۱۴ تیر ۱۳۸۷

به بهانه ی روزجهانی زن

روزگذشته درکابل ازروزجهانی زن تجلیل به عمل آمد. دراین که مسولین وزارت زنان٬ وکلای پارلمان٬ کمسیون حقوق بشر ونهادهای مدافع حقوق زن شرکت نموده بودندسخنرانان ازبهبود روزافزون وضعیت زنان درکشوریادنموده وپس ازآن مسولین نهاد مدافع حقوق بشر باارایه لیست های طویلی ازکارکردهای مفیدشان درعرصه دفاع ازحقوق زنان وتامین عدالت یادآوری نمودند. این خوش گویی هادرحالی صورت میگیرد که پرونده های بسیار مایوس کننده ی ازتجاوز٬ قتل٬ خشونت وحتافروش خانم ها درافغانستان ناخوانده مانده است .ودولت باپشت کردن به این قضیه ها حتی عامیلین شناسایی شده ی این جنایات را نیزدستگیرنکرده است.پرونده های قتل خانم زکیه زکی رییس رادیو صلح جبل سراج٬ صفیه سانگه آماج نطاق تلویزیون شمشاد٬ شیمارضایی خبرنگارتلویزیون طلوع ٬ تجاوزبه چنددخترمکتبی درولایت سرپل٬ تجاوزبه یک دختر۴ ساله دربلخ وصدها جنایت ازاین قبیل تاحال لاجواب مانده وهیچ ارگانی تاحال درمورد این قضیه اقدام جدی ننموده است.دوستان من به خاطرهمنوایی اززنان افغانستان وپشتیبانی ازاجرای عدالت این گزارشها را به نشر رسانیده ام وچون به نظرمن غمنامه سرودن این مشکل راحل نمیکند ازسرودن غمنامه وطولانی کردن موضوع خودداری نموده ام٬ حالی قضاوت باشماست. اینکه روی چه انگیزه ها این عکس در اخیر این سال 2007 میلادی در محضر دیدگان عامه گذاشته شده است؛ آگاهان مسایل امور خود در زمینه خوب می دانند و به داوری همه جانبه خواهند پرداخت. این بدین معنا نیست که جامعه جهانی تازه از ازدواج اجباری دختران نابالغ خبر می گردد، بلکه آنها قبل از این هم در زمینه معلومات خیلی وسیع داشتند و دارند. اما اینکه اذهان جهان را متوجه این عکس و ملاقات سران ایتالیا، انگلیس، استرالیا، آلمان، امریکا و... در این اواخر در افغانستان می نمایند؛ مسلما که به سرنوشت مردم افغانستان با انواع گوناگون بازی می کند، جای هیچ تردیدی را باقی نمی گذارد.این خانم پس ازآنکه مورد تجاوز مردکهنسالی قرارگرفت دست به خود سوزی زد(شمال افغانستان) سال گذشته« ممتاز" باشنده اصلی ولایت "پکتیا" که اخیراً در ولایت "زابل" مسکن گزین شده بود ، پس از تراشیدن موهای همسرش "نازیه" در نخستین روز عید قربان هر دو گوش و بینی وی را با استفاده از چاقو قطع نمود .مسولین شفاخانه شهر "قلات" مرکز ولایت زابل در تماس های تلفونی به خبرنگاران گفتند:" نازیه 17 ساله روز چهارشنبه گذشته به شفاخانه آورده شده و فعلاً در حالت بسیار خراب به قرار دارد . ممتاز بعد از انجام این فعل خانمش را با آبجوش سوزانیده و خودش از محل فرار نموده است."نازیه"که اشک در چشمهایش به نظر می خورد و به بسیار مشکل صحبت می نمود گفت:" شوهرم به ظن اینکه گویا فعل بد انجام داده ام مرا به این حالت رسانیده است و من قسم می خورم که چنین کاری را انجام نداده ام .»آیا عمق جنایات ضد انسانی جامعه و فرهنگ قبیلوی تنها با اعمال جلادانهء امیرعبدالرحمن خان، حفیظ الله امین، طالبان و سایر آدمکشان پیشین و پسین کشور ما خلاصه می شود؟ خودسوزی این خانم، ناشی از خشونت خانوادگی می باشد که درولایت هرات اتفاق افتاده است.در گذارشات کمیسیون حقوق بشر، وزارت زنان و سایر نهادهای مدنی ملی و بین المللی از شکنجه، خشونت، خودسوزی زنان، خودکشی دختران جوان، ازدواج های اجباری، اختطاف زنان، تجاوزات جنسی بالای زنان، فرار زنان از جبر خشونت خانوادگی، بینی و گوش بریدن زنان و کشتن زنان فقط خبرداده می شودوآنرای عمل ضد بشری می خوانند.

۱۳ فروردین ۱۳۸۷

لجبازی



چگونه بگويم، دلبندم!


وازكجاشروع كنم
خوره هاي كه قلبم را سوراخ كرده اند
وآتشي كه درونم را مي سوزاند:


ريشه درلجبازي تو دارد.


ودردهايم كه شبيه لحظه هاي خماري معتادان هيرويين مي ماند
وزخم هايم كه شايد جاي سرنگ هاي تزريق است
ودهانم كه بوي الكل مي دهد
برمي گردد به لجبازي
آري، لجبازي!


لجبازيي كه سراسر تاريخ اين جغرافياي بايكوت شده را


ترسيم كرده است.


بگذارصادقانه بگويم
اينجا هيچكس براي هيچكس نيست
اينجا قلب ها همه زنداني اند و دهان ها بسته
وهيچكس فرصت نفس كشيدن را ندارد
وهمينكه سخن به ميان آيد،
چهره ي قوم ديگري را درنظرها منفور خواهدساخت .
بگذارصادقانه بگويم
زخم هايي كه پيشاني ام را زشت ساخته ،
جاي كاردهاي است كه برادرم درخواب به من ارزاني كرده است
واين را همه مي دانند كه بزرگترين آرزويش همين بوده،
تابراي ابد چهره ي منفور، من باشم وتووهمه !


بگذارصادقانه بگويم
خرابه هاي كابل وتاكستان هاي نيمه سوخته ي شمالي
وگورهاي دسته جمعي چمتله
وشايد بدن پاره پاره ي صلصال وشمامه
وكانتينرهاي مملو از جنازه ي دشت ليلي
وياهم پستان هاي بريده شده ي خواهرانم دركوچه هاي افشار
همه ريشه درلجبازي برادران ناتني ام داشته اند.


بگذار صادقانه بگويم
وقتي كلاغان سياه چشم هاي برادرانم را
در "كنده پشت" ازحدقه بيرون آورد
ومن خوابم برده بود
همه مي دانستند كه فردا چي خواهد شد!!


بگذارصادقانه بگويم
مني كه اينهمه منفورگشته ام
كه حتا سگ هاي ولگرد وبوزينه هاي همسايه به من مي خندند
شانسي به جزانتحار ندارم




بگذارصادقانه بگويم
اينجاهيچكس به هيچكس نمي انديشد
وقتي جاده هاي آلوده ي كابل را يكي پشت ديگري بگردي
شايد بداني كه چراخواهران معصومم به روسپي هاي حرفه ي تبديل شده اند
وشايد بداني كه بعدازانتحار تكه هاي گوشت نيمه پخته ي تنم
براي چي فرياد مي كشد.


بگذارصادقانه بگويم
بين قلب دنياي شما ونقطه ي پيوند
وشايد يك چيزنو ونزديك شدن و ارتباط دهنده ي افغانستان
شباهتي است به اندازه ي چشم هاي بُش
وقتي بانگاه هاي مضحكش مي خواهد دموكراسي به دنيا صادر كند
حتا براي من، تو و كولي هاي خيابان سيد جمال الدين
بگذارصادقانه بگويم
وقتي به خانه ي مادر بزرگ برگشته بودم
ديگرهمه چيزرا فهميدم
فهميدم، فهميدم، فهميدم
وشايد توهم ميداني!


كه بين مغاره هاي باميان وخيمه هاي مهاجرين درزمستان كابل
وخيابانهاي گوانتانامو وابو قريب
وشايد تكوهاي پل چرخي وكانتينر هاي دشت ليلي
خط فاصله ي نيست
حتا به اندازه ي خط هاي چپن ابريشمين
رييس جمهور.

۳ فروردین ۱۳۸۷

جشن نوروز 1386 شهرونیز


IMG_7803







IMG_7806

Il salone ci si presenta così'
un po' spoglio



con ancora le tracce di vomito delle sbronze










tecno-haus
della sera precedente

senza troppe parole
la squadra di operosi afghanini
si mette all'opera
per cercare di dargli un tono
da afghanissima festa analcolica





IMG_7808







IMG_7815

IMG_7823

In qualche sgabuzzino
troviamo anche dei morbidissimi divani



da AUTORITà in PRIMA FILA










in finta pelle con graffi da cane di pancabbestia


IMG_7827

IMG_7819

Con qualche sforzo di allestimento
riusciamo anche a far sorridere il cantante



che se l'era vista un po' brutta

IMG_7845

Ecco che cominciano ad arrivare gli amici




Prima di tutti










le "donne" degli afghani
loro sanno cosa vuol dire avere un uomo afghano
e non se ne dicono assolumente pentite
...
nonostante





IMG_7851

Il "maestro" si sistema sul palco
comincia ad accordare lo strumento



(non che ci voglia tanto ad accordare due corde










ma un po' di scena ci vuole)

IMG_7859

La parte più difficile però
consiste nel riuscire a far suonare agli africani



i ritmi afghani










dopo il primo quarto d'ora di prove
lui si gira evidentemente nervoso
e dice
"loro non possono suonare afghano!"

IMG_7862









in realtà noi che ascoltavamo
non capivamo assolutamente la differenza tra il
"ta-ta-tta" che battuva lui con le mani
 e il pressocché identico "ta-ta-tta"
che i ragazzi eseguivano con i tamburi

comunque
SHOW MUST GO ON!

IMG_7854

e dietro e davanti al palco
gli organizzatori



curano gli ultimi dettagli











IMG_7881

IMG_7873




mentre cominciano ad arrivare










i ragazzi delle comunità di Udine
Varese
Padova
e così via

IMG_7909

IMG_7911

IMG_7915

IMG_7913

IMG_7906

IMG_7902

IMG_7898

IMG_7892

IMG_7896

IMG_7914

IMG_7939

Ingresso a pagamento
body guardians all'opera




IMG_7947

e si dà inizio allo spettacolo
IMG_7986

Saluto delle autorità





IMG_7980

musica
IMG_7992

amici, fiori, amore





IMG_7971

auguri di buon anno e felicità
IMG_8101

mentre il pubblico
guarda con sospetto



quella tipa assurda










vestita da afghana
ma che parla persiano
con accento iraniano
mmm...

Ma la vera star
è lui



Aman Yousufi










venuto dal Belgio
col suo rarissimo
DANBURA
strumento a due corde
tradizionale del centro dell'Afghanistan
e in particolare della SOLITA
etnia HAZARA
che ormai dovreste conoscere e riconoscere





IMG_8075

strimpella strimpella
battendo forte e piano



suq euste due corde










che son solo due
ma sembrano 40!

E quando il ritmo diventa irresistibile

si scatenano le danze





IMG_8052

IMG_8032

IMG_8047

IMG_8216

IMG_8197

IMG_8202

IMG_8158

IMG_8198

IMG_8159

IMG_8131

ben oltre il limite stabilito
si balla, si canta



si raccontano storie










si recitano poesie

PALCO LIBERO

momento di protagonismo
della comunità
e del singolo

IMG_8236

IMG_8204

IMG_8085

IMG_8086

IMG_8229

IMG_8241