۵ خرداد ۱۳۹۰

رهنمودهایی به پناهجویان افغانستانی


به عنوان مقدمه:
مهاجرت و پناهجویی ارتباط مستقیمی با اوضاع داخلی کشوری دارد که انسانی مجبور به ترک آن و مهاجرت و پناهجویی می شود. پناهجویی یکی از حقوق اساسی انسان محسوب می شود که در اساسنامه ها و دستورالعمل های حقوق بشری بر آن تاکید شده است.

بند نخست ماده 14 بیانیه جهانی حقوق بشر چنین است:
هر کس حق دارد در برابر تعقیب، شکنجه و آزار، پناهی جستجو کرده و در کشورهای دیگر پناه اختیار نماید.

ایجاد کنوانسیون مربوط به پناهندگان و تاسیس UNHCR زیر نظر سازمان ملل متحد به عنوان یکی از زیر شاخه های اصلی این سازمان پس از جنگ جهانی دوم، راه اندازی ده ها سازمان دفاع از حقوق پناهجویان و پناهندگان تا امروز و توجه جدی سازمان های حقوق بشر به حقوق پناهجویان و پناهندگان، اهمیت موضوع را به اندازه کافی می رساند.
جنگ های طولانی وخانمان سوز افغانستان، فقر وتنگدستی و نبود امید برای یک فردای بهتر بیش از یک قرن است که سالانه هزاران شهروند افغانستانی را مجبور به ترک کشور می کند. در برخی از دوره هایی که خشونت به اوج رسیده است، صد ها هزار تن سالانه مجبور به ترک این کشور شده اند. مهاجرت ها و کوچ های اجباری که جنگ ها و جنایات عبدالرحمان یکی از پیامد های آن بود، نمونه ای از کوچ و مهاجرت دسته جمعی صدها هزار تن در حدود 130 سال پیش است. با اوج گرفتن تبعیض و بی عدالتی در دوره های پس از عبدالرحمان، جنگ های گسترده داخلی در زمان چهار حکومت وابسته به شوروی وقت، رژيم مجاهدین، دوران تاریک طالبان و کرزی، مردم مجبور به پناهجویی در کشورهای دیگر شده اند.
این سناریو با آنکه داستانها وتراژدی های غمناکی را برای جامعه بوجود آورده است؛ مشکلات و سختی های زیادی نیز دارد که هر انسان مهاجر افغانستانی با تمام وجود آنرا لمس نموده است.
اولین مشکل که پناهجویان افغانستانی را پس ازترک کشور در دو راهی انتخاب تنها می گذارد نداشتن معلومات کافی در باره قوانین ومقرراتی است که هر پناهنده باید کاملا از آن آگاه باشد. زیرا در غیر این صورت تمام زحمات را که شخص متقاضی پناهندگی در طول سفرش برای رسیدن به کشوری که در آن آرزو دارد درخواست پناهندگی کند، ضرب صفر خواهد کرد.
حالا ضمن اینکه در این نوشته هیچ شهروند کشور تشویق به ترک خانه ودیارش نمی شود؛ کوشش می گردد به بعضی مسایل مهم در باره درخواست پناهندگی وشرایط لازم برای آن برای شهروندان خانه به دوش کشور روشنی انداخته شود.
اول پناهنده کیست؟
کسی می تواند پناهنده باشد و یا در کشوری خاصی درخواست پناهندگی بدهد، که در کشور خودش محیط زندگی برایش تنگ شده وزندگی اش از طرف دولت ویا گروه خاصی، با خطر مرگ، تهدید، تعقیب و شکنجه روبرو شده ومورد پیگرد قرار گرفته باشد.
پیگرد : عمل سازمان یافته یی است، که توسط دولت "یا نهادهای دولت"، ویا هم گروه خاصی؛ جهت تفتیش و تعقیب اندیشه ها و عقاید افراد جامعه، برای وادار ساختن تحمیلی آنها به اندیشه های خود، به اجرا در می آید. "پیگرد"، روی دو امر اساسی استوار است:
الف ـ در صورتی که دلایل پیگرد را حمله بر حقوق اساسی فرد، چون: حق زندگی، حق امنیت فیزیکی، حق داشتن کرامت در کشور اصلی اش، تشکیل دهد.
ب ـ در صورتی که دلایل پیگرد را تبعیض نژادی، جنسی، زبانی، شهروندی، عضویت در گروههای سیاسی- اجتماعی و داشتن مفکوره و ایدیولوژی، تشکیل دهد.
این دونکته جوهر اصلی قوانین پناهندگی دفتر پناهندگی سازمان ملل (UNHCR) و پناهندگی در کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا، کانادا، امریکا و استرلیا است.
شخص متقاضی پناهندگی بادر نظرداشت موارد ذکر شده ی بالا و طبق کنوانسیون پناهندگان و اعلامیه جهانی حقوق بشر حق دارد در کشوری دیگری درخواست پناهندگی کند.

توضیح: باید در نظر داشت که به خاطر مشکلات اقتصادی ویا تحصیل در هیچ کشوری به کسی پناهندگی داده نمی شود. علاوه براین ذکر یک شرایط عام جنگی ویا بدبختی نیز نمی تواند دلیل برای پناهندگی باشد. یعنی نمی شود تنها گفت که در کشورم جنگ بود ومن فرار کردم. زیرا در این صورت تمام نفوس کشور در شرایط جنگی قرار دارند وکشورهای دیگر نمی توانند تمام شهروندان افغانستان را به خاطر وجود جنگ پناهندگی دهند ویک کشور را تخلیه کنند.
توضیحات بالا به خاطر این بود که متقاضیان پناهندگی باید بدانند که دلیل پناهندگی نظر به قوانین فقط مشکل شخصی وحاد با وجود خطر های احتمالی ؛ قتل، شکنجه، زندان ویا هتک حرمت انسانی است که مستقیما متوجه خود شخص باشد.
از سوی دیگر عوامل را که در بالا ذکر شد وبه اساس آن می شود یک شخص در خواست پناهندگی کرد، می توان چنین تشریح کرد:
عوامل سیاسی: بدین معنا که شخص متقاضی عضو کدام حزب ویا گروه سیاسی بوده که نظر به تغییرات سیاسی در کشور، اعضای حزب مربوطه از طرف ارگانهای دولتی مورد تعقیب وپیگرد قرار گرفته باشد. ویا هم شخص کارمند دولتی بوده که آن دولت سقوط نموده وفعلا با روی کار آمدن حکومت دیگر همه کارمندان دولت قبلی زندگی شان به خطر افتاده باشد.
عوامل مذهبی و دینی: شخص متقاضی مربوط به گروه مذهبی ویا دین خاصی باشد که درکشور خودش در اقلیت قرار گرفته وزندگی پیروان همان مذهب ودین در خطر افتاده باشد.
عوامل نژادی : شخص متقاضی مربوط به گروه خاصی قومی باشد که در کشور خودش نظر به اقلیت قرار گرفتن ویا داشتن جنجال های تاریخی وسیاسی با اقوام ویاقوم صاحب قدرت، اقلیت مذکور به شکل سیستماتیک مورد اذیت آزار وشکنجه، تقیب، تهدید و پیگرد و مرگ قرار گرفته باشد.
شهروندان خانه به دوش افغانستان که در حال حاضر باترک کشور وگذراندن مشقت های بی شمار در کشور های دیگر می خواهند درخواست پناهندگی نمایند باید موارد بالا را هنگام درخواست پناهندگی در نظر داشته باشند.

۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰

در اثر درهم شکستن قایق پناهجویان در آبهای یونان سه نفر کشته شد



یونان: قایق پناهجویان که با 38 سرنشین عازم ایتالیا بود غرق گردیده وجان سه نفر ازجمله دو کودک را گرفت. گفته می شود تمام سرنشینان این قایق اکثرا پناهجویان افغانستانی بوده اند که به شکل قاچاق می خواستند خاک یونان را ترک نموده وخود را به ایتالیا برسانند. پلیس یونان گفته است که جان بقیه سرنشیان این کشتی نجات یافته اند .
در تماس تلفونی که با حاجی پاترا در شهر آتن داشتم در باره ی جزئیات این حادثه پرسیدم. حاجی پاترا گفت که این قایق از منطقه ایگو مونیچیا در خاک یونان به طرف ایتالیا در حرکت بود ولی دو ساعت بعد ازحرکت دچار حادثه شد ودرهم شکست. سرنشینان این قایق اکثرا، فامیل های افغانستانی بوده که همراه با کودکان شان چندین ماه را در یونان سپری نموده بودند.


حاجی پاترا گفت ،دراین حادثه یک پناهجوی ایرانی ودوکودک افغانستانی به نامهای جلال وبلال که دوقولو بوده وهفت سال سن داشته اند غرق گردیده وبقیه پناهجویان به کمک گارد ساحلی یونان نجات یافته اند.

این در حالیست که هم اکنون صد ها پناهجوی افغانستانی در یونان بسر می برند ومنتظر هستند بطور قاچاقی خود را به کشور های دیگر اروپایی برسانند.

۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۰

مردم هزاره در کویته، روز خونین دیگری را پشت سر گذاشتند


مردم هزاره در شهر کویته پاکستان روز چهار شنبه 18.05.2011 بازهم روز خونینی را پشت سر گذاشتند. خبرنگاران در شهر کویته ی پاکستان می گویند؛ در حمله تروریستی امروز هفت تن از مردم هزاره کشته وپنج تن دیگر زخمی شده اند. داکتران گفته اند؛ وضعیت دوتن از زخمی ها وخیم است. 

گفته می شود، اوایل صبح چهار شنبه، زمانی که سبزی فروشان از مارکیت سبزی در سراب رود به طرف مهرآباد بر می گشتند؛ از سوی تروریستان مسلح که در کمین آنها نشسته بودند، مورد حمله قرار گرفتند.
تروریستان بعد از این حمله با موتور سایکل از محل فرار نمودند. پس از این حمله ی تروریستی مردم عزادار هزاره درشهر کویته پاکستان تظاهرات نموده وخواهان دستگیری و به محاکمه کشاندن عاملین این حمله ی تروریستی شدند.

این اولین حمله ای تروریستی بالای مردم هزاره نیست، مردم هزاره دوازده روز پیش نیز در شهر کویته هدف حمله ی تروریستان قرار گرفته بود که در آن ده تن کشته و15 تن دیگر زخمی شدند. این در حالیست که در افغانستان نیز کوچی های طالبان هم اکنون با پیشرفته ترین امکانات نظامی در اطراف مناطق هزاره نشین در بهسود ودایمیرداد وغزنی مستقر شده اند تا بار دیگر این مناطق را مورد حمله قرار داده وبه حمام خون تبدیل کنند.
بااین وضعیت باید مردم هزاره ضمن حفظ یکپارچگی وانسجام در یک برنامه ریزی مشخص برای توقف این کشتار ها تلاش کنند. دراین ضمینه تمام اقشار جامعه ی هزاره وظیفه دارند در خنثی سازی پلان های دشمنان شان در کنار همدیگر قرار گرفته ومانع تضعیف روحیه ای مردم شان شوند.

منبع: سایت مردم هزاره 

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۰

در حمله فاشیست های یونان بالای پناهنده گان یک تن کشته وبیش از سی تن دیگر زخمی گردیدند



طبق خبر های رسیده از یونان، در دو روز گذشته پناهجویان در نقاط مختلف این کشور مورد حمله قرار گرفته اند. خبرنگار روز نامه "مانیفیست" ایتالیا در شهر آتن پایتخت یونان می گوید، حملات گروپ های " نیو فاشیست" یونان در شهر آتن بالای پناهجویان، بسیار گسترده بوده است. او می افزاید که در اثر این حملات یک جوان 21 ساله بنگلادیشی کشته وبیش از 30 پناهجوی دیگر زخمی شده اند. زخمی ها از کشورهای مختلف هستند.

گفته می شود که ده ها مغازه وانترنت کلب که توسط مهاجرین اداره می شوند نیز توسط گروپ های فاشیستی تخریب وبه آتش کشیده شده اند.

در تماس تلفونی که با حاجی پاترا در شهر آتن داشتم از او در مورد پناهجویان افغانستانی پرسیدم. حاجی پاترا می گوید که وضعیت بسیار خطر ناک است وپناهجویان نمی توانند در شهر گشت وگذارکنند. از اینرو ما اطلاع دقیقی از پناهجویان نداریم. خصوصا پناهجویانی که در خیابانها وپارک ها زندگی می کردند.
او افزود طبق اطلاعات که از بیمارستانها به مارسیده، تاهنوز در میان زخمی ها فقط دو نوجوان افغانستانی شناسایی گردیده اند این دو نوجوان در پارک ویکتوریا در شهر آتن مورد حمله قرار گرفته وزخمی شده اند.
یونان از دو روز گذشته شاهد تظاهرات خشونت آمیزی بوده است. این تظاهرات ها که از طرف سازمانهای کارگری در یونان سازمان دهی شده ، در نقاط مختلف یونان به خشونت کشیده شده است.

اما با این حال گروپ های " نیو فاشیست" این کشور با استفاده از فضای موجود در نقاط مختلف این کشور دست به لت وکوب پناهجویان می زنند ومغازه های آنان را به آتش می کشند. پناهجویان می گویند؛ گروپ های فاشیستی که با سلاح سرد مسلح هستند در تمام نقاط شهر پناهجویان را دنبال می کنند واگر گیر بیاورند تا سرحد مرگ لت وکوب می کنند.
به گفته ی پناهجویان، با وجودیکه نیروهای پلیس بطور گسترده در خیابانها مستقر شده اند، اما با پناهجویان کمکی نمی کنند.

به اسماعیل افضلی کمک کنید


اسماعیل افضلی جوان افغانستانی دوسال می‌شود که درآلمان درخواست پناهندگی داده، او نگران است که مبادا ‏فردا، دادگاه ،پناهندگی اش را رد کند. شماری از آلمانی‌ها به کمک او شتافته و برای حمایت ازاو به جمع ‏آوری امضا پرداخته اند.‏

اسماعیل افضلی 19 ساله است. او دو سال پیش از افغانستان به آلمان آمد. آن هنگام اسماعیل سواد نداشت و نمی توانست بخواند، نمی توانست بنویسد. حالا او آلمانی یاد گرفته است، بایسکل سواری می‌کند، و با کمپیوتر سر و کار دارد.

اسماعیل در این مدت با اسناد موقت دولت آلمان زندگی می‌کرد و اجازه ی کار نداشت. او هنگامی که پاسپورت افغانستان را گرفت تا بتواند شامل کدام کاری شود، پولیس او را دستگیر نموده و هشت روز بازداشت کرد. این باعث شد که دوستان اسماعیل در حمایت از او، در خیابان های شهر “پاساو”، در جنوب آلمان اعتراض کنند. حتا یک خانم آلمانی به مدت یک هفته در حمایت از اسماعیل اعتصاب غذا کرد.
اسماعیل در دو سال گذشته تلاش کرده است تا با جامعه ی آلمانی خود را وفق دهد، اما اکنون دولت آلمان قصد دارد او را به افغانستان برگرداند. اسماعیل می گوید که در افغانستان خانواده ای ندارد و در صورت بازگشت با مشکلات زیادی روبرو خواهد شد
دادگاه اسماعیل فردا، چهارشنبه 11 ماه می برگزار می شود، و حکم نهایی را درباره ماندن یا نماندن او صادر می کند. در همین حال، دوستان اسماعیل در حمایت از او، به صورت آنلاین امضا جمع می کنند تا شاید مقامات آلمان را قناعت بدهند که اجازه بدهند اسماعیل در آلمان بماند و تحصیل کند.
منبع رادیو آلمان

۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۰

به اسماعیل افضلی کمک کنید


اسماعیل افضلی جوان افغانستانی که دوسال می‌شود درآلمان درخواست پناهندگی داده، نگران است که مبادا ‏فردا دادگاه پناهندگی اش را رد کند. شماری از آلمانی‌ها به کمک او شتافته و برای حمایت ازاو به جمع ‏آوری امضا پرداخته اند.‏

اسماعیل افضلی 19 ساله است. او دو سال پیش از افغانستان به آلمان آمد. آن هنگام اسماعیل سواد نداشت و نمی توانست بخواند، نمی توانست بنویسد. حالا او آلمانی یاد گرفته است، بایسکل سواری می‌کند، و با کمپیوتر سر و کار دارد.

اسماعیل در این مدت با اسناد موقت دولت آلمان زندگی می‌کرد و اجازه ی کار نداشت. او هنگامی که پاسپورت افغانستان گرفت تا بتواند شامل کدام کاری شود، پولیس او را دستگیر و هشت روز بازداشت کرد. این باعث شد که دوستان اسماعیل در حمایت از او، در خیابان های شهر “پاساو”، در جنوب آلمان اعتراض کنند. حتا یک خانم آلمانی به مدت یک هفته در حمایت از اسماعیل اعتصاب غذا کرد.
اسماعیل در دو سال گذشته تلاش کرده است تا با جامعه ی آلمانی خود را وفق دهد، اما اکنون دولت آلمان قصد دارد او را به افغانستان برگرداند. اسماعیل می گوید که در افغانستان خانواده ای ندارد و در صورت بازگشت با مشکلات زیادی روبرو خواهد شد
دادگاه اسماعیل فردا، چهارشنبه 11 ماه می برگزار می شود، و حکم نهایی را درباره ماندن یا نماندن او صادر می کند. در همین حال، دوستان اسماعیل در حمایت از او، به صورت آنلاین امضا جمع می کنند تا شاید مقامات آلمان را قناعت بدهند که اجازه بدهند اسماعیل در آلمان بماند و تحصیل کند.
منبع رادیو آلمان

۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۰

مرگبارترین حادثه برای پناهجویان در سال جاری؛ فرانسه و آلمان به دنبال لغو قرارداد شنگن


خبرنگاران در لیبی می گویند، یک کشتی حامل 655 پناهجوی که روز گذشته از این کشورعازم ایتالیا بود، در نزدیکی طرابلس غرق شد وبسیاری از سرنشینان آن جانشان را از دست داده اند.
خبرنگاران ایتالیایی در طرابلس می گویند تعداد کشته شدگان این حادثه به طور دقیق معلوم نیست ولی معلومات اولیه نشان می دهد که تعداد بسیار کمی از این پناهجویان توانسته اند خود را نجات دهند.
این کشتی اندکی پس از حرکت از سواحل لیبی به خاطر ازدحام بیش از حد دچار حادثه شد ودرهم شکست.

صبری عدن خبرنگار سومالیایی ضمن تایید این خبر می گوید که این پناهجویان از کشورهای مختلف افریقایی بوده اند. او همچنان تایید می کند که جسد 16 هموطن سومالیایی اش را نیز در بین این قربانیان دیده است که در میان آنها زنان وکودکان نیز شامل هستند. او می افزاید که تعداد قربانیان از کشورهای دیگر افریقایی در این حادثه بسیار بالا است.

عبدالغنی محمد سفیر سومالیا در لیبی به خبرنگاران گفته است، با توجه به شواهد و تحقیقات انجام شده، این کشتی حامل بیش از 650 نفر بوده ویک ساعت پس از حرکت از سواحل لیبی به خاطر وزن بیش از حد درهم شکسته وتقریبا تمامی سرنشینان آن هلاک شده اند.

سفیرلیبی افزوده است که تعداد نجات یافته ها متاسفانه بسیار کم است. در همین حال عده ای از سازمان های حقوق بشری، کمسیاری عالی سازمان ملل متحد را در این حادثه مقصر می دانند ومی گویند این سازمان نتوانسته است این پناهجویان را نجات دهد.

پس از آغاز خشونت ها در شمال افریقا، هزاران تن مجبور به ترک خانه های شان شده اند. وزارت داخله ایتالیا هفته گذشته اعلان کرد که در سه ماه اخیر نزدیک به 30 هزار تن از کشورهای شمال افریقا به ایتالیا رسیده اند و درخواست پناهندگی کرده اند. در همین حال دولت ایتالیا می گوید که به تنهایی قادر نیست مشکل این سیل عظیم پناهجویان را حل کند. دولت ایتالیا می گوید بایدهمه ی کشورهای اروپایی در حل این مشکل همکاری کنند.
از سوی دیگر مشکل پناهجویان شمال افریقا اخیرا باعث تیرگی روابط بین ایتالیا، آلمان وفرانسه گردیده است.ماه گذشته وقتی دولت فرانسه به یک قطار حامل پناهجویان تونسی اجازه ورود به خاک فرانسه را نداد، دولت ایتالیا اعلان کرد که قرارداد شنگن را با فرانسه به حالت تعلیق در خواهد آورد. وزارت داخله ایتالیا می گوید به خاطر این عمل فرانسه که در آن قرار داد شنگن نقض شده، به اتحادیه اروپا شکایت کرده است. درهمین حال دولت آلمان نیز اعلان کرده که دولت ایتالیا باید به تنهایی مشکل پناهجویان را حل کند. آلمان اعلان کرده که تمام پناهجویانی که ازمرز ایتالیا وارد این کشور شوند، دوباره به این ایتالیا باز گردانده خواهند شد.

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۰

در حمله ی تروریستی در شهر کویته پاکستان ده تن از مردم هزاره کشته شدند



در یک حمله تروریستی در شهر کویته ی پاکستان ده تن از مردم هزاره کشته وبیش از پانزده تن دیگر به شدت زخمی گردید. این حمله حوالی ساعت 7 امروز 16 ثور 1390 در یک کمپ فوتبال در نزدیکی ” هزاره تاون” بروری صورت گرفته است. 

خبرنگاران می گویند؛ افراد مسلح ناشناس سوار بر موتر های “پیکپ” زمانی که وزرشکاران مصروف بازی بودند، وارد منطقه شده و به شکل بی رحمانه ی با کلاشنکوف بسوی مردم شلیک نمودند.

شاهدان عینی می گویند؛ تروریستان، پس از گلوله باری با کلاشنکوف، سه راکت نیز به سوی مردم پر تاپ نموده وبعد از آن با خونسردی کامل از محل متواری گردیدند.

به نقل از خبرگزاری الجزیره، زخمی های این حمله به همکاری مردم به بیمارستان محل انتقال داده شده اند، اما منابع بیمارستان به خبر نگاران گفته اند که وضعیت اکثر زخمی وخیم است وممکن است تعداد کشته ها افزایش یابد. در میان کشته وزخمی شده های این حمله، اطفال نیز شامل هستند.

پلس پاکستان تعداد تروریستان را هشت نفر اعلان کرده است.

اکنون منطقه تحت محاصره ی پلیس است وگفته می شود مردم محل به خاطر سهل انگاری حکومت دست به تظاهرات زده اند.
این سومین حمله تروریستی بالای هزاره در ماه جاری در پاکستان است. در روزهای گذشته در شهر کراچی پاکستان نیز مردم هزاره از سوی تروریستان مورد حمله قرار گرفته بودند.

گزارش تصویری

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰

تصویر نشر شده از جسد بن لادن داماد ملا عمر افغان جعلی ست


تصویری که از جسد بن لادن توسط تلویزیون های پاکستانی نشر شده و به سرعت در رسانه های مختلف دنیا بويژه رسانه های انگلیسی به نشر رسید، جعلی می باشد. روزنامه های میل، تایمز، تلگراف، سان و میرور این عکس را در صفحه نخست وب سایت های خود نشر کرده بودند که پس از مشخص شدن جعلی بودن آن، تصویر را حذف نمودند. به گزارش گاردین، این تصویر جعلی دو سال پیش در 29 اپریل 2009 در میدل ایست آنلاین نشر شده بود.
از سوی دیگر عده ی از کارشناسان ایتالیایی در یک کنفرانس در شهر روم گفته اند که شایعه کشته شدن بن لادن را قبول ندارند. این کار شناسان گفته اند که امریکا تاهنوز هیچ سند ومدرکی را که نشان دهنده حقیقت این قضیه باشد افشا نکرده است. این کارشناسان افزوده اند که اگر به فرض هم بن لادن کشته شده باشد ، این اتفاق مربوط به حالا نیست وشاید برگردد به سالهای 2003.
شب گذشته، باراک اوباما رییس جمهور ایالات متحده آمریکا در سخنرانی کوتاهی، خبر کشته شدن بن لادن داماد ملا عمر افغان را به اطلاع عموم رساند.

۲ اردیبهشت ۱۳۹۰

اولین قربانیان خانواده مطبوعات درجنگ لیبی


روز چهار شنبه 31 حمل 1390؛ دو عکاس خبری مشهور در شهر مصراته، که هفته ها است در محاصره نیروهای معمر قذافی قرار دارد کشته شدند.
این دوعکاس که یکی بریتانیایی ودیگرش امریکایی بود در اثر انفجار خمپاره جانهای شانرا از دست دادند.

1- تیم هترینگتن " Tim  Hetherington "عکاس ومستند ساز، که در شهر لیور پول انگلستان به دنیا آمده بود ودر نیویورک زندگی می کرد. آقای هترینگتن که در روز چهار شنبه در شهر مصراته در لیبی کشته شد، برای مجله ونیتی فئر کار می کرد. او در سال 2007 برنده جایزه ی بین المللی عکس خبری شده بود وحالا هم به خاطر فلم مستندش در باره سربازان امریکایی در افغانستان، نامزد جایزه اسکار بود.

2- کریس هوندروس"Chris Hondros" عکاس امریکایی که برای موسسه  "گتی امیج" کار می کرد، کاندید جایزه روزنامه نگاری پولیتزربود.
در انفجار که این دوعکاس ومستند ساز جانهای شانرا ازدست دادند یک خبر نگار دیگر به نام اندره لیون"Andre Liohn" نیز زخم برداشت. آقای  لیون امروزدر پروفایل فسبوکش نوشته است: دوهمکارم جانهای شانرا زمانی از دست دادند که هنگام تهیه گزارش در خط مقدم نبرد بودند. هردوی این عکاسان 41 سال عمر داشتند وتجربه ی کاری خوبی در محیط های جنگی را داشتند.
هترینگتن قبل از مرگش در صفحه تویتر نوشته بود:  در مصراته؛ شهری تحت محاصره شده، به شدت توسط نیروهای قذافی بمباردمان می شود، اینجا نشانه ای از "ناتو" نیست.
گفته می شود این دو عکاس در مسیرشهر طرابلس شریان اصلی شهرستان محاصره شده توسط وفاداران قذافی هدف قرار گرفته اند.
مدیر روابط خارجی شورای ملی لیبی که دریک کانفرانس خبری در شهر پاریس گفت: اتفاقات که امروز در شهرمصراته رخ میدهد، یک تراژدی واقعی بشری است. او اضافه کرد؛ حملات کورکورانه ی قذافی بالای مردم غیر نظامی که خواهان اصلاحات ودموکراسی هستند؛ زندگی هزاران انسان را گرفته است.
او همچنان خطاب به مردم لیبی گفت؛ هیچ توجیه اخلاقی وقانونی برای دفاع از کسی که مردمش را قتل عام می کند وجود ندارد.

۲۹ فروردین ۱۳۹۰

سونامی پناهجویان و رفتار ضد حقوق بشری فرانسه و ایتالیا


چند قطار حامل پناهجویان کشور تونس که از ایتالیا عازم فرانسه بود، در شهر مرزی فرانسه، توسط "وینتی میلیا" متوقف گردید. این پناهجویان تونسی بیش از یک ماه در شهر های مختلف ایتالیا سرگردان بودند، تااینکه چند موسسه خیریه ایتالیایی وفرانسوی ومراکز اجتماعی شهر های؛ پادوا، تریویزو، جینوا، لیگوریا وشهر روم پایتخت ایتالیا، در یک اقدام بی سابقه، سفر این پناهجویان را به سوی فرانسه برنامه ریزی نمودند.
پس از آنکه نیروهای فرانسه مرز را به روی قطارهای حامل این پناهجویان بستند، بیش از 300 شهروند ایتالیایی وفرانسوی که این پناهجویان را همراهی می کردند، همراه با 500 پناهجوی تونسی دست به تظاهرات زدند، تظاهرات کننده گان پس از آن تمام خطوط راه آهن ایستگاه شهر وینتی میلیا را اشغال نموده وهشدار داده اند، تا وقتی که فرانسه مرزش را به روی پناهجویان باز نکند، آنها به مسدود کردن خطوط راه آهن ادامه میدهند. هم اکنون تمام خطوط ترانسپورتی در مرز فرانسه با ایتالیا مسدود است وتظاهرات کننده گان نیز به تظاهرات شان ادامه میدهند.

سخنگوی این موسسات که خواهان آزادی اقامت برای پناهجویان در تمام کشورهای عضو " شینگین" هستند، می گوید اگر روزی فرانسه می توانست با اشغال تونس تمام اختیارات این کشور را در دست بگیرد، امروز پناهجویان تونسی نیزحق دارند بدون کدام مانع وارد فرانسه شوند ودر آنجا اقامت کنند.
                                      سونامی پناهجویان
پس از شروع انقلاب در تونس، مصر ولیبی، هزاران شهروند این کشور ها بافرار از مناطق جنگی وخشونت، رهسپار اروپا گردیدند، در این میان بنا به گفته مقامات وزارت داخله ایتالیا، تاکنون نزدیک به 10 هزار پناهجو از کشورهای لیبی وتونس وارد ایتالیا شده اند.
ورود این موج عظیم از پناهجویان به کشور ایتالیا، دولت ایتالیا را مجبور کرد تا با اعلان وضعیت اظطراری، از اتحادیه اروپا بخواهد در مورد رسیدگی به این پناهجویان با این کشور همکاری نماید. آقای "Maroni" وزیر داخله ایتالیا در ماه های گذشته چندین بار از اتحادیه اروپا خواست تا با کشورش در امور پناهجویان کمک نماید. او می گوید رسیدگی به مشکلات این پناهجویان تنها وظیفه ی ایتالیا نیست وکشورهای عضو شنگین باید همه خودرا در این باره مسئول دانسته و وارد عمل شوند.

کشورهای عضو شنگین اما، پس از تقاضای مکرر ایتالیا، در بیانیه مشترک گفتند، که ورود هیچ پناهجویی را به کشور های قبول ندارند ولی نظر به توان شان، با کشور ایتالیا در مورد رسیدگی به مشکلات پناهجویان کمک مالی خواهند کرد. پس از گذشت نزدیک به یک ماه از وعده کمک مالی این کشورها به ایتالیا، با وجودی اینکه هیچ کمکی از این کشور ها به ایتالیا نرسید، کشورهای آلمان وفرانسه گفتند که ایتالیا خود باید با این مشکل مقابله کند. مسئولین اداره مهاجرت این کشورها در سفر شان به جزیره ی " لامپدوزا" در جنوب ایتالیا، "جایی که هم اکنون میزبان هزاران پناهجوی تونسی ولیبیایی است" گفتند که از پذیرفتن پناهجو معذورند وکشور ایتالیا باید این مشکل را حل کند.
پس ازاین اظهارات، آقای"Maroni" وزیر داخله ایتالیا در یک کانفرانس خبری با انتقاد از کشورهای عضو شنگین، گفت اگر کشور های عضو شنگین به تعهدات شان عمل نکنند، ایتالیا قرار داد شنگین را به حالت تعلیق در خواهد آورد.

از سوی دیگر سیلویو برلوسکونی نخست وزیر ایتالیا که در جزیره " لامپدوزا" سفر کرده بود، در یک کانفرانس مطبوعاتی از دولت تونس به شدت انتقاد نموده وگفت دولت تونس باید جلوی ورود مهاجران غیر قانونی را بگیرد. برلوسکونی در حالی که معضل پناهجویان را" سونامی" خواند، افزود که بهترین گزینه برای حل این معضل، اخراج این پناهجویان خواهد بود.
هم اکنون جزیره ی "لامپدوزا" در جنوب ایتالیا، میزبان 7 هزار پناهجوی تونسی ولیبیایی است، این جزیره کوچک در حالت عادی نزدیک به پنج هزار نفوس دارد وحالا موجودیت این گروه بزرگ پناهجویان، که نزدیک به یک ونیم برابر ساکنین اصلی جزیره هستند، خشم ساکنین آنجا را برانگیخته است.
وضعیت این پناهجویان در جزیره "لامپدوزا" بسیار رقت بار است واکثر آنها در خیابانهای شهر می خوابند. این پناهجویان می گویند که دولت به مشکلات آنها رسیدگی نمیکند وآنها اکثر روزها گرسنه می مانند.
این در حالیست که ورود پناهجویان جدید به این جزیره همچنان ادامه دارد وروزانه ده ها پناهنده از کشور لیبی با استفاده از قایق وارد این جزیره می شوند. با این حال خبرنگاران می گویند که در دوماه گذشته نزدیک به 150 تن از پناهجویان تونسی ولیبیایی قبل از رسیدن به ایتالیا در آب غرق گردیده اند. هفته گذشته نیز قایق یک گروه صد نفری پناهجویان لیبیایی در نزدیکی جزیره " سیسیل" در جنوب ایتالیا دچار سانحه شد و چندین پناهجو از جمله سه کودک ودو زن در آب غرق گردیدند.

۲۰ فروردین ۱۳۹۰

ارگ نشینان پایتخت به اندازه طالبان در قتل اجمل نقشبندی دست دارند


عناوین رسانه های افغانستان در پنجمین سالیاد کشته شدن خبرنگار فقید افغانستانی "اجمل نقشبندی" به دست گروه طالبان" با گذشت پنج سال از کشته شدن اجمل نقشبندی به دست طالبان، دولت تاهنوز در مورد چگونگی مرگ وی تحقیق نکرده است".

چگونگی داستان قتل اجمل نقشبندی وسید آغا راننده ی آنها توسط گروه ملا داد الله در هلمند

چهارم ماه مارچ 2007: اجمل نقشبندی خبر نگار افغانستانی همراه با دانیل ماسترو جکومو خبرنگار روزنامه " لا ریپوبلیکا" ایتالیا وسید آغا راننده ی آنها در ولسوالی ناد علی ولایت هلمند که بزرگترین مرکز کشت تریاک است، توسط طالبان اختطاف گردیدند.
ملا حیات الله سخنگوی گروه طالبان در هلمند، در تماس با رسانه ها گفت: این سه نفر که بدون اجازه داخل منطقه شده بودند، از طرف افراد طالبان بازداشت وفعلا در باز داشتگاهی که توسط ملا داد الله معروف به فرمانده " خونخوار" اداره می شود، زندانی هستند. پس از نشر این خبر در رسانه ها؛ ملا داده الله فرمانده خونخوار طالبان در هلمند، سید آغا راننده ی که اجمل نقشبندی ودانیل ماسترو جکومو را به هلمند برده بود، را سربرید. گناه سید آغا این بود که موترش را به کرایه داده بود تا بتواند از این راه نان آور فامیلش باشد.
بلا فاصله بعد ازنشر این خبر، ویدیوی سربریدن شدن سید آغا توسط ملا داد الله، از تلویزیون الجزیره پخش گردید. دراین وید یو اجمل نقشبندی وماسترو جکو نیز دیده می شد که دست های شان به پشت بسته شده بود، ملا داد الله پس از خواندن بیانیه اش که گویا سید آغا یک جاسوس است سر او را با کارد، برید وبعد به ماسترو جکومو اجازه داد تا ازدولت ایتالیا برای آزادی اش کمک بخواهد. ملا داد الله که بار ها در مصاحبه هایش با خبرنگاران عرب وپاکستانی گفته بود " اگر روزی گردن یکی از دشمنانش را نبرد هیچ گاه خودش را آسوده احساس نمی کند" پس از این عمل شرم آورش خطاب به دولت افغانستان و ایتالیا گفت که اگر به فکر آزادی اجمل نقشبندی وماسترو جکومو هستند، باید بدون قید وشرط، پیشنهادات طالبان را قبول نموده وبه آن عمل نمایند.

گرچند در آن روز ها شروط طالبان برای آزادی این دو خبرنگار گنگ ونامعلوم بود، ولی رسانه های داخلی وخارجی از یک چیز صحبت می کردند" خروج نیروهای ایتالیایی از افغانستان در بدل آزادی اجمل ودانیل ماسترو جکومو". اما مقامات افغانستان در آن وقت می گفتند که هیچ شرطی را مبنی بر آزادی این دوخبرنگار از سوی طالبان قبول نخواهند کرد. در پشت پرده اما، مقامات دولت افغانستان، تحت فشار سیاسی کشور ایتالیا وبعضی کشورهای دیگر، به مذاکرات مستقیم شان با ملا داد الله از طریق مقامات محلی هلمند وسران اقوام، ادامه میداد. من که در آن زمان با یک گروه از خبرنگاران ایتالیایی در کابل کار می کردم، هرروز خبرهای ضد ونقیض را می شنیدم. مثلا یک روز خبرنگاران ایتالیایی می گفتند که دولت افغانستان در تماس با وزارت خارجه ایتالیا گفته است که آنها با طالبان به توافق رسیده اند وبه زودی این دوخبرنگار آزاد خواهند شد. اما روز دیگرش باز هم صحبت از این بود که طالبان پیش نهاد جدیدی برای آزادی این دو خبرنگار دارند. ولی هرروز تا کید براین بود که "نباید در مورد این مسایل صحبت کرد" چون ممکن است صحبت کردن در باره این مسایل، این دو خبرنگار را بیشتر در معرض خطر قرار دهد. این کشمکش های پشت پرده همچنان ادامه داشت که ملا داد الله حوصله اش سر رفت ودر تماس با رسانه ها شرط هایش را برای آزادی این خبرنگار، واضح ساخت.
دهم ماه مارچ 2007 برابربا 19 ماه حوت 1385: ملا داد الله فرمانده ارشد طالبان در تماس با رسانه ها شروط آزادی اجمل، جکومو وسید آغا را اعلام کرد؛ ملا داد الله در این تماس تلفونی به رسانه ها گفت؛ در صورتی که نیروهای نظامی ایتالیا خاک افغانستان را ترک کنند ودر صورتی که معلوم شود که "دانیل ماسترو جکومو" یک جاسوس نیست، آنها این خبرنگار ایتالیایی را آزاد خواهند کرد. اما داد الله وملا رحمت الله آزادی اجمل نقش بندی را مشروط به آزادی تعدادی از فرماندهان آنها از جمله ملا منصور داد الله برای ملا داد الله فرمانده خونخوار طالبان دانستند.
18 ماه مارچ 2007 برابر با 27حوت 1385: یک خبرنگار ایتالیایی در کابل به من گفت: که روز گذشته افراد طالبان، دانیل ماسترو جکومو را آزاد نموده اند. کاپریلی در حالی که از من خواست این خبر را پیش خودم نگه دارم، افزود که جکومو را طالبان به "ریش سفیدان منطقه" وافرادی از شفاخانه ی امرجنسی در هلمند تحویل داده اند.

از سوی دیگر درهمین روز، روزنامه ی لا ریپوبلیکا ی ایتالیا نوشته که خبرنگار آنها" دانیل ماسترو جکومو" در بدل آزادی پنج تن از فرماندهان طالبان آزاده شده است.
این فرماندهان آزاد شده ی طالبان عبارت بودند از:
1- استاد یاسر، رییس بخش فرهنگی طالبان
2- عبدالطیف حکیمی، سخنگوی سابق طالبان
3- منصور احمد، برادر ملا دادالله فرمانده طالبان
4- ملا حمدالله آخون قوماندان نظامی طالبان
5- ملا عبدالغفار آخون، یکی از فرماندهان بخش استخبارات طالبان
این خبر در حالی منتشر می شد که از اجمل نقشبندی شهروند افغانستان تاهنوز در اسارت طالبان به سر می برد. یک روز پس از آزادی خبرنگار ایتالیایی، طالبان ویدیویی را منتشر نمودند که در آن اجمل نقشبندی در حالی که دست هایش به پشت بسته بود ومردان مسلح طالبان باکلاشیکوف های شان بسوی او نشان گرفته بودند، با صدای بسیار ضعیفی که حکایت از شکنجه شدن داشت از دولت افغانستان وجامعه ی خبرنگاران افغانستان تقاضای کمک می کرد. اجمل نقشبندی در این ویدیو از دولت افغانستان خواست که برای نجات زندگی اش تلاش نماید.
اما در آن زمان که هر آن احتمال میرفت اجمل توسط گروه خونخوار طالبان گردن زده شود؛ شخص کریم خرم وزیر اطلاعات وفرهنگ حامد کرزی وبعضی از دکان داران رسانه های افغانستان در مصاحبه های شان می گفتند که اجمل یک خبرنگار نیست بلکه او یک مترجم است. دکان داران مطبوعات ودولت در آن زمان به نجات زندگی اجمل نقشبندی هیچ توجهی نداشتند.
ولی ادامه اسارت "اجمل" انتقاد های گسترده ی را در محافل روزنامه نگاری در افغانستان به دنبال داشت. خبرنگاران افغانستان در کابل در یک حرکت خود جوش ضمن انتقاد شدید از سیاست یک بام و دو هوای حکومت، از دولت خواستند تا برای نجات جان اجمل به عنوان یک شهروند افغانستانی اقدام جدی نمایند. اما دولت افغانستان با کمال بی شرمی اعلام کرد که هیچ گونه معامله ی در این خصوص انجام نخواهد داد.
يکشنبه 25 ماه مارچ 2007 برابر با 5 حمل 1386: کریم رحیمی سخنگوی حامد کرزی ضمن تایید آزادی فرماندهان طالبان برای رهایی خبرنگار ایتالیایی، گفت: که این یک عمل استثنایی بود وبه خاطرارزش گذاشتن به روابط ودوستی افغانستان با کشور ایتالیا صورت گرفته وهیچ گاهی این عمل تکرار نخواهد شد.
کریم رحیمی در حالیکه نخواست در باره آزادی اجمل نقشبندی به سوالات خبرنگاران پاسخ گوید افزود که حامد کرزی قبل از سفرش به آلمان به تمام ارگانهای امنیتی دستور داده بود که از هر راه ممکن برای رهایی خبرنگار ایتالیایی استفاده کنند.
در همین. خبرنگاران حرکت خود جوش خبرنگاران در کابل که برای آزادی اجمل راه افتاده بود وقرار شده که از راه ممکن باید اجمل آزاد گردد، توسط "دکان داران رسانه ها" به نحوی مصادره شد و چهره های خاصی که همیشه به نام خبرنگاران در افغانستان تجارت می کنند، در صدد استفاده سیاسی از این جریان برآمدند.
خبرنگاران افغانستانی که در آن زمان دریک وضعیت گیج کننده ی گیر مانده بودند، با آنکه حرکت مدنی شان از سوی حلقات خاص مصادره شده بود، برخواست شان برای آزادی اجمل پافشاری می کردند. در همین حال اکثریت گروه های صنفی خبرنگاران در کشورهای مختلف نیزبا خبرنگاران افغانستان یک جا شدند.

سازمان خبرنگاران بدون مرز وکمیته ی حمایت از خبرنگاران وجمعی از خبرنگاران ایتالیا با پیوستن به حرکت مدنی خبرنگاران افغانستانی، با انتشار نامه هایی نسبت به ادامه ی اسارت اجمل نقشبندی در زندان طالبان اعتراض نموده واز دولت های افغانستان وایتالیا خواستند که برای رهایی او تلاش کنند.
اما با این هم دولت افغانستان هیچ اقدامی برای نجات اجمل نکرد وکریم خرم وزیر اطلاعات وفرهنگ دولت کرزی به خبرنگاران گفته بود که "رهایی اجمل نقشبندی نیز بخشی از معامله با طالبان بود ولی این گروه پس از رهایی روزنامه نگار ایتالیایی، آقای نقشبندی را آزاد نکردند. حرف های کریم خرم این معنی را داشت که گویا دولت افغانستان خواسته که اجمل آزاد شود ولی خوب طالبان موافقت ندارد یعنی اجمل باید کشته شود چون به نظر "کریم خرم" مقصر دولت نیست.
يکشنبه 8 آپریل 2007 برابر با 19 حمل 1386: سخنگوی ملا داد الله، فرمانده خونخوار طالبان، در تماس با رسانه گفت که آنان اجمل نقشبندی را حوالی بعد ازظهر یکشنبه 19 حمل سربریده اند. سخنگوی ملا داد الله گفته بود که آنها برای آزادی اجمل از دولت افغانستان خواسته بودند که دونفر از زندانیان آنها را آزاد کند ولی دولت افغانستان در مورد این درخواست هیچ جوابی ارایه ندادند.
اجمل نقشبندی که در هنگام مرگ بیست وپنج سال عمر داشت شش ماه قبل از مردنش ازدواج نموده بود وبنا به گفته ی پدرش " غلام حیدر" عمده ترین نان آور فامیلش بود.
دوشنبه 9 آپریل 2007 برابر با 20 حمل 1386: ده ها تن از روز نامه نگاران افغانستان در یک گرد همایی اعتراض آمیز نسبت به کشته شدن اجمل نقشبندی روزنامه نگار افغانستانی به دست طالبان، در برابر ساختمان پارلمان افغانستان شرکت کردند. ساعت سه بعد از ظهر دقیقا مصادف با زمانی که داد الله اجمل را سربریده بود، تعداد زیادی از روزنامه نگاران افغانستانی وخارجی در صف های طولانی در مقابل پارلمان برای یک دقیقه سکوت اختیار کردند. دیگر هیچ کاری نمی شود کرد و خبر نگاران با وجود خشم شدید شان نسبت به این پیش آمد، اکثریت به این فکر می کردند که خبرنگار بودن در سرزمین مانند افغانستان، عاقبت جز این چیزی دیگری نخواهد بود.
خبرنگاران دراین تجمع اعتراضی شان با نشر اعلامیه از رسانه های داخلی وخارجی خواستند که اخبار و رویداد های مربوط به طالبان را برای یک هفته تحریم نموده ورسانه های چاپی صفحه ی نخست شانرا به رنگ سیاه چاپ کنند. درعین حال رسانه های دیداری وشنیداری فردای آن روز" سه شنبه دهم آپریل" راس ساعت سه بعد از ظهر برای دو دقیقه سکوت اختیار کنند.
خبر نگاران همچنان در این اعلامیه از "سکوت وسهل انگاری" جامعه بین المللی برای رهایی اجمل نقشبندی نیز انتقاد نموده وآنرا سوال برانگیز خوانده بودند.
سه شنبه 10 آپریل 2007 برابر با 21 حمل 1386: خبرنگاران وبسته گان اجمل نقشبندی با اجتماع شان در پارک زرنگار وافروختن شمع واهدای گل برای اجمل سوگواری نموده واز دولت افغانستان خواستند که جاده ی را به نام او نام گذاری نماید.

چهار شنبه 11آپریل 2007 برابر با 22 حمل 1386: جسد بی سر اجمل نقشبندی در حالیکه بیش از یک ماه در زیر شکنجه افراد طالبان خورد وخمیر شده بود، با یک هلیکوپتر به کابل انتقال داده شد ودر میان جمعی از اعضای خانواده، دوستانش و خانواده ی مطبوعات افغانستان در کابل به خاک سپرده شد.
جای تعجب نیست که با گذشت پنج سال از کشته شدن اجمل نقشبندی، تاهنوز دولت افغانستان هیچ تحقیقی در این رابطه انجام نداده است. از کجا معلوم است که قاتلان اجمل اکنون در ارگ ریاست جمهوری نباشد. دراین صورت تحقیقی نیاز نیست. از سوی دیگر اگر دولت کرزی به فکر شهروندان افغانستان می بود واگر اجمل نیز به عنوان یک شهروند کشور برای حاکمان ارگ نشین ارزش داشت، هیچ گاهی این اتفاق رخ نمیداد. این تنها اجمل نقشبندی نیست که مرگ وزندگی اش برای ارگ نشینان کابل یکی باشد، ما از زمان آغاز حکومت فساد کرزی تا حالا شاهد مرگ مرموز ده ها خبرنگار ونویسنده و شاهد مرگ هزاران شهروند افغانستان بوده ایم.
دولت برای کدامیک از این قتل های مرموز تحقیق نموده است؟ دولت کرزی وحلقه ی مافیایی دربارش اصلا به این تحقیق نیازی ندارد زیرا آنها میدانند قاتل شهروندان افغانستان کیست؟ هم اکنون نیز دهها خبرنگار ونویسنده در سراسر افغانستان از طرف حلقات خاص که به دربار نزدیک هستند مورد تهدید قرار می گیرند.
حلقات مافیایی قدرت در گوشه وکنار کشور با استفاده از قدرت شان خبرنگاران را مجبور می کنند تا به نفع آن بنویسند وبه نفع آنها سخن گویند.
تنها در سال گذشته ی میلادی در افغانستان سه خبر نگار کشده و 16 خبرنگار دیگر از سوی دولت کرزی، همکاران بین المللی اش وبرادرانش بازداشت وشکنجه شده اند.
از برکت کرزی وحلقه مافیایی اش حالا که افغانستان به سرزمین "تریاک، ترور وانتحار" تبدیل شده است نه تنها خبرنگاران بلکه هیچ شهروند کشور مصئونیت ندارد. شهروندان افغانستان در هر گوشه وکنار کشوربا وجود بی کاری وفقر حتا جرئت بیرون شدن از خانه های شانرا ندارند واگر ازخانه هم بیرون شوند، مطمئن نیستند دوباره زنده به خانه برگردند. اینست که باید به پاخا ست و آینده را به دست خود رقم زد.