های اروپایی بیاید و نمی توانند به طرف افغانستان بر گردند، رسالت انسانی و تاریخی خود را انجام دهید.
برادران و خواهران ! تنها راه حل اساسی و منطقی این پرابلم و مشکلات ظاقت فرسا، سهم گیری جدی شما در پروسه ی کمک رسانی به مهاجرین و آواره گان بی پناه و غربت نشین در پارک های و خیابان های شهر آتن پایتخت یونان است و شما بخوبی می توانید با ارسال کمک های انسان دوستانه و بشر دوستانه خود چه به شکل نقدی و غیر نقدی ، از یک فاجعه عظیمی انسانی که در راه است جلو گیری نمایید و نگذارید که همو طنان شما با چشمان اشک آلود خود شاهد قربانی شدن بچه های خرد سال شان در پای سطل های زباله، در گوشه پارکها و سنگ فرش ها ی خیا بانهای یونان باشد و نگذارید که پارک های ویکتوریا و سایر پارکهای شهر آتن به قتلگاه همنوعان و هم شهریان شما تبدیل شود. پس بشتابید که زمان تنگ است و فاجعه نزدیک. به امید روزی که دیگر شاهد چنین قضیه های غم انگیزی نباشیم و همه ما به وطن خود برگردیم و با شادابی و طراوت درکنار هم زندگی کنیم و دیگر در مسیر های پر پیچ خم مهاجرت شاهد مرگ عزیزان خود نباشیم.

جهت کمک با انجمن فرهنگی و هنری نور در شهر آتن پایتخت یونان در تماس شوید.

آدرس:- مرکز شهر آتن ایگییس 11
شماره تماس:- 00302108836871
نایل شکوری:- 00306945820797

آدرس الیکترونیکی: Noursociety@gmail.co

امیدوارم شما اولین کسی باشید که در این امر خیر شرکت نمایید!

برای فرستادن کمک به شکل آنلاین اینجا کلیک کنید: 



۱۸ دی ۱۳۸۹

سینه ی پر راز دارد بامیان